آقای مهندس‌موسوی لطفاً پاسخ بدهید! - درباره موسوی

درباره موسوی

همه باید همه حقیقت را بدانند

آقای مهندس‌موسوی لطفاً پاسخ بدهید!
نویسنده : محقق - ساعت ۱:٤٤ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ٢۱ خرداد ۱۳۸۸
 

آقای مهندس‌موسوی لطفاً پاسخ بدهید!

1- جناب مهندس موسوی، چگونه است شما که در تمام دوران نخست وزیریتان به دنبال یکدست کردن فضای کابینه و به قدرت رساندن همفکرانتان و خارج کردن افرادی چون ولایتی، ناطق نوری، عسگراولادی، پرورش، مرتضی نبوی و رفیق دوست (از وابستگان به راست آن دوران)، بوده اید،  امروز در سخنرانی های متعدد دم از استفاده از تمام ظرفیت های موجود برای اداره کشور می زنید و بیان می دارید که بنا دارید از همه اقشار سیاسی و فکری در کابینه خود استفاده کنید. آقای موسوی شما چه تضمینی می دهید که دوباره همان رفتار دوران نخست وزیریتان را امروز تکرار نکنید. آقای موسوی آیا این شعار شما مبنی بر استفاده از تمام ظرفیت های کشور تنها یک شعار انتخاباتی نیست؟

2- آقای موسوی شما دلیل حضور خود در عرصه انتخابات کشور را احساس خطر در مورد شرایط موجود اعلام کرده اید و گفته اید که با وضع موجود جامعه به سوی فروپاشی پیش خواهد رفت. این درحالیست که در حال حاضر آمار و ارقام نشان می دهند که پیشرفت های کنونی جامعه و ثبات اقتصادی و سیاسی دولت نهم بسیار بالاتر از دولت های قبلی می باشد. این آمار را حتی اخیراً سازمان ملل نیز منتشر نموده است. آیا شما در دوران 8 ساله سازندگی که سیاست های اقتصادی سرمایه داری بر فضای اقتصادی کشور حاکم بود و فقر و تنگدستی در کشور بیداد می کرد احساس خطر نکردید؟ چرا شرایط بسته سیاسی آن روز شما را به شکستن سکوت خود وادار نکرد؟ اگر سکوت خود در دوران 8 ساله سازندگی را توجیه کنید، سکوت مجدد خود در مقابل آن همه جنجال و هیاهو و درگیری های سیاسی 8 ساله اصلاحات را چگونه توجیه می کنید؟ آیا وقایعی همچون 18 تیر که قلب رهبر انقلاب را به درد آورد، و یا حمله به مقدسات و توهین به آرمان های انقلاب و یا زیر سوال رفتن دفاع مقدس و یا مطرح شدن بحث های چون عبور از ولایت فقیه و حاکمیت دوگانه و ... شما را وادار به شکستن سکوت خود نکرد؟ شما پاسخ داده اید که سانسورتان کرده اند. آیا واقعاً انقدر صدای شما در کشور ضعیف است که توان رساندن مخالفت خود را با وقایع آن زمان به گوش مردم ایران نداشتید؟ اگر شما در این حد ناتوان بوده اید پس چگونه انتظار دارید که دانشجویان و ملت انقلابی ایران که در دوران های مذکور فریاد عدالتخواهی و حق طلبی سر داده اند، به شما اعتماد کنند؟ البته لیست بلندی از خبرنگاران و شخصیت ها وجود دارد که به کرات در موضوعات مختلف در سال های اخیر به شما مراجعه کرده اند و شما حاضر به مصاحبه و اظهار نظر نشده اید. و بدتر از همه اینکه اخیرا خطاب به آقای خاتمی عنوان کرده اید که من به دوران ریاست جمهوری شما افتخار می کردم!!!!

3- شما در دوران مسئولیت خود سه بار استعفا داده اید، یکبار در اردیبهشت 63 به خاطر عدم هماهنگی با رئیس جمهور و کمبود بودجه و بار دوم در تیر 63 که ماه های آغازین مجلس دوم بود که در خواست رای اعتماد برای کل کابینه را داشتید و سرانجام در بار سوم که به دلیل تشدید اختلافات مجلس سوم و دولت در 15 شهریور 67 استعفا کردید که این استعفا درست در روزهای پس از پذیرش قطعنامه و جو ملتهب پس از آتش بس به عرصه مطبوعات کشیده شد. اگر از عدم درک درست شما از شرایط سیاسی و اجتماعی آن روز کشور بگذریم، شما چه تضمینی می دهید که اگر مجلس اصولگرا با شما نیز همانند دکتر احمدی نژاد برخورد کند، استعفاهای پی در پی شما دوباره تکرار نشود؟ در باب سطح تحمل شما نمونه امروزی آن نیز موجود است. هنوز برخورد قهرآمیز شما را در دانشگاه رازی کرمانشاه فراموش نکرده ایم که سوالات منطقی و مستدل دانشجوی عدالتخواه آنچنان شما را برآشفت که جلسه را ترک کردید. آقای میرحسین اگر در دانشگاهی عکس شما را آتش بزنند چه واکنشی نشان می دهید؟ آیا همچنان دانشجویان را فرزندان خود می خوانید و یا فریاد بر می آورید که «می دهم بندازنتان بیرون» ؟!

4- آقای مهندس موسوی، هر چند شما همواره دم از پیروی از امام و قبول نظران و آراء ایشان زده اید اما تناقضات موجود در سخنرانی های شما با نظرات امام سوالاتی را برای ما به وجود آورده است:

4-1- حضرت امام(ره) در مورد نهضت آزادی فرمودند: «اگر نهضت آزادی مدتی در حکومت باقی مانده بود، ملت عزیز ایران در زیر چنگال امریکا و مستشاران او دست و پا می زدند  و اسلام عزیز چنان سیلی از این ستمکاران می خورد که قرن ها سربلند نمی کرد. » از شما انتظار می رفت که با توجه به نظر صریح امام در رابطه با این گروهک مطرود، به طور شفاف همانند امام نظر صریحی در این باره اعلام می کردید.

4-2- امام در مورد جامعه مدرسین فرموده بودند که اگر جذب جامعه مدرسین نشوید، مجبورید جذب اسلام امریکایی شوید. همین جامعه مدرسینی که امام چنین در موردشان اظهار نظر می کنند، سازمان مجاهدین انقلاب را با امضای حضرت آیت الله مشکینی(ره)، سازمانی نامشروع اعلام کردند. حال چگونه است که اعضای همین سازمان نامشروع در صدر ستاد تبلیغاتی شما مشغول فعالیت هستند. آیا ممکن است که این همه تلاش آنان برای به قدرت رسیدن شما، بدون سهم خواهی باشد؟ اینان همان هایی هستند که شما را ترسوتر از آقای خاتمی خطاب کردند.

4-3- حضرت امام درباره شورای نگهبان چنین می فرمایند: «من هشدار می دهم در امر انتخابات تضعیف و توهین به شورای نگهبان امری خطرناک برای اسلام و کشور است.» جناب مهندس موسوی شما این کلام صریح امام را با مواضع اخیرتان در مورد شورای نگهبان و نظارت استصوابی چگونه جمع می کنید؟

5- شما در حالی سیاست خارجی دولت نهم را ماجراجویانه می دانید و بر سیاست تنش زدایی دوران اصلاحات تاکید می نمایید، که نظر صریح حضرت امام در مورد رفتار مسئولین ممکلتی در حوزه سیاست خارجی دقیقاً همان چیزی است که امروز رئیس جمهور ایران اسلامی در تریبون های جهانی فریاد می زند. مگر حضرت امام مساله فلسطین را مساله اول جهان اسلام نمی دانند؟ مگر نفرمودند که از هیچ تلاشی در راه رسانیدن اسلحه و آذوقه و ذخیره به این مجاهدان دریغ نورزیم. مگر نفرمودند «سازش با ظالم، ظلم بر مظلومین است، سازش با ابرقدرت ها ظلم بر بشر است. آن هایی که به ما می گویند سازش کنید، آنها یا جاهل هستند و یا مزدور.» این نظرات را در کنار صحبت های خودتان درباره تنش زدایی در سیاست خارجی و بازگشت به دوران اصلاحات قرار دهید. آیا سخنان امروز شما موضع امام بوده است؟ شما در حالی مواضع دولت نهم درباره فلسطین را فضاحت بار می خوانید که این دولت چیزی فراتر از آن چه امام خواست، یعنی نابودی اسرائیل، این جرثومه فساد، نخواسته است.

از اول انقلاب تا کنون دول غربی و صهیونیسم بین الملل بارها و بارها مواضع و مشروعیت انقلاب اسلامی را زیر سوال برده اند که اوج آن در دوران هشت ساله اصلاحات بود. آیا ما در طول 30 سال انقلاب تنشی ایجاد کرده بودیم که دولت اصلاحات تصمیم به زدودن آن تنش ها گرفت؟! این در حالی بود که جهان غرب و صهیونیسم بین الملل بارها و بارها مبانی، افکار و عقاید ایرانیان و مسلمانان جهان را زیر سوال می بردند و مورد حمله قرار می دادند؟ پاسخ ما به این حملات غرب چه بود؟ آیا جز لبخند و صبر کار دیگری کردیم؟ نتیجه آن همه سازش در دوران اصلاحات چه شد؟ آیا جز این بود که ایران محور شرارت نام گرفت و در صدر اهداف آمریکا واقع شد؟ جای تعجب است که تنها یکبار زیر سوال بردن مبانی مشروعیت غرب توسط دولت نهم در بحث هولوکاست، این چنین شما را برآشفته است! چرا ما نباید هیچ گاه مشروعیت نظام صهیونیسم را زیر سوال ببریم؟ چرا نباید به آنها بگوییم که اگر شما انقلاب ما را زیر سوال می برید ما هم مشروعیت شما را زیر سوال می بریم؟

آقای مهندس‌موسوی لطفاً پاسخ بدهید!

6- جناب آقای موسوی، همسر شما، سرکار خانم رهنورد که عضو شورای مرکزی سازمان مجاهدین نیز هست و به نظر می رسد از نظر تاثیرگذاری در آراء شما پیرامون مباحث مختلف از نقش بسزایی برخوردار است، در مورد خانم عبادی  با آن سابقه سیاه و اعلام شده اش در همراهی منافقین و بهائیت - گفته اند که ایشان به عنوان یک زن فرهیخته! سند افتخار انقلاب است!!! شما چگونه این مواضع را با انقلابی بودن جمع می کنید؟ سرکار خانم رهنورد در مورد مباحث دیگری همچون بحث حقوق زنان و طرح امنیت اجتماعی و خود شما نیز مباحثی را مطرح نموده اند. آیا این مواضع با موضع شما نسبت به این مسائل یکی است؟  

7- شما در طی نامه ای به رئیس ستاد انتاباتی خود خواستار جذب و استفاده از افراد متعهد به ارزش های انقلاب اسلامی، پایبند به آرمان های امام خمینی(ره) و استوار در جهت برقراری و حفظ استقلال، آزادی، عدالت و حمایت از مستضعفان شده اید و تاکید نموده اید که در انتساب مسئولین ستاد به ویژه استان ها دقت لازم صورت گیرد تا افرادی انتخاب شوند که صالح، معتقد و در سطح ملی و استان خوشنام باشند. اما آنچه که ما در عمل از شما می بینیم با گفتار شما کاملاً متناقض است. افرادی همچون مصطفی تاج زاده، محمدرضا خاتمی، عبدالله رمضان زاده، احسان نراقی، علی ربیعی، محمدرضا تاجیک و ... که در پرونده برخی از آن ها گاهاً مبارزات علنی برای براندازی نظام دیده می شود. حال سوال این است که این افراد در ستاد شما چه می کنند؟ آیا اینان معتقد به ارزش های انقلاب هستند؟

8- جناب آقای موسوی، شما خود را مقلد امام و شاگرد مکتب او می‌دانید و مدام سعی می‌کنید از امام بگویید، اما به ما حق بدهید درمواضع شما کمی تردید کنیم. چرا که امام فرموده‌اند: «هر وقت دیدید دشمنان اسلام از مواضع و عملکرد شما حمایت می‌کنند در کار خود شک کنید»

و احتمالا شنیده‌اید که گروه‌های اپوزیسیون داخلی و خارجی، رسانه‌های ضد انقلاب خارجی و شاید در آینده ای نه چندان دور سردمداران آمریکا از شما حمایت می‌کنند و برای شما و شعارهایتان هورا می‌کشند! آیا این مسئله شما را به یاد صحبت‌های حضرت امام(ره) نمی‌اندازد و یا اینکه اصولا امام گرایی شما فقط ترفندی تبلیغاتی است؟

9-  آقای موسوی شما که در سال 1365، طرحی را ارائه داده بودید که در آن آمده بود: « کلیه زنانی که حجاب درستی ندارند از گذرنامه، گواهینامه و دانشگاه محروم هستند»، چه شد که به یکباره  پس از گذشت قریب به بیست سال، اینگونه عملکرد بجا و شایسته نیروی انتظامی که مورد تایید مقام معظم رهبری و مسوولین و افراد دلسوز نسبت به نظام وانقلاب اسلامی نیز می باشد را زیر سوال برده وعنوان کرده اید : « گشت ارشاد را جمع می کنم» ؟! و بگذریم از اینکه در ستادهای انتخاباتی شما دختران و پسران جوان با چه شکل و شمایلی از آرمانهای امام وشهدا پاسداری می کنند!!! که نمونه کوچکی از رویکرد ضد دینی این افراد را می توان در مراسمی که در سالگرد دوم خرداد در استادیوم آزادی که در راستای حمایت از شما بر پا گردید به وضوح مشاهده کرد!

10- با توجه به از دست رفتن رانت ها و مزایایی مالی و تحصیلی که در گذشته برای اعضای تحکیم وحدت توسط دولت و وزارت علوم وقت فراهم می شد به نظر می رسد گردانندگان طیف علامه  این بار عزم خود را برای شرکت در انتخابات و بدست آوردن پیروزی جزم نموده اند.

آقای موسوی، قرار گرفتن افرادی با سابقه در زمینه فعالیت بر علیه نظام و انقلاب اسلامی همچون علی وفقی (از اعضای سابق شاخه مدرن علامه) و حسین نقاشی (عضو سابق فراکسیون سنتی انجمن دانشگاه نهران) به عنوان مسئولان شاخه دانشجویی ستاد شما چه معنی و مفهومی را به دنبال دارد؟! و این در حالی است که افراد مذکور و همفکران ایشان جزو طرفداران پروپاقرص تحریم انتخابات و نافرمانی مدنی در سال های اخیر بوده اند!!!

11- جناب آقای موسوی، بر پایی شب نشینی هایی با استفاده غیر قانونی ازعنوان « دفتر تحکیم وحدت» با حضور افرادی از نمایندگان شما به همراه دیگر نیروهای سیاسی جبهه اصلاحات و جریانهای همفکر که به اسم دانشجویان عضو دفتر تحکیم وحدت در این جلسه شرکت داشتند که اسامی ایشان به این شرح است: عبدالله نوری، عزت الله سحابی، عماد الدین باقی، ابراهیم یزدی، حبیب الله پیمان، رضا علیجانی، تقی رحمانی، هدی صابر، بابک احمدی، عیسی سحر خیز، محمد عطریانفر، هاشم صباغیان، حسین رفیعی، محمد بسته نگار، هرمیداس باوند، عیسی خان حاتمی، احمد زیاد آبادی، یوسف مولایی، محمد ناظری و چون شهلا لاهیجی، مینو مرتاضی، نوشین احمدی خراسانی، شادی صدر و نسرین ستوده، رضوی ؛ به چه معناست؟؟؟!!!

12- آقای موسوی امروز شما دم از آزادی مطبوعات و منتقدان می زنید و خود همواره دولت نهم را مورد شدیدترین حمله ها قرار می دهید. آیا به یاد ندارید سال 65 را که درباره منتقدان خود چه بر زبان راندید؟ ما به شما یادآوری می کنیم. شما خطاب به منتقدین خود گفتید که: این نوع دهان‌ها و قلم‌ها قبل از آنکه در مقابل دولت قرار بگیرند در مقابل مردم قرار می گیرند و ما این هشدار را به آنها می دهیم که مراقب خود باشند و در مقابل قرار نگیرند، از مردم حمایت کنند و به دولت ایراد نگیرند. این پاسخ شما به تنها روزنامه منتقدتان در دوران نخست وزیری بود. مقایسه کنید سقف تحمل خودتان را با سقف تحمل در دولت نهم که این حجم تخریب و حمله توسط شما و اطرافیانتان تنها با سکوت و گذشت دولت نهم همراه شده است.....


 
comment نظرشريف شما ()
 
 







اللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِهِ في هذِهِ السّاعَةِ وَفي كُلِّ ساعَةٍ وَلِيّاً وَحافِظاً وَقائِدا ‏وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَك َطَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فيها طَويلاً