آخرین اخبار و اطلاعات تا این ساعت (19) - درباره موسوی

درباره موسوی

همه باید همه حقیقت را بدانند

آخرین اخبار و اطلاعات تا این ساعت (19)
نویسنده : محقق - ساعت ٧:۱۱ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۱۱ تیر ۱۳۸۸
 

خدمت رسانه‌اي رسانه‌هاي غرب به اغتشاشگران ايران ادامه يافت

با تاييد نتايج انتخابات رياست جمهوري دهم از سوي شوراي نگهبان، موج جديد تحرکات رسانه‌هاي غربي عليه دولت ايران آغاز شده است.

تاييد نتايج انتخابات رياست جمهوري و اعلام بسته شدن پرونده از سوي شوراي نگهبان، موج جديدي از تبليغات رسانه‌اي غرب را برانگيخته است و روزنامه انلگيسي گاردين در اين تحرکات نقش «سياست فرار رو به جلو » را در پيش گرفته است.

اين روزنامه با درج مطلبي از مردم دعوت کرده است تا اطلاعات خود را در خصوص افراد دستگير و يا کشته شده در جريان وقايع پس از انتخابات ايران را براي اين روزنامه ارسال کنند.

در اين روند ، 317 نفر را که اکثر آنها بدون نام هم هستند به عنوان افراد معرفي شده از سوي مردم برشمرده است و در اين ميان به کشته شدن 26 نفر اشاره کرده که نفر اول آنها «ندا آقاسلطان» است.

اين روزنامه که اين درخواست خود را در تويتر و فيس‌بوک نيز لينک کرده است تلاش‌هاي جديدي را براي دخالت در امور ايران آغاز کرده و عنوان داشته است که اين اطلاعات براي ارائه سازمان حقوق بشر دريافت مي‌شود.

لازم به ذکر است اين روزنامه هيچ اشاره‌اي به مدارکي که درخصوص قتل نداآقاسطان توسط وزارت اطلاعات ايران به دست آمده و سناريويي که از قبل توسط برخي کشورهاي غربي براي اين اقدام تعبيه شده بود نکرده است!

خبرگزاري صداي آمريکا نيز در صفحه‌اي که به نام «صفحه ندا» طراحي کرده است از خوانندگان دعوت کرده تا نظرات و يادداشت هاي خود را درباره ندا، بازداشت شدگان و مقتولين روزهاي پس از انتخابات در اين صفحه بنويسند.

بي‌بي‌سي نيز در نظرسنجي امروز چهارشنبه خود به نظرسنجي درخصوص فيلم‌ها و تصاويري که از شبکه‌هاي خارجي از اخبار ايران پخش مي‌شد اختصاص داده است و سعي کرده است تا به نوعي ميزان تاثير خود در حوادث اخير را محک بزند.

لس‌انجلس تايمز نيز در يک مصاحبه با خانوده‌اي ايراني ساکن کاليفرنيا نوشت: اين خانواده پس از انقلاب اسلامي به دليل شرايط حاکم بر ايران که مي‌بايست از حجاب استفاده مي‌کردند به کاليفرنيا سفر کردند و در آنجا پناهنده شدند.

اين روزنامه اضافه کرده است يک عضو اين خانواده شاعر و عضو ديگر رقاص است و اعلام کرده اند که از 30 سال گذشته تاکنون حق زنان در ايران ناديده گرفته شده است.

 

**همسويي رسانه‌هاي فرانسوي و انگليسي

رسانه هاي فرانسوي نيز در ادامه اتخاذ سياست نرم خود، گزارش‌هاي روايي و ساختگي از تحولات ايران به مخاطبان القا کردند.

در اين ميان روزنامه لو فيگارو در شماره امروز چهارشنبه خود در گزارشي کاملا ساختگي و با استفاده از چند نام ايراني تلاش کرده است وجه بسيج را به عنوان يک نيروي سرکوبگر به کاربران خود معرفي کند .

اين روزنامه علاوه بر اينکه ستوني رابراي کاربران خود ايجاد کرده تا آنها آخرين اطلاعات و اخبار درست يا کذب را براي اين رسانه فرانسوي ارسال کنند، با توليد گزارش‌ها و اخبار جهت‌دار از جمله خبري که به نقل از سايت « قلم سبز» در خصوص رد نتايج بازشماري آرا از سوي ميرحسين موسوي خبر داد در صورتيکه اين خبر در سايت مذکور منتشر نشده بود.

ديگر روزنامه فرانسوي «لوموند» نيز از زمان آشوب‌هاي خياباني علاوه بر انتشار اخبار و گزارش‌هاي تصويري، ستوني رابراي بازتاب دادن نظرات کاربران خود که مشخصا به صورت گزينشي منتشر مي‌شود اختصاص داده‌است.

شبکه هاي تلويزوني فرانس 24 و تي وي 5 و يورو نيوز نيز طي روزهاي اخير به طور مستمر علاوه بر پخش گزاش‌هاي يک سويه در محکوم کردن تلاش‌هاي نظام مقدس جمهوري اسلامي، همواره باترتيب دادن گفت وگوهاي رسانه اي با شرکت کارشناساني که تنها نگاه منفي عليه ايران دارند به القاي تفکرات خود مي‌پردازند.

 

**همگامي رسانه‌هاي خارجي براي انتشار بيانيه کروبي

همچنين با توجه به عدم چاپ روزنامه اعتماد ملي در روز چهارشنبه به دليل بيانيه تند و جديد مهدي کروبي ، نامزد شکست خورده اصلاح‌طلبان ، بي‌بي‌سي، رونامه لوفيگارو نيز درصدد پرکردن اين خلاء برآمدند و با انتشار متن کامل بيانه وي، سعي کردند تا اين موج تبليغي را تشديد کنند.

برگزاري فرانسه نيز با ذکر اينکه روزنامه اعتماد ملي امروز چاپ نشده است به بيان بخش‌هايي از بيانه کروبي پرداخت و سهم خود را به عنوان يک رسانه‌غربي در پيگيري اخبار پس از انتخابات ايران ادا کرد!

گفتني است، اين حجم تبليغات، اخبار و گزارش‌ها پيش ، حين و بعد از انتخابات رياست‌جمهوري و پيگيري آن از سوي رسانه‌هاي غربي بي‌سابقه است.

 

 

روايتى ديگر از حوادث اخير و آنچه آشوبگران بر سر مردم آوردند

1- به قدرى هيجان زده شده بود که پاره هاى آجر را از پشت بام خانه بى هدف به پايين پرتاب مى کرد، غافل از آنکه هيچ کدام از آنها بر سر هيچ کانديدايى اصابت نخواهد کرد و آنانى که سرشان مى شکند مردمى هستند که هم نوا با او به هيجان آمده اند و آنان نيز نمى دانند چرا آجر هوادارى از يک کانديداى مشترک را از جانب همراهان خود مى خورند!

2- وقتى به خود آمد جمعيت پر هياهو، متراکم شده بودند و او مانده بود و کت و شلوارى تکه تکه شده، سر و صورتى زخمى وخونين، اعصابى در هم ريخته و پرسش هايى که آزارش مى داد: آيا اين من بودم که شيشه شکستم ؟ موتوسيکلت آتش زدم ؟ ناسزا گفتم؟ سنگ پرتاب کردم؟

3- ناباورانه به شيشه هاى خرد شده ماشينش نگاه مى کرد. دلش مى خواست افراد ديگرى اين بلا را بر سر ماشين او آورده بودند. ولى واقعيت چيز ديگرى بود ؛ شعار کسانى که به خودرو او حمله کردند با شعار او يکى بود. دلش نمى خواست حقيقت را باور کند، پس چيزى را باور کرد که در ذهنش بود. با تلفن همراهش از شيشه هاى خرد شده ماشين فيلم گرفت و سناريو را براى ديگران آن طورى تعريف کرد که خودش ساخته بود.

1- گم شدن در انبوه خلق

130 سال پيش، وقتى گوستاو لوبون فرانسوى کتاب «روانشناسى انبوه خلق» را مى نوشت شايد هيچ گاه تصورش را نمى کرد که در سال هاى بعد، مصداق هاى نظريه او در حوزه روان شناسى اجتماعى، در عرصه هاى گوناگون سياسى و اجتماعى آن چنان پرشمار و پررنگ عينيت پيدا کند که اگر امروز زنده بود شايد هزار بار توسط قربانيان فرآيند انبوه خلق به دار آويخته مى شد يا زنده زنده در آتش خشم کور آنان مى سوخت.

آنچه درانبوه خلق اتفاق مى افتد با هيچ نظم منطقى سازگارى ندارد و همين دليل نتايج و تبعات خطرناکى را در پى دارد. آنانى که در موج متلاطم انبوه خلق گم مى شوند، آن چنان از خود بيگانه مى شوند که انجام هر عملى، حتى جنون آميز از آنان بعيد نخواهد بود. منظور از انبوه خلق عده اى از افراد هستند که در عمل مشخصى يا بروز حادثه اى گرد هم مى آيند و داراى ويژگى هايى چون وجود احساسات و هيجانات آنى، نداشتن تشکل و انسجام، وجود ارتباط موقت و ناپايدار ميان افراد، از دست دادن حس تشخيص، پيوستن به گروه بدون تصميم قبلى و در نهايت فقدان هدف انديشيده هستند. در فرآيند انبوه خلق هيجانات به سرعت و خارج از حيطه عقلايى به ديگران تسرى پيدا مى کند و در چنين شرايطى تعدادى افراد سودجو به راحتى مى توانند هدايت جماعت هيجان زده را به دست گرفته و آنان را به انجام اعمالى سوق دهند که در شرايط عادى و منطقى، هيچ شهروندى حاضر به دست زدن به چنان اعمالى نيست.

لوبون به طور مشخص سه دليل اوليه را براى شکل گيرى انبوه خلق برشمرده است، هرچند با نگاهى همه جانبه نگر و شبکه اى مى توان دلايل متعدد به هم پيوسته اى را در بروز اين پديده و کميت و کيفيت تظاهرات آن ذکر کرد. دلايل سه گانه لوبون به قرار زير است:

1- احساس شکست ناپذيرى و قدرت: احساسى که هرچند به شدت در قربانيان پديده انبوه خلق، به ويژه در شکل دهندگان به آن وجود دارد ولى ما به ازاى بيرونى آن بسيار کمرنگ تر يا حتى کاملاً مغاير با احساس مزبور است و به همين دليل خيلى زود در برابر واقعيت رنگ مى بازد و از بين مى رود.

2- تقليد و سرايت: در تقليد و سرايت، تاثير پذيرى هيجانى وجه غالب است، و استدلال و علت يابى براى رفتار مجالى نمى يابد، از اين رو نتيجه رفتار نيز غير قابل پيش بينى است، حتى براى خود فرد.

3- تلقين پذيرى: وقتى فضاى منطقى تقليل مى يابد، ظرفيت روانى براى القا و تلقين پذيرى به حداکثر مى رسد.

هربرت بلومر عامل تجمع افراد و مجاورت را نيز به دلايل لوبون اضافه مى کند.

به اعتقاد لوبون در عين حال حداقل پنج ويژگى مى توان براى انبوه خلق برشمرد: 1- تفکر منطقى کم ( عقلانيت کم) 2- روح انتقاد نگرى بالا و زياده روى در بروز احساسات3- مجاورت فيزيکى 4- نامتجانس بودن از لحاظ سن، جنس و شغل 5- احساس و هيجان.

به اين ترتيب بر اساس نظريه انبوه خلق يا واگيرى اجتماعى فرد وقتى در جماعت انبوهى قرار مي‌گيرد، رفتارهايى را نشان مي‌دهد که مطلقاً در حالت فردى بروز نمي‌دهد. به عبارت ديگر، روح جمعى خصوصيتى دارد که بر فرد غلبه کرده و او را به الگوبردارى از کارهاى ديگران وامي‌دارد. تجمعات و تخريب هاى پس از مسابقات فوتبال که تا سطح شهر و کوچه و خيابان کشيده مى شود نمونه بارزى از انبوه خلق است که در نهايت به ونداليسم منتهى مى شود. همان طور که گفته شد در انبوه خلق فرد به طور کلى در جمع انبوهى مانند تماشاگران فوتبال، هيچ تفکر استدلالى ندارد. از سوى ديگر، قدرت سرايت يک رفتار در چنين جمع‌هايى بسيار بالاست؛ به طورى که اگر يکى شعارى بدهد، همه آن را تکرار خواهند کرد و بالاخره اينکه، فرد در جمع، احساس قدرت شکست‌ناپذيرى و قدرت افراطى مي‌کند و به همين دليل، ممکن است دست به هراقدام خطرناک، خارج از عرف و قانون و خطرناکى بزند.

آنچه به طور روشن و مشخص از دلايل و ويژگى هاى انبوه خلق بر مى آيد اثرات تخريبى شديدى است که از آن حاصل مى شود و از آن جايى که مبتنى بر بنيان هاى منطقى و هدفمند نيست، نه تنها کنترل آن سخت مى شود، بلکه خود افراد حاضر در فرآيند انبوه خلق نيز بر رفتار خود کنترل ندارند.

حال اگر انبوه خلق به تعبير گوستاو لوبون به شکل سازمان يافته ( متشکل ) بروز کند، در عين حال تمامى ويژگى ها و اثرات تخريبى ياد شده را خواهد داشت. در چنين شرايطى احتمال استمرار انبوه خلق به دليل سوء استفاده هدايت کنندگان آن بيشتر مى شود، هر چند به دليل هيجانى و نمايشى بودن به هر حال فروکش مى کند و جاى خود را به احساس سرخوردگى، پشيمانى و حتى افسردگى مى دهد.

بدون شک نمى توان گفت تمامى تجمعات، تظاهرات جمعى و حوادثى که اخيراً به بهانه انتخابات در تهران و برخى شهرهاى ديگر شکل گرفت، ناشى از بروز پديده انبوه خلق بوده است، ولى مى توان ادعا کرد با توجه به شباهت هاى انکار ناپذير با الگوى انبوه خلق، بازيگردانان رويدادهاى اخير از اين ظرفيت آسيب زا که به ويژه در نسل جوان به راحتى قابل اجراست، حد اکثر استفاده را کرده و در ترکيب با دو عامل ديگر (ونداليسم و عقايد قالبى) اهداف خود را، هر چند براى مدتى کوتاه، به پيش بردند.

استفاده غير اخلاقى از اين فرآيند تنها منجر به وارد آوردن آسيب به قربانيان انبوه خلق نشد و خسارات جبران ناپذيرى به جامعه و مردمى وارد شد که حداقل به مدت 10 روز زندگى و معيشت روزمره خود را ناامن و در معرض تهديد ديدند و تبعات روانى… اجتماعى و اقتصادى سنگينى را متحمل شدند.

2- تخريب تا سرحد جنون

فارغ از اينکه چه عواملى موجب مى شود يک شهروند به جان اموال عمومى بيفتد و هر چه را بر سر راه خود مى بيند تخريب کند، پديده ونداليسم ( خرابکارى) مقوله اى به شدت سياه و مورد انزجار افراد جامعه است.

خشونت، قانون گريزى، فقدان استدلال منطقى و انتقام جويى ويژگى هايى هستند که به طرز عجيبى از ونداليسم همسايه اى براى «انبوه خلق» ساخته است. البته ونداليسم پديده اى مستمر و هميشگى است که هم چون يک بيمارى اجتماعى، فرهنگى، سياسى در بسيارى از جوامع در قالب اعتراض پراکنده خودنمايى مى کند و صندلى هاى شکسته شده اتوبوس ها، باجه تلفن هاى خراب شده و. . . نمادهاى فراوان اين بيمارى هستند، اما در بطن جريان هايى که در شکل انبوه خلق بروز مى کند، ظرفيت شگرفى براى تظاهر بدترين و مخرب ترين انواع ونداليسم وجود دارد.

هرچند نظريه پردازان حوزه روان شناسى اجتماعى عمدتا از تخريب اموال عمومى به عنوان تظاهر اصلى ونداليسم ياد مى کنند، ولى در جهان کنونى انواع پيچيده ديگرى از ونداليسم، تخريب فضاهاى مجازى، مسيرهاى اطلاع رسانى، چهره ها و شخصيت ها و از همه مهم تر ذهن و روان شهروندان را هدف خود قرار داده است، تا جايى که اين پديده از حالت پراکنده فردى خارج شده و شکلى متمرکز براى دستيابى به اهدافى خاص خارج از چارچوب هاى قانونى را پيدا مى کند. استفاده هدفمند از روحيه پرخاشگرانه برخى جوانان بزهکار و وسيله قرار دادن آنان در اين زمينه، ساده ترين راه براى بر هم ريختن نظم عمومى و وارد ساختن خسارات بسيار به جامعه است.

در بسيارى از تحقيقات به اين نتيجه رسيده اند که وندال ها و جوانان بزهکار يکى از بارزترين و مشهورترين گروه هاى بيگانه در جامعه معاصر هستند. به اعتقاد صاحب نظران وندال هاى بيگانه معمولاً در خانه هايى غير منضبط با والدينى سردرگم و مردد و نامطمئن رشد يافته و رفتار اعتراضى خود را به صورت قهرآميز، پرخاشگرانه، ويرانگرانه و خشونت آميز در مقابل نسل بزرگتر، کانون هاى قدرت و همه نهادها و سازمان هاى تاسيس شده در جامعه نشان مى دهند، و اين ناهنجارى در هنگامه بروز آشوب هاى اجتماعى و سياسى به حالتى انفجارى نمود پيدا مى کند.

تخريب ميليارد‌ها تومان اموال عمومي تنها در يک شهر(تهران)، تخريب اينترنتي و خرابکاري در مسيرهاي اطلاع‌رساني و دست‌اندازي به روح و روان ميليون‌ها شهروند در آشوبگري‌هاي پس از انتخابات، نمونه‌اي از حالت انفجاري ونداليسم بود که در ترکيب با فضاهاي توأم با انبوه خلق و سناريوهاي از پيش تعريف شده، شکلي بسيار پررنگ‌تر و آسيب‌زا‌تر از مصاديق معمولي اين پديده را به نمايش گذاشت. اتفاقي که افتاد به قدري پر هزينه و فاجعه‌بار بود که با خط‌کش ارزيابي اقتصادي صدها ميليارد ريال به جامعه خسارت وارد کرد و اگر هزينه حافظه تخريب شده آحاد جامعه، به هرز رفتن ميليون‌ها ساعت وقت مفيد شهروندان در ترافيک‌ها و ازدحام‌هاي به وجود آمده، هزينه سنگين کنترل رسمي حوادث تلخ اخير و تمامي آسيب‌ها و زيان‌هاي سياسي، اقتصادي، ‌اجتماعي و رواني آن را محاسبه کنيم، شايد به جرأت بتوان گفت خساراتي به اندازه يک حادثه غيرمترقبه بزرگ به بدنه و روح جامعه وارد شد. تخريبي که در مدت 10 روز پس از انتخابات صورت گرفت نمونه‌اي جنون آميز از ونداليسم بود که با سوء استفاده برخي افراد و گروه‌هاي سياسي که در مسير قانوني در رسيدن به اهداف خود ناکام مانده بودند شکلي بسيار خطرناک از ونداليسم سياسي به خود گرفت که هر بار تکرار آن به مثابه وقوع يک فاجعه خواهد بود، پس انديشيدن راهکارهايي براي جلوگيري از آن امري بسيار حياتي است و با سلامت و بيماري و حتي مرگ و زندگي جامعه سروکار دارد.

3- من مي‌گويم آب سياه است‌!

وقتي يک دروغ را با تعصب و ذهنيتي خشک، انعطاف‌ناپذير و متحجر براي خود تکرار مي‌کنيم، آن را به مثابه يک حقيقت مسلم مي‌پذيريم و سپس آن دروغ را با ايماني وصف‌ناپذير به ديگران القا مي‌کنيم. چنين ويژگي شايد در زندگي روزمره فردي و اجتماعي و تعامل‌هاي ساده و کليشه‌اي معمول تنها منجر به آسيب‌هايي مقطعي و محدود شود، اما اين فرآيند در برهه‌هايي خاص همچون حوادث مذکور، به شدت باعث انحراف و مسموم شدن افکار عمومي شده و در ترکيب با دو پديده انبوه خلق و ونداليسم تبديل به بمبي مهيب مي‌شود.

در چنين شرايطي شهروندان عادي که خواسته يا ناخواسته درگير حادثه شده‌اند با هيجان وصف ناپذيري به خود و ديگران دروغ مي‌گويند و گستره چنين فرآيندي اوضاع را به جايي مي‌رساند که به سختي قابل کنترل است. به اعتقاد هواداران يک فرد يا گروه، هر چيزي دروغ‌هاي راست شده(!) آنان را تاييد کند حق و صحيح و غير آن ناحق و ناصحيح است.

روان شناسان اجتماعي از اين پديده مخرب و آسيب‌زا با عنوان عقيده قالبي Stereotypes ياد مي‌کنند.

عقيده قالبي ريشه‌اي يوناني دارد و به معناي «محکم» و «غيرمتحرک» است و اصطلاحا تصور يا عقيده‌اي است که شخص يا گروهي بدون تعمق بپذيرد. عقيده قالبي، بيانگر قضاوتي ساده شده، بررسي نشده و گاه نادرست، در باب گروهي ديگر و يا حتي وقايعي چند است. به تصور قالبي، نگرش کليشه‌اي نيز گفته مي‌شود که در يافتن علل دقيق مسائل و واقعيت‌هاي اجتماعي و سياسي مشکلاتي به وجود مي‌آورد.

نگرش افراد و گروه‌هاي قائل به تبعيض نژادي نمونه‌اي بارز از عقيده قالبي است. اين نگرش به قدري در آنان ريشه دوانده است که ناخودآگاه واقعيت‌ها را به گونه اي مي‌بينند و استنباط مي‌کنند که در هر شرايطي سياهان مقصر و سفيدها بيگناه و محق جلوه مي‌کنند.

آنجا که تصورات قالبي با اضطراب يا ترس مرتبط است، ممکن است، وضعيت کاملاً متفاوت باشد. تصورات قالبي در چنين شرايطي معمولاً با نگرش‌هاي خصمانه و نفرت نسبت به گروه مورد بحث آميخته‌اند. براي مثال يک سفيدپوست ممکن است معتقد باشد سياهان تنبل، کودن يا حتي زائد هستند و در چنين شرايطي بي شک از رويکردهاي تحقيرآميز نسبت به آنها استفاده خواهد کرد و حتي به رفتارهاي خشونت آميز عليه سياهان دست خواهد زد.

حمله مرگبار گروه‌هاي آشوب طلب و شماري از کساني که در امواج انبوه خلق حل شدند به افراد و گروه‌هاي رسمي که قصد کنترل اوضاع و ايجاد نظم را داشتند در موارد بسياري جنبه عينيت يافته عقيده قالبي در حد افراطي را به نمايش گذاشت.

به اين ترتيب و در سطور پاياني اين نوشتار آسيب شناسانه از حوادث اخير بايد گفت با اضافه شدن پديده عقيده قالبي به انبوه خلق و ونداليسم، مثلثي نابودگر تشکيل مي‌شود و همان گونه که گفته شد بمبي به وجود مي‌آيد که اثرات تخريبي آن نه سه برابر، بلکه صدها برابر هريک از اضلاع تشکيل دهنده آن است.

4- چه بايد کرد؟

بدون شک صرفاً در اين سطور نمي‌توان به ارائه راه حل‌هايي موثر و جامع درباره آنچه گفته شد پرداخت و نگارنده نيز قصد اين کار را ندارد؛ يکي به اين دليل که کالبد شکافي، علت يابي و ارائه طريق در خصوص حوادث اخير نيازمند اجماع، پژوهش و مطالعات آسيب شناسانه گسترده از سوي کارشناسان، نظريه پردازان و پژوهشگران در حوزه‌هاي مختلف است. دوم اينکه موضوع به قدري غامض، بي‌سابقه و چند وجهي است که تنها با يک يا چند مقاله و تحليل نمي‌توان راه‌حل‌هايي قابل اتکا و اعتنا ارائه داد.

با اين وصف نظريه پردازان اين حوزه راه‌حل‌هايي کلي و عمومي در اين زمينه ارائه داده اند که با بهره گيري از آنان مي‌توان به موارد زير اشاره کرد: ‌ ‌

1- انبوه خلق، ونداليسم و بروز عينيت يافته عقايد قالبي را مي‌توان مانند هر مساله اجتماعي ديگر نمودي از ناهماهنگي، نابساماني، عدم کارکرد صحيح برخي نهادهاي ذيربط در جامعه دانست و اگر مساله اجتماعي را به مانند بيماري در جامعه تلقي نماييم، پس بايد ريشه‌هاي بيماري را جست‌وجو و درمان کرد.

3- توجه به امر آموزش و تبليغ، از ديگر راه‌حل‌هايي است که بايد با استفاده از روش‌ها و ابزارهاي مختلف رسانه اي، هنري و. . . به مرور و به شکلي غير مستقيم و جذاب و قابل پذيرش به کار بست.

4- بافت فيزيکي شهر‌ها بايد به گونه اي باشد که امکان بروز پديده‌هايي همچون انبوه خلق و ونداليسم را به حداقل رسانده و امکان کنترل آن را فراهم سازد.

5- به وجود آوردن زمينه‌هايي براي مشارکت مردم در حل مشکل با تشويق‌هاي مؤثر که نيازمند مشارکت فعال رسانه‌هاي گروهي نيز هست.

6- تقويت نظارت و کنترل‌هاي اجتماعي رسمي و غيررسمي از راه‌حل‌هاي ديگردر اين زمينه است. تقويت نيروي نظارت و کنترل‌هاي اجتماعي شامل ابزارهاي قانوني و پليس و کنترل‌هاي غير رسمي شامل ابزارهاي اخلاقي، ارزشي و فرهنگي است.

7- در خاتمه بايد از ايجاد زمينه‌هاي مناسب و کم هزينه براي تخليه هرازگاهي هيجانات انباشته شده عمومي، به ويژه نسل جوان جامعه، به عنوان مهم ترين راهکار در اين زمينه ياد کرد. هيجاناتي که اگر تخليه نشوند، در موقعيت‌هايي همچون حوادث اخير، حالتي انفجاري به خود گرفته و باعث گم گشتگي تا حد از خود بيگانگي در انبوه خلق و تخريب تا سرحد جنون مي‌شوند.

 

 

انگليس چگونه بر موج سبز سوار شد؟

رسانه هاى انگليسى چگونه نقش خود را در ساماندهى اغتشاشات اخير تهران بازي کردند؟

دهمين دوره انتخابات رياست جمهوري گرچه عرصه‌اي براي به ميان آمدن ديدگاه‌‌ها و خطوط فکري جريان‌‌هاي عمده سياسي کشور شد اما به موازات خود، جريان‌‌هاي هدايتگري را نيز تجربه کرد. بخش عمده و اساسي اين هدايت‌‌ها و کنترل‌‌ها بي‌شک، «قدرت پشت گفتمان‌ها» يعني «رسانه‌ها» بودند. رسانه‌‌ها اين خطوط ناخودآگاه اربابان خط و ربط سياسي، چنان نقشي را در فضاي انتخابات ايفا کردند که ازخلال آنها تلاش آنان براي «ميانداري» نيز قابل رصد بود. درحوزه رسانه‌‌هاي خارجي اما اين شبکه خبري بي بي سي فارسي بود که طي ماه‌‌هاي گذشته چالش‌‌هاي نرمي‌را درزمينه مقابله با ارزش‌هاي ايدئولوژيکي تدارک ديد. اصولا اين شبکه با دو تاکتيک وارد فضاي انتخابات ايران شد. نخستين تاکتيک، حواس پرتي جمعي (mass distraction) بود که براساس آن سعي شد پيام‌‌ها از محتوا تهي شده و ارزش‌‌هاي خبري ديگري دراذهان شکل بگيرد. تاکتيک ديگر هم تزريق زيرپوستي (hypodermic needle) بود که طي آن تلاش شد برخي از پيام‌‌هاي هدف‌گذاري شده با دزهاي مختلف به ببيندگان و مخاطبان القا شود. با توجه به دو مورد ذکر شده و با بررسي‌‌هاي صورت گرفته مي‌توان گفت که ورود اين شبکه به فضاي انتخابات ايران در سه فاز طراحي و پيگيري شد.

 

الف – فازاول، عدم مشارکت «نمايان»

در اين فاز با توجه به فضاي گنگ بودن احتمال حضور کانديداها درعرصه رقابت‌‌ها به سنت انتخابات گذشته سعي شد که مشارکت بالاي مردم در اين انتخابات عملي نشود. فضا سازي متناسب با تحولات صحنه و نيز سوق دادن مردم به بي‌تفاوتي حضور در انتخابات سخت مورد تأکيد قرارگرفت تا «نقدينگي اعتماد مردمي‌به نظام» به چالشي جدي دراين زمينه تبديل شود.

 

ب- فازدوم- تلاش براي «تغيير»

پس از آنکه کانديداهاي ديگر نيز به ميدان آمدند و فضاي رقابت‌‌ها نيز رو به گرمي‌رفت، اين شبکه با تغيير رويکرد سعي در مصادره فضاي سياسي کشور در جهت اهداف بنگاه سياسي خود نمود. برجسته ساختن انتقادات عليه دولت مستقر، به کاربستن رويکردهاي «عاطفي»، «ناسيوناليستي»، «ترغيبي»، «القايي» با تکيه بر«فضاي وانموده» براي معکوس ساختن حقايق و وقايع ازجمله مواردي بود که در اين فاز بشدت دنبال شد. دراين بخش به‌طورکلي شبکه بي بي سي فارسي براي مقابله با دولت نهم و نيز بالانس رسانه‌اي جريان مقابل سه تکنيک را دردستور کار خود قرارداد.

 

الف-1- تکنيک پارازيت روانشناختي

در اين تکنيک سعي گرديد مجموعه اقدامات دولت مستقر به چالش کشيده شده و حتي مجموعه اهداف، پيام‌‌ها و اقدامات آن به نوعي دستکاري و تحت الشعاع قرارگيرد. بيان اين نکته که «دولت موجود در سياست هسته‌اي خود موفق نبوده»، «وضعيت اقتصادي مطلوب نيست»،

«خرافه گرايي جان گرفته»،«افتتاح پروژه‌‌ها نمايشي» مي‌باشد و... از عمده محورهايي بود که به همان شيوه تزريق زير پوستي در برنامه‌‌هاي اين شبکه دنبال شد.

 

الف-2- تکنيک اسطوره سازي

دراين روش سعي شد از برخي کانديداها به شکل غيرمستقيم شخصيت‌هايي ساخته شود که در مقايسه با ساير نامزدها از ويژگي‌‌هاي خاصي برخوردار باشند. درحقيقت با خلق شخصيت بي‌همتا براي برخي کانديداها سعي شد دراين فضا اسطوره‌اي براي نجات خلق شده و حالتي قابل پرستش بگيرد. اين اسطوره قرار بود خيلي چيزها را تغييردهد و حتي نسبت به رقيب اصلي قراربود ريل سياست‌‌هاي گداپرورانه را تغييردهد. اين اقدامات در حالي صورت مي‌گرفت که به موازات آن سعي شد اين شبکه در طول برنامه‌‌هاي خود نقش سخنگويي جامعه را برعهده گرفته و انرژي رواني لازم را به جامعه تزريق کنند. همچنين دراين ميان با دنبال ساختن فضاي رعب تبليغاتي تلاش شد کانديداي اسطوره پيشاپيش پيروز انتخابات معرفي شده و عدم قطعيت اين موضوع با احتمال تقلب در انتخابات سوئيچ شود. اين روند البته با به کاربردن آخرين متدهاي رسانه‌اي با زيرکي دنبال شد و اين شبکه با اخبارگيري داخلي سعي کرد در قالب سخت خبرو نرم خبر به القاي پيام‌‌هاي خود بپردازد. دراين ميان همچنين با توجه به حضور برخي از خبرنگاران اصلاح‌طلب در کادر اين شبکه و نيز ارتباط گيري‌‌هاي داخلي براي دريافت اخبار نشان داد که اين شبکه با نيت و قصد قبلي براي تأثير گذاري برانتخابات ايران تأسيس و فعال شده است. آموزش عمومي ‌براي برخي خبرنگاران ايراني در قالب اردوهاي رسانه‌اي در يکي از کشورهاي حاشيه خليج فارس آن‌هم در شرايطي که وزرات امور خارجه انگليس با کسري بودجه مواجه شده و برخي از شبکه‌‌هاي بي بي سي درتعدادي از کشورها نيز تعطيل شد، نشان داد که انگليس بيش از هرچيزي به تحولات خاورميانه بويژه ايران سخت چشم دوخته است.

 

فازسوم – اغتشاشات و اعتراض به روند انتخابات

زماني که براي پوشش اخبار انتخابات گروهي 55 نفره از رسانه‌‌هاي انگليس به ايران عزيمت کردند، مي‌شد حدس زد که اين انتخابات براي خيلي‌‌ها سرنوشت ساز است. نتايج انتخابات که مشخص شد اين گروه 55 نفره رسانه‌اي به دليل اينکه نتيجه انتخابات مطلوب آنها نقش سخنگويي جريان اعتراض و سپس اغتشاش را برعهده گرفتند. دراين مقطع بي بي سي فارسي در برنامه‌‌هاي خود ضمن برگزار ساختن ميزگردهاي مختلف نظرات کارشناسان را همچون تأکيد برآمدن به خيابان‌‌ها براي بيان اعتراضات، کوتاه نيامدن در برابر کودتا و تقلب در انتخابات و... به اذهان القاء و برعدم انقياد به قانون تصريح مي‌کردند. اين شبکه همچنين با درخواست از بينندگان خود مي‌خواست که با موبايل‌‌هاي خود تصاوير درگيري‌‌ها را به اين شبکه mail کنند. هدف عمده از اين اقدام به باور کارشناسان عمليات رواني، اين بود که 1- با توجه به اينکه تصاوير با دوربين‌‌هاي غيرحرفه‌اي گرفته مي‌شوند، وجود سانسور و فضاي امنيتي را برجسته سازند و 2- با توجه به ميزان pixel دوربين‌‌هاي تلفن‌‌هاي همراه تصاوير را مستندترو حجيم انتشار دهند. در اين ميان ارتباط ستاد قيطريه کانديداي اصلاح طلبان با شبکه بي بي سي و پوشش برخي از توليدات آن در قالب «شايعات»، ‌«اخبار با منابع سياه و خاکستري» انتشاراطلاعيه‌‌ها و emailها ‌مورد قابل کتماني نمي‌باشد مضاف براينکه ستاد مزبور ارتباط کاملاً «آن‌لاين» با شبکه خبري بي‌بي‌سي داشته و عمده اطلاعات را براي پوشش خارجي و ايجاد هيجانات به اين شبکه مخابره مي‌کرد. کشف ‌دوربين‌هاي فوق‌حرفه‌اي، سي‌دي‌هاي تبليغاتي و تخريبي و نيز دستگاه ارسال کننده ماهواره‌اي نيز قرينه‌هايي ديگر براي اين ارتباط مي‌باشند. اما به لحاظ تکنيکي نيز اين شبکه از تکنيک«تراکم شناختي» بهره برد. اين روش به اين واقعيت اشاره دارد که بي‌بي‌سي فارسي اخبار، اطلاعات خود را براي انتقال درزماني محدود،به شکلي فشرده ارائه داد. وقت اندک براي فکر کردن به موضوعات شيوه‌اي بود که از سوي اين شبکه دنبال شد تا ضمن منفعل ساختن مخاطب، به دزهاي بالاي اطلاعات داراي معناي مطلق، قطعه قطعه، بسته بندي شده، و از قبل هضم شده عادت کند. در مجموع مي‌توان گفت که اين شبکه در راستاي بي‌ثبات‌سازي داخلي که يکي از روش‌‌هاي جنگ نرم است تلاش‌‌هاي بسياري را سامان داد. قتل يک شهروند مظلوم ايراني براي تهيه مستند يکي از روش‌‌هاي غير انساني آنان بود. تهيه فيلم از اين قتل دلخراش آن‌هم با کيفيتي بالا و بدون شلوغي‌‌هاي رايج در صحنه اعتراضات، موضوعي است که شک‌‌هاي جدي اي را دراين زمينه برمي‌انگيزد. قتل در فرعي‌‌هاي خيابان اميرآباد به‌دور ازراهپيمايي اصلي مسائلي هستند که هنوز جواب‌‌هاي صريحي را طلب مي‌کند. گرچه دراين ميان برخي نهادهاي مسؤول به سرنخ‌هايي دراين زمينه دست يافته‌اند اما برخي اخبار ديگر مبني بربرنامه‌ريزي اين شبکه براي پوشش خبري – تصويري ترور احتمالي يکي از نزديکان ميرحسين موسوي در روزهاي پيش از انتخابات ازسناريويي پرده برمي‌دارد که نقش بي بي سي فارسي درآن قابل کتمان نيست.

 

 

ردپای خون آلود انگلیس در اغتشاشات اخیر ایران

وزارت خارجه انگلیس که انتظار دستگیر شدن کارمندان محلی خود از سوی ماموران امنیتی ایران را نداشت طی تماس وزیر خارجه این کشور با منوچهر متکی رسما اعلام کرد که این کشور قصد دخالت درامور ایران را ندارد.

هر چندعقب نشینی سیاست گذاران انگلیسی از مواضع بیرونی خود پس از برخورد قاطع ایران به خوبی مشهود است اما قرائن و شواهد بی شماری از جهت دهی آشکار و مدیریت در سایه اغتشاشات و آشوب ها، توسط عوامل انگلیس به خصوص کارکنان سفارت و نیروهای نظامی مستقر در منطقه این کشور خبر می دهند.

تحریک مردم و دانشجویان به تظاهرات و ایجاد ناامنی در تهران دلیل روشنی بود برای بازداشت هشت نفر از کارمندان سفارت این کشور در جمهوری اسلامی ایران . هر چند آزاد بودن چند نفر از اعضای اصلی این سفارت از جمله یک ایرانی الاصل که رهبری کلان هرج و مرج ها را بر عهده داشت هم چنان جای سوال و ابهام دارد اما در سندی دیگر که با مراجعه به مدارک موجود در سایت وزارت خارجه انگلیس به دست آمده ابعاد دیگری از توطئه براندازی نرم انگلیس و آمریکا در جریان انتخابات اخیر ایران فاش شد.

در بازبيني سايت وزارت خارجه انگليس مطلبي در 16 اسفند ماه سال گذشته در خروجی این سایت قرار گرفته كه در آن به اتباع انگليسي توصيه شده است با توجه به نزديكي زمان انتخابات رياست جمهوري در ايران آماده اقدامات پيشگيرانه در اماكن عمومي شهرهاي اصلي باشند." در اين مطلب سايت وزارت خارجه انگليس تصريح شده بود:"امكان برگزاري تظاهرات ناگهاني و احتمالاً خشونت آميز و حتي شورش‌هاي عمومي به طور قابل ملاحظه‌اي وجود دارد."

بر اساس این گزارش، نقش مشکوک اشخاصی چون آرش حجازی، نیز از دیگر مواردی است که به شدت مشکوک بوده و نهادهای مسئول در حال رمز گشایی از آن هستند. حجازی دو روز پس از آغاز درگیری ها به ایران برگشته و در زمان قتل ندا آقا سلطان بر سر جنازه وی حاضر و بلافاصله به اروپا بازگشته و اقدام به مصاحبه های دروغین و ایراد اتهام علیه نهادهای انقلابی جمهوری اسلامی ایران می کند. وی دانشجوي يکي از دانشگاه‌هاي جنوب انگلستان است که پنج روز قبل از مرگ ندا آقاسلطان (دو روز بعد از آغاز درگيري‌ها در تهران) وارد ايران شد و فرداي قتل ندا آقاسلطان سريعا به انگلستان بازگشت.

همکاری نیروهای انگلیسی در ورود اغتشاش گران افغانی از مرزهای شرقی به داخل کشور و نیز اعطای تسهیلات به افراد و گروهک های تروریستی معاند نظام برای واردکردن اسلحه های گرم و مهمات انفجاری برای کشتار مردم بی گناه هم از دیگر چهره های دولت انگلیس است که در غائله پس از انتخابات 22 خرداد آشکار شد.

 

 

آخرین خبرها از پرونده قتل ندا آقاسلطان;

پلیس بین الملل به دنبال دکتر حجازی

آرش حجازی کیست؟

 

آرش حجاري توسط نيروهاي وزارت اطلاعات و پليس اينترپل تحت تعقيب است.

فرمانده نيروي انتظامي كشور گفت: آرش حجازي كه در پرونده قتل ندا آقا سلطان به عنوان شاهد، جنجال سازي كرده تحت تعقيب پليس بين‌الملل (اينترپل) است.

سردار اسماعيل احمدي مقدم امروز در جمع خبرنگاران افزود: آرش حجاري توسط نيروهاي وزارت اطلاعات و پليس اينترپل تحت تعقيب است.

وي تأكيد كرد: قتل ندا آقا سلطان سناريو است و هيچ ربطي به اغتشاشهاي تهران ندارد.

آرش حجازي، پزشكي است كه در صحنه قتل ندا آقاسلطان حضور داشته و بعد از خروج از كشور طي مصاحبه با رسانه‌هاي خارجي درباره اين قتل جنجال سازي كرده است.

 

آرش حجازي" کيست؟

آنگونه که انتشارات کاروان منتشر کرده است، آرش حجازي در 28 بهمن 1349 به دنيا آمد.در سال 1376، او انتشارات کاروان را تأسيس کرد و دو سال بعد، پائولو کوئليو، نويسنده مشهور برزيلي او را مترجم رسمي آثارش به زبان فارسي معرفي کرد. در سال 1380، سردبيري ماهنامه فرهنگي- هنري «کامياب» را بر عهده گرفت که پس از پنج شماره انتشار، متوقف شد. پس از «کامياب» حجازي ماهنامه جشن کتاب را منتشر کرد که بيست شماره منتشر شد و پس از آن قالب آن تغيير کرد.اما نکته قابل تأمل درباره آرش حجازي حضور مشکوک وي در ايران در تاريخ 30 خرداد و سابقه او در انگليس است.

حجازي دانشجوي يکي از دانشگاه‌هاي جنوب انگلستان است که پنج روز قبل از مرگ ندا آقاسلطان (دو روز بعد از آغاز درگيري‌ها در تهران) وارد ايران شد و فرداي قتل ندا آقاسلطان سريعا به انگلستان بازگشت.

در جريان قتل ندا آقاسلطان وي همان فردي است که در هنگام شليک گلوله به ندا، در فاصله نزديکي از او قرار داشت و همانگونه که در ويدئوي قتل خانم آقا‌سلطان نيز مشخص است، ظاهرا سعي مي‌کرد به وي کمک کند.

با اين حال پس از چند ساعت از قتل آقاسلطان، لحظه قتل اين هموطن که در آن تحرک آرش حجازي نيز بسيار پررنگ بود، در رسانه‌هاي خبري دنيا مکررا پخش شد تا اينگونه رسانه‌هاي غربي همانند بي‌بي‌سي، نيويورک تايمز، ديلي تايمز و... «ندا آقا‌سلطان» را به عنوان سمبل اعتراض ايرانيان به نتايج انتخابات دهمين دوره رياست جمهوري معرفي کنند. حتي باراک اوباما با ادعاي اينکه فيلم قتل ندا‌آقاسلطان را ديده است، در کاخ سفيد به خبرنگاران گفت که دل او با ديدن فيلم «شکسته شد».

 

پس از حضور حجازي در انگليس که با شانتاژ بي‌سابقه خبري رسانه‌هاي خارجي درباره قتل آقا سلطان همراه بود، بي‌بي‌سي (‌رسانه خبري وابسته به دولت انگليس) گفت‌وگوي مفصلي از وي را با نام «پزشک ايراني از ماجراي مرگ ندا مي‌گويد» منتشر ساخت.

حجازي در اين گفت‌وگو سخناني را به زبان آورد که با اظهارات کاسپين ماکان، نامزد خانم آقا‌سلطان که اتفاقا او نيز با بي‌بي‌سي گفت‌وگو کرده در تضاد بود.

حجازي در توجيه حضورش در صحنه قتل، با توجه به آنکه در آن مکان هيچ‌گونه درگيري و اغتشاشي نبود، مي‌گويد: «سر و صدا را در خيابان شنيديم و تصميم گرفتيم برويم و ببينيم چه خبر است. خيابان خسروي را تا انتها رفتيم و رسيديم به خيابان کارگر، جايي که مردم جمع شده بودند.

مأموران پليس ضد‌شورش حدود 50 متر پايين‌تر با موتورسيکلت‌هايشان ايستاده بودند و مردم را عقب مي‌راندند. ناگهان گاز اشک‌آور به ميان مردم پرتاب شد و مردم وحشت کردند».

حجازي گفت که همزمان با پرتاب گاز اشک‌آور، مأموران هم با موتورسيکلت به سمت جمعيت حرکت کردند و جمعيت در طول خيابان خسروي شروع به دويدن کردند؛ «ندا هم در ميان آنها بود».

او گفت در تقاطع خيابان خسروي و خيابان صالحي، جمعيت به تدريج متفرق مي‌شدند و فقط چند نفر ايستاده بودند تا ببينند چه بايد بکنند؛ «ناگهان صداي شليکي شنيديم. در همان لحظه من برگشتم و ديدم که خون از سينه ندا که در چند متري من ايستاده بود فواره مي‌زند».

اما کاسپين ماکان، نامزد خانم آقا‌سلطان در قسمتي از گفت‌وگوي خود در اين رابطه اظهار داشت: وقتي که اين اتفاق افتاد، ندا از درگيري‌ها دور بود، يعني در خيابان‌هاي فرعي نزديک اميرآباد بود. حدود يک ساعتي با استاد موسيقي‌اش در ماشين پشت ترافيک نشسته بود، از گرما و خستگي، کلافه و از ماشين پياده مي‌شود و آن اتفاق مي‌افتد.

در چنين شرايطي رئيس‌جمهور کشورمان در نامه‌اي به رئيس قوه قضائيه ضمن مشکوک دانستن قتل ندا آقا‌سلطان، رسيدگي جدي به موضوع قتل و شناسايي عوامل جنايت را خواستار شد.

اين در حالي است که روز گذشته يک منبع امنيتي از به‌دست آوردن سرنخ‌هايي از قاتل ندا آقا‌سلطان در بررسي‌هاي صورت گرفته پس از قتل وي خبر داده است. منابع امنيتي همچنان در حال بررسي نقش مبهم آرش حجازي در ماجراي قتل ندا آقاسلطان هستند.

 

 

 

اختلاف نظر اوباما و کلینتون بر سر آشوب های ایران

هیلاری کلینتون به مدت 2 روز قبل از اظهارات اوباما در خصوص آشوب های تهران به اوباما فشار می آورد تا مواضعش در قبال آشوب ها را سخت تر کند و هنگامی که او مواضعش را در این خصوص اعلام کرد همه متعجب شده بودند.

به نقل از واشنگتن پست، روز 23 ژوئن اوباما قویا آنچه را که او سرکوب معترضین توسط دولت ایران نامیده بود محکوم کرد این در حالی است که تا قبل از آن مقامات آمریکایی مواضع متعادلی در این خصوص داشتند و صرفا از اوضاع تهران ابراز نگرانی کرده بودند.

یک مقام آمریکایی که خواست نامش فاش نشود در خصوص پشت صحنه این واقعه گفت : هیلاری کلینتون در خصوص این واقعه مواضع سختی را دنبال می کرد ولی اوباما نه ولی نهایتا اوباما توصیه های هیلاری کلینتون را پذیرفت ولی قبل از بیان این مواضع سخت هیلاری کلینتون را از تصمیمش مطلع نکرد.

شبکه فاکس نیوز این موضوع را نمونه ای از دستپاچگی و ناشی گری دو رقیب سابق انتخاباتی خوانده و این اختلافات را از دلایل نا کارآمدی در عرصه سیاست خارجی دولت آمریکا می داند.

گفتنی است اوباما یک روز قبل از اظهاراتش در کنفرانس ها مطالبش را به وزارتخارجه ارسال می کند ولی این بار وزارت خارجه آمریکا تا زمان بیان مواضع اوباما از آن بی اطلاع بوده است.

 

 

 

اظهار نظرهای عجیب به فوتبال هم رسید

وحشت هافبک استقلال از بازگشت به ایران

وی اين روزها به اندازه تمام دوران حضورش در استقلال خبرساز شده است. وى قبل از سفر مشكلات مالى را بهانه كرده بود ولی اخیرا در تماس با یکی از خبرگزاریهای غربی عنوان کرده است که به خاطر ناامنی در ایران از رفتن به این کشور خودداری می کند !

این روزها اظهار نظرهای شنیدنی درباره تحولات سیاسی چند هفته اخیر ایران از سوی برخی از چهره ها به گوش می رسد که موضوع با ورود چهره های ورزشی به ویژه بازیکنان فوتبال جذاب تر شده است .

"فابيو جان واريو" هافبك برزيلى استقلال كه در طول فصل عملكرد مطلوبى از خود ارائه كرده بود بطوری که مورد توجه تيم هاى عربى حوزه خليج فارس قرار گرفته است، اين روزها به اندازه تمام دوران حضورش در استقلال خبرساز شده است.

 

وى اخیرا در تماس با یکی از خبرگزاری های غربی عنوان کرده است که به خاطر ناامنی در ایران از بازگشت به این کشور خودداری می کند !

 

با اینکه پیش از این گفته می شد: "جان واريو" به دلیل اینکه مورد توجه تيم هاى عربى حوزه خليج فارس قرار گرفته خيال بازگشت به استقلال را ندارد . با این حال موضع گیری های وی بخوبی گویای متاثر بودن وی ازفضای رسانه ای است که غربی ها در چند هفته اخیر علیه کشورمان بوجود آورده اند .

جان واریو قبل از رفتن به مرخصی عنوان کرده بود ایران بهترین و امن ترین کشور دنیاست! و بارها از اوضاع ایران و فرهنگ ایرانیان و مناسبات بسیار خوبش با شهروندان ایرانی و هواداران تیم استقلال ابراز رضایت کرده بود .

با این وجود مسئولان باشگاه استقلال اعلام کرده اند: این بازیکن طى تماسى با مسئولان باشگاه گفته است که، هیچ مشکلى براى حضور در جمع آبى پوشان ندارد و پس از استراحت کامل و دید و بازدید با اقوامش به تهران برمى گردد.

جان واریو به مدت یک فصل دیگر با استقلال قرارداد دارد.

 

 

 

 

پشت پرده اخبار دستگیری چهره های فرهنگی و هنری

در روزهای اخیر موج جدیدی در کشور در حال شکل گیری است که تلاش می کند با انتشار اخبار بی اساس و کذب در خصوص بازداشت برخی چهره های فرهنگی و هنری به التهاب در جامعه دامن بزنند.

در نخستین گام ،برخی رسانه های مخالف با نتیجه انتخابات از بازداشت هما روستا بازیگر سینما آن هم به علت طرفداری از میرحسین در جریان انتخابات خبر دادند که بلافاصله روز بعد همین رسانه ها خبر را تکذیب و آن را ناشی از اشتباه تحریریه عنوان کردند.

پیگیری خبرنگاران و مصاحبه با روستا نشان داد که اصلاً چنین موضوعی صحت ندارد و بازیگر فیلم از کرخه تا راین حاتمی کیا به تفریح و امور جاری زندگی خود مشغول است.

در گام بعدی این گروه با خبرسازی در مورد دستگیری رضا عطاران آن هم به اتهام مشابه با روستا یعنی همکاری با ستاد میرحسین و حضور در مراسم مسجد قبا تلاش کردند همچنان این جریان را زنده نگه دارند که به نظر می رسد همانند موضوع روستا باز هم مجبور به عذرخواهی از این هنرمند بشوند.

رضا عطاران در گفتگو با ایلنا رسماً خبر بازداشت خود را تکذیب و اعلام کرد که در جریان حضور در مراسم شهدای هفتم تیر در مسجد قبا تنها نیروی انتظامی به من تذکر داد و هرگونه بازداشت و برخورد را کاملاً تکذیب می کنم.

موضوع مهم در این میان تاثیرگذاری انتشار این گونه اخبار کذب در دامن زدن به التهاب در کشور و کمک به اغتشاش آفرینی است هرچند این گروه تلاش دارد با عذرخواهی و تکذیبیه از عوارض قضایی آن بکاهند اما به نظر می رسد مسولان به جهت تبعات امنیتی و سیاسی قضیه باید برخورد جدی تر با اینگونه شایعه پردازیها به عمل آورند.

به نظر می رسد در صورت کوتاهی دست اندرکاران با اینگونه خبرسازی در آینده شاهد آثار مخرب آن بر جامعه و تحریک و تهییج جوانان و شکل گیری موج جدید اغتشاش و ناآرامی در کشور خواهیم بود.

 

 

 

مقایسه آرای احمدی نژاد و موسوی در کشورهای خارجی

شفافیت به دست آمده پس با انتشار نتایج انتخابات ریاست جمهوری به تفکیک صندوق‌ها و مشخص شدن آرا هر کدام از نامزدها در این صندوق‌ها پاسخ بسیاری از شبهه‌ها را روشن کرده است.

از جمله این اطلاعات می‌توان به نتایج آرای صندوق‌های مربوط به حوزه‌های خارج از کشور اشاره کرد. در اکثر حوزه‌های خارج از کشور میرحسین موسوی با تفاوت زیادی اکثریت آرا را به خود اختصاص داده است. که البته این نتیجه با توجه به طیف جمعیتی ایرانیان مقیم خارج از کشور که نمی‌توانند بیانگر طیف واقعی خواسته‌های اکثریت مردم داخل کشور باشند قابل پیش‌بینی بوده است. اما آنچه در این میان توجه مرا به خود جلب کرده است رای ایرانیانی است که در روز انتخابات در شهرهای زیارتی خارج از کشور اعم از کربلا کاظمین مکه مدینه و جده رای خود را به صندوق انداخته‌اند. بی‌شک از آنجا که معمولا طیف‌های متفاوت و وسیعی از مردم را در میان این زایران می‌توان مشاهده نمود لذا می‌توان رای آنها را بیانگر نمونه‌ آماری کوچکی از جمعیت ایران دانست که در مقایسه با ایرانیان دیگر کشورهای خارجی تطابق طیفی بیشتری با داخل دارند. بر اساس آمار منتشره توسط وزارت کشور در مجموع ۵۹ هزار و ۷۰ رای ماخوذه در شهرهای کربلا؛ کاظمین بغداد؛ مکه؛ مدینه و جده تعداد ۳۷ هزار و ۶۷۰ رای به احمدی‌نژاد و ۲۰ هزار و ۱۶ رای به میرحسین موسوی رای داده‌اند. با این حساب از این جمعیت در حدود ۶۳/۷ درصد آرا به احمدی‌نژاد و ۳۳/۸ درصد آرا به میرحسین موسوی تعلق گرفته است که تطابق بسیار نزدیکی با نتایج انتخابات در داخل کشور دارد.

 

 

 

بعدازانتخابات دزدی دوبرابر شده

فرمانده نیروی انتظامی از بازداشت یک هزار و 32 نفر توسط پلیس در اغتشاشات اخیر خبر داد.

سردار اسماعیل احمدی‌مقدم در حاشیه نشست تخصصی روسای پلیس راهنمایی و رانندگی ناجا گفت: تعداد یک هزار و 32 نفر از اغتشاشگران توسط پلیس در اغتشاشات اخیر بازداشت شده‌اند که پس از تشکیل پرونده و تحویل به دادسرا بسیاری از آنها آزاد شده‌اند.

وی افزود: بسیاری از افراد دیگری نیز که جرایم خفیف‌تری را مرتکب شده‌اند در روزهای آینده آزاد خواهند شد ولی افرادی که جرایم سنگین‌تری دارند در بازداشت به سر خواهند برد.

وی با بیان اینکه هیچکدام از نیروهای پلیس در اغتشاشات اخیر به شهادت نرسیدند گفت: حدود 500 نفر از نیروهای ما در این اغتشاشات مجروح و بستری شده‌اند.

وی تعداد کشته شدگان اغتشاشات اخیر را حدود 20 نفر اعلام و تاکید کرد: بسیاری از آنها مانند جریان خانم ندا آقاسلطان ابهامات فراوانی دارند جریان خانم ندا آقاسلطان نیز از طرف رسانه‌های خارجی حمایت می‌شد و از طرف فردی به نام آرش حجازی نیز سمپاشی می‌شد که این فرد نیز اکنون به خارج از کشور فرار کرده است.

سردار احمدی‌مقدم در خصوص جریانات به وجود آمده پس از انتخابات ریاست‌جمهوری دهم اظهار داشت: وقوع سرقت در این ایام به دو برابر افزایش یافت و کلانتری‌ها قادر به انجام وظایف خود نبودند.

وی ادامه داد: دود بی‌قانونی و بی‌نظمی به چشم کل جامعه می‌رود و پلیس باید بزرگ‌ترین شاکی این داستان باشد زیرا از هر دو طرف مورد هجوم قرار می‌گیرد.

فرمانده نیروی انتظامی تصریح کرد: افرادی که پلیس را رودر روی این اجتماعات قرار داده‌اند جنایت بزرگی در حق ملت مرتکب شده‌اند.

وی افزود: خوشبختانه پلیس با پیش‌بینی‌هایی که از 15 روز قبل از انتخابات انجام داده بود با اشراف کامل اطلاعاتی عملکرد خوبی در این اغتشاشات داشت.

وی درخصوص اعدام عبدالحمید ریگی اظهار داشت: این فرد تنها تشابه اسمی با برادر عبدالمالک ریگی داشته و آنها از این تشابه اسمی سوءاستفاده کرده و اقدام به مظلوم‌نمایی کردند

فرمانده نیروی انتظامی در خصوص کمین ماموران راهنمایی و رانندگی در خیابان‌ها گفت: پلیس باید وظایف خود را اجرا کند و اینکه از چه راهکاری استفاده کند توصیه خودمان است، پلیس‌های راهنمایی و رانندگی باید در جای آشکاری بایستند ولی کمین کردن آنها غیرقانونی نیست و در قانون به آن اشاره نشده است.

وی در خصوص استفاده از دوربین‌های سرعت‌سنج در جاده‌های کشور خاطرنشان کرد: در حال حاضر هیچ جاده‌ای نداریم که تحت پوشش ماموران پلیس راه نباشند ولی هوشمند کردن تمامی جاده‌های کشور را در دستور کار داریم و در حال حاضر نیز محور تهران-مشهد را زیر بار کنترل هوشمند برده‌ایم.

سردار احمدی‌مقدم با بیان اینکه تلاش پلیس بر این است که رفتار قانونی را در رانندگان نهادینه کند، اظهار داشت: فضای فرهنگی جامعه باید به سمت قانونگرایی برود اما طبیعتا برای رفتارسازی باید از ابزارهای بازدارنده نیز استفاده کنیم.

وی با بیان اینکه تلاش می‌کنیم رودررویی مستقیم پلیس و مردم به حداقل کاهش پیدا کند تصریح کرد: طبق اعلام پزشکی قانونی طی دو ماه ابتدایی سال جاری تلفات حوادث رانندگی 13 درصد کاهش داشته است ضمن اینکه در تصادفات نیز با 25 درصد کاهش روبه‌رو بوده‌ایم.

 

 

کشف بمبگذاری در امامزاده صالح تجریش

سرپرست سازمان اوقاف استان تهران از خنثي‌شدن نارنجك بمبگذاري‌شده شب گذشته در حرم امامزاده صالح(ع) تجريش توسط خادمان حرم خبر داد.

حجت‌الاسلام شيرمردي درباره تلاش گروه‌هاي اغتشاشگر براي ايجاد رعب و وحشت در امامزاده صالح (ع) تجريش گفت: خدام حرم امامزاده صالح (ع) تجريش ساعت8 غروب نهم تير متوجه وجود يك نارنجك جنگي آماده انفجار در سرويس بهداشتي بانوان در يك پلاستيك مشكي موجود در سطل زباله اين آستان مقدس شدند و آن را خنثي كردند.

وي تصريح كرد: ضامن اين نارنجك كشيده و دور آن چسب زده شده بود تا اين چسب به مرور زمان باز و نارنجك در هنگام اذان مغرب و عشاء و هنگام به حضور مردم در اين حرم منفجر شود.

مدير كل اوقاف و امور خيريه استان تهران با اشاره به اينكه چندي پيش چنين اتفاقي در حرم امامزاده علي اكبر (ع) چيذر نيز افتاده بود، اذعان داشت: با ياري پروردگار كارشكني اغتشاشگران در آن مكان مقدس نيز برملا و خنثي شد.

وي خاطرنشان كرد: اين اقدام به دنبال انتقام‌گرفتن از مردم براي حضور 40 ميليوني در پاي صندوق‌هاي رأي و با توجه به اعتقادات مردم به اهل بيت عليهم‌السلام صورت‌ گرفته است.

حجت الاسلام شيرمردي خاطرنشان كرد: اين افراد فريب خورده در چند ماه گذشته اقدامات بي شماري انجام داده‌اند تا باعث ايجاد ناامني در كشورمان شوند اما به اهداف خود دست نيافتند به همين دليل سعي دارند از كل مردم معتقد به خاندان عصمت و طهارت (ع) انتقام بگيرند.

وي ابراز داشت: تدابير لازم براي مقابله با اين كارشكني‌ها در امامزادگان در نظر گرفته شده است و مردم بايد در همه شرايط هوشياري خود را حفظ كنند.

 

 

 

کميسيون ماده 10 احزاب تشکيل جلسه داد

دبير کميسيون ماده 10 احزاب گفت: امروز کميسيون تشکيل جلسه داده و رسيدگي به صدور پروانه، مجوز تاسيس و تمديد پروانه تشکل هاي صنفي -تخصصي را مورد بررسي قرار داد.

"محمود عباس زاده مشگيني" ايرنا افزود: در اين جلسه پس از بحث و بررسي اعضا کميسيون ماده 10 احزاب با تعداد 2 مورد صدور پروانه به تشکل هاي صنفي و با تعداد 4 مورد مجوز تاسيس تشکل هاي صنفي موافقت کرد.

وي اظهار داشت: همچنين در اين جلسه تمديد پروانه فعاليت تشکل هاي صنفي بازنشستگان، برق منطقه اي تهران، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي، ديوان محاسبات کشور، بيمه البرز، گروه توسعه صنايع بهشهر و انجمن علوم پرتونگاري ايران مورد تاييد اعضاي کميسيون قرار گرفت.

عباس زاده گفت: تمديد پروانه فعاليت انجمن فرهنگ دوستان ارامنه پريا نيز مورد تصويب قرار گرفت.

 

 

 

معاون وزير خارجه رژيم صهيونيستي:

جلوي ايران را بگيريد

دني آيالون معاون وزير امور خارجه رژيم صهيونيستي که به تازگي از آمريکاي لاتين به سرزمين هاي اشغالي بازگشته است، اظهار داشت گسترش نفوذ ايران در اين منطقه بايد متوقف شود.

روزنامه صهيونيستي يديعوت آحارونوت گزارش داد دني آيالون در سخناني در کنفرانس همکاري هاي بين المللي وزارت امور خارجه رژيم صهيونيستي اين سخنان را گفته است.

معاون وزير امور خارجه رژيم صهيونيستي افزوده مرکز همکاري هاي بين المللي وزارت امور خارجه اين رژيم مي تواند به عنوان ابزاري براي جلوگيري از گسترش نفوذ ايران در منطقه آمريکاي لاتين در نظر گرفته شود.

رژيم صهيونيستي و آمريکا به شدت نگران افزايش همکاري هاي ميان ايران و کشورهاي آمريکاي لاتين هستند. رژيم صهيونيستي پيش از اين مدعي شده بود که بوليوي و ونزوئلا به برنامه هاي موشکي و هسته اي کشورمان کمک مي کنند

 

 

"جبهه دوم خرداد" در انتهاي بن بست

جبهه دوم خرداد را چه شده است که براي مقابله با نتيجه انتخابات 22 خرداد به اقدامات غيرقانوني روي آورده حتي حاضر است ننگ همراهي بيگانگان را خريده و راضي به زير سوال رفتن اين حماسه عظيم باشد.

انتخابات دهم رياست جمهوري به حماسه اي ماندگار در تاريخ انقلاب اسلامي تبديل شد. قريب به چهل ميليون رأي ضمن استحکام پايه هاي نظام اسلامي مشروعيت و اقتدار جمهوري اسلامي ايران را در منظر جهانيان به نمايش گذاشت. حضور حماسي مردم و نتيجه انتخابات بار ديگر باعث شگفتي و بهت همه ناظران بين المللي تحولات داخلي ايران شد و بار ديگر علاقه مندان انقلاب اسلامي در جاي جاي جهان زبان به تحسين مردم آگاه ايران گشودند. اما در اين ميان واکنش و اقدامات جريان شکست خورده در انتخابات باعث تعجب و تأسف دلسوزان انقلاب اسلامي در داخل و خارج گرديد. امروز سوالي که براي برخي مطرح است اين است که واکنش به نتيجه انتخابات از طرف جبهه دوم خرداد فراتر از يک شکست در عرصه رقابت سياسي مي باشد.

به معناي ديگر جبهه دوم خرداد را چه شده است که براي مقابله با نتيجه انتخابات به اقدامات غيرقانوني روي آورده حتي حاضر است ننگ همراهي بيگانگان را خريده و راضي به زير سوال رفتن اين حماسه عظيم باشد و ابايي از رسيدن خسارت به جان و مال مردم ندارد و حاضر است دستاورد هاي عظيم انقلاب و اين حماسه بزرگ را تضعيف نمايد. براي پاسخ به اين سوال لازم است به اين مطلب پرداخته شود که جبهه دوم خرداد چه چيزي را از دست داده است که اينگونه برآشفته حتي عقلانيت خود را از دست داده است.

1- اولين مطلب قابل تأمل اين است که جريان دوم خرداد براي بهروزي در اين رقابت همه سرمايه هاي خود را به ميدان آورد. فرزندان و خاندان آقاي هاشمي رفسنجاني هرگونه ملاحظه انتساب به ايشان را به کناري نهاده و با تمام امکانات ستادهاي موسوي را برپا داشتند . محمد خاتمي به عنوان يک تبليغاتچي و هماهنگ کننده جبهه دوم خرداد وارد عمل شد و موسوي که دو دهه در انزوا قرار داشت به صحنه آمد و امروز همه اينها اعتبار خود را از دست داده است. آيا همين مورد به تنهايي براي واکنش جبهه دوم خرداد کافي نيست.

 

2- جريان رقيب اصولگرايان در مدت چهارسال حجم انبوهي از توهين و اهانت را متوجه رئيس جمهور منتخب مردم نمودند و در سياه نمايي وضعيت کشور سنگ تمام گذاشتند اما در شکست رقيب موثر واقع نشد.

 

3- جبهه دوم خرداد مدعي بود اصولگرايان به دنبال برگزاري انتخابات حداقلي هستند چون از آراي خاموش نگرانند. آنها مدعي بودند اگر آراي خاموش به ميدان بيايند آنها حتماً پيروز انتخابات هستند. اما در اين انتخابات با شکل گيري حماسه دوم خرداد و رأي چهل ميليوني اين ادعا و يا به اصطلاح سرمايه آنها از دسته رفته است.

 

4- جريان دوم خرداد براي پيروزي حاضر به دامن زدن به اختلافات قومي و مذهبي شد و فکر مي کرد از اين راه به نتيجه دلخواه خود مي رسد. اين انتخابات، ناکارآمدي استفاده ابزاري از مذهب و قوميت ها را نشان داد.

 

5- رقيب اصولگرايان اميدوار بود که با دميدن در افزايش مطالبات صنفي مانند کارگران و دانشجويان و دامن زدن به احساسات زنان و جوانان از اين طريق براي خود راهي براي پيروزي بيابد که اين چنين نشد.

 

6- با انتخابات بيست و دو خرداد بيشترين حضور بعد از رأي به جمهوري اسلامي در سال 58 شکل گرفت. با اين حماسه، شعار حماسه دوم خرداد رنگ خود را باخت و ديگر نمي تواند مستمسکي براي جبهه دوم خرداد براي کوبيدن رقيب به کار رود.

 

7- جريان دوم خرداد با انتخاب رنگ سبز اقدام به سوء استفاده از احساسات مذهبي مردم نمود و سعي داشت از اهل بيت و سيادت براي خود پيروزي کسب کند. اين شيوه هم براي آنها کارساز نشد.

 

8- نامزدهاي دوم خرداد با نثار صريح ترين توهين ها به رئيس جمهوري قانوني کشور در ايام تبليغات انتخابات نه تنها به آرزوي خود دست نيافتند، بلکه اخلاق انتخاباتي را هم باختند.

 

9- جبهه دوم خرداد براي پيروزي بر رقيب حاضر شد ننگ همراهي و همسويي با بيگانه را به جان بخرد ولي نتيجه انتخابات مصداق اين ضرب المثل شد که "آش نخورده و دهان سوخته".

 

10- جبهه اشرافي و امتيازطلب براي پيروزي در انتخابات و رسيدن به مناصب از دسته رفته در دوره چهارساله اصولگرايان هزينه هاي ميلياردي انجام داد به اين اميد که دوباره برخوان امتياز برگردد ولي اينگونه نشد، آيا جا ندارد براي اين خسران جيغ هاي بنفش بکشد.

 

11- با نتيجه انتخابات نامزد اصلاح طلبان متهم است که با آمدن خود باعث شکست جبهه اصلاحات شده است. آنها مي گويند اگر موسوي وارد صحنه نمي شد بهانه به دست خاتمي نمي افتاد که کناره گيري کند. آنها مدعي هستند اگر موسوي نمي آمد خاتمي مي ماند و برنده انتخابات بود پس شکست برعهده موسوي مي باشد.حال آقاي موسوي بايد جوابگوي شکست اصلاح طلبان نيز باشد.

 

 

 

نقش مبهم آرش حجازي در ماجراي قتل ندا آقاسلطان

ندا صالحي آقا‌سلطان يکي از قربانيان وقايع اخيرتهران به شمار مي‌آيد که روز شنبه 30 خرداد در محله اميرآباد تهران به ضرب گلوله کشته شد.

آنچه که وي را از ديگر قربانيان اين حوادث متمايز مي‌کند، بازتاب گسترده اين قتل در رسانه‌هاي بيگانه و متهم کردن ماموران انتظامي ايران در وقوع آن و به تبع حساسيت مسؤولان کشورمان به پيگيري اين موضوع است. در کنار آن زواياي پنهان اين حادثه تاسف‌انگيز و ابهام در نحوه کشته شدن خانم آقا‌سلطان و هويت قاتل يا قاتلان آن از ديگر موضوعاتي است که موجب شده پس از گذشت 10 روز از قتل وي، موضوع «قتل ندا» همچنان مورد توجه رسانه‌هاي خبري داخلي و خارجي قرار گيرد.

 

**"ندا آقا سلطان" چگونه کشته شد؟

پيش از اين «وطن امروز» در گزارشي که سوم تيرماه منتشر کرد، آورده بود: تلويزيون‌هاي بي‌بي‌سي فارسي و صداي آمريکا در ادامه روند تشنج‌آفريني در قالب انعکاس جهت‌دار اخبار وقايع اخير در تهران، از روز يکشنبه با مانور روي تصوير يکي از کشته‌شدگان حوادث اخير مدعي هستند که اين فرد به‌وسيله نيروهاي انتظامي ايران کشته شده است. اين در حالي است که با بررسي گلوله‌هاي خارج شده از بدن کشته‌شدگان حوادث اخير مشخص شده است که فشنگ‌هاي به کار رفته متعلق به هيچ‌يک از ارگان‌هاي نظامي و امنيتي کشور نبوده و از خارج از مرزهاي کشور به تهران فرستاده شده است.اما آنچه که چندي پس از قتل ندا آقا‌سلطان مشخص شد و به نوعي تاييد‌کننده گزارش‌هاي نهاد‌هاي امنيتي به شمار مي‌رفت، نقش فردي به نام آرش حجازي بود.

 

**"آرش حجازي" کيست؟

آنگونه که انتشارات کاروان منتشر کرده است، آرش حجازي در 28 بهمن 1349 به دنيا آمد.در سال 1376، او انتشارات کاروان را تأسيس کرد و دو سال بعد، پائولو کوئليو، نويسنده مشهور برزيلي او را مترجم رسمي آثارش به زبان فارسي معرفي کرد. در سال 1380، سردبيري ماهنامه فرهنگي- هنري «کامياب» را بر عهده گرفت که پس از پنج شماره انتشار، متوقف شد. پس از «کامياب» حجازي ماهنامه جشن کتاب را منتشر کرد که بيست شماره منتشر شد و پس از آن قالب آن تغيير کرد.اما نکته قابل تأمل درباره آرش حجازي حضور مشکوک وي در ايران در تاريخ 30 خرداد و سابقه او در انگليس است.حجازي دانشجوي يکي از دانشگاه‌هاي جنوب انگلستان است که پنج روز قبل از مرگ ندا آقاسلطان (دو روز بعد از آغاز درگيري‌ها در تهران) وارد ايران شد و فرداي قتل ندا آقاسلطان سريعا به انگلستان بازگشت. اين در حالي بود که وزارت اطلاعات پس از آغاز درگيري‌ها و پيش از مرگ ندا آقا‌سلطان از احتمال حضور نيروهاي بيگانه براي دامن زدن به آشوب‌ها و اغتشاشات خياباني خبر داده بود. در جريان قتل ندا آقاسلطان وي همان فردي است که در هنگام شليک گلوله به ندا، در فاصله نزديکي از او قرار داشت و همانگونه که در ويدئوي قتل خانم آقا‌سلطان نيز مشخص است، ظاهرا سعي مي‌کرد به وي کمک کند. با اين حال پس از چند ساعت از قتل آقاسلطان، لحظه قتل اين هموطن که در آن تحرک آرش حجازي نيز بسيار پررنگ بود، در رسانه‌هاي خبري دنيا مکررا پخش شد تا اينگونه رسانه‌هاي غربي همانند بي‌بي‌سي، نيويورک تايمز، ديلي تايمز و... «ندا آقا‌سلطان» را به عنوان سمبل اعتراض ايرانيان به نتايج انتخابات دهمين دوره رياست جمهوري معرفي کنند. حتي باراک اوباما با ادعاي اينکه فيلم قتل ندا‌آقاسلطان را ديده است، در کاخ سفيد به خبرنگاران گفت که دل او با ديدن فيلم «شکسته شد».

پس از حضور حجازي در انگليس که با شانتاژ بي‌سابقه خبري رسانه‌هاي خارجي درباره قتل آقا سلطان همراه بود، بي‌بي‌سي (‌رسانه خبري وابسته به دولت انگليس) گفت‌وگوي مفصلي از وي را با نام «پزشک ايراني از ماجراي مرگ ندا مي‌گويد» منتشر ساخت.حجازي در اين گفت‌وگو سخناني را به زبان آورد که با اظهارات کاسپين ماکان، نامزد خانم آقا‌سلطان که اتفاقا او نيز با بي‌بي‌سي گفت‌وگو کرده در تضاد بود. حجازي در توجيه حضورش در صحنه قتل، با توجه به آنکه در آن مکان هيچ‌گونه درگيري و اغتشاشي نبود، مي‌گويد: «سر و صدا را در خيابان شنيديم و تصميم گرفتيم برويم و ببينيم چه خبر است. خيابان خسروي را تا انتها رفتيم و رسيديم به خيابان کارگر، جايي که مردم جمع شده بودند. مأموران پليس ضد‌شورش حدود 50 متر پايين‌تر با موتوسيکلت‌هايشان ايستاده بودند و مردم را عقب مي‌راندند. ناگهان گاز اشک‌آور به ميان مردم پرتاب شد و مردم وحشت کردند».حجازي گفت که همزمان با پرتاب گاز اشک‌آور، مأموران هم با موتوسيکلت به سمت جمعيت حرکت کردند و جمعيت در طول خيابان خسروي شروع به دويدن کردند؛ «ندا هم در ميان آنها بود». او گفت در تقاطع خيابان خسروي و خيابان صالحي، جمعيت به تدريج متفرق مي‌شدند و فقط چند نفر ايستاده بودند تا ببينند چه بايد بکنند؛ «ناگهان صداي شليکي شنيديم. در همان لحظه من برگشتم و ديدم که خون از سينه ندا که در چند متري من ايستاده بود فواره مي‌زند».اما کاسپين ماکان، نامزد خانم آقا‌سلطان در قسمتي از گفت‌وگوي خود در اين رابطه اظهار داشت: وقتي که اين اتفاق افتاد، ندا از درگيري‌ها دور بود، يعني در خيابان‌هاي فرعي نزديک اميرآباد بود. حدود يک ساعتي با استاد موسيقي‌اش در ماشين پشت ترافيک نشسته بود، از گرما و خستگي، کلافه و از ماشين پياده مي‌شود و آن اتفاق مي‌افتد.

در چنين شرايطي رئيس‌جمهور کشورمان در نامه‌اي به رئيس قوه قضائيه ضمن مشکوک دانستن قتل ندا آقا‌سلطان، رسيدگي جدي به موضوع قتل و شناسايي عوامل جنايت را خواستار شد.

اين در حالي است که روز گذشته يک منبع امنيتي از به‌دست آوردن سرنخ‌هايي از قاتل ندا آقا‌سلطان در بررسي‌هاي صورت گرفته پس از قتل وي خبر داده است. منابع آگاه امنيتي همچنان در حال بررسي نقش مبهم آرش حجازي در ماجراي قتل ندا آقاسلطان هستند. اينکه چرا وي 2 روز پس از آغاز اغتشاشات به ايران آمد؛ در صحنه قتل دختري که فورا در تمامي رسانه‌هاي ضدايراني منعکس شد، نقش بسيار پررنگي داشت و نهايتا يک روز پس از اين ماجرا به انگلستان برگشته و به تشريح ماجراي قتل آقاسلطان، آنگونه که مطلوب رسانه‌هاي ضدايراني است، مي‌پردازد.

 

 

 

 

شکايت نمايندگان مجلس از موسوي

يک عضو کميسيون قضايي و حقوقي مجلس شوراي اسلامي گفت: شکايتي عليه ميرحسين موسوي با امضاي جمع کثيري از نمايندگان تنظيم شده است اما هنوز به قوه قضاييه ارايه نشده است.

محمد تقي رهبر در حاشيه جلسه علني روز چهارشنبه مجلس در جمع خبرنگاران افزود: ارايه اين شکايت به قوه قضاييه متوقف شده چرا که مقام معظم رهبري تاکيد بر فضاي آرامش در جامعه دارد.

نماينده اصفهان در مجلس تصريح کرد: اگر دامنه اختلافات از سوي ميرحسين موسوي بار ديگر دامن زده شود يقينا اين شکايت ارايه خواهد شد.

رهبر اين شکايت را به استناد قانون مجازات اسلامي مبني بر اين که کساني که اجتماعات غيرقانوني تشکيل دهند مجرم بوده و مورد پيگرد قانوني بايد قرار گيرند ، بيان کرد.

 

 

 

گزارش هيات ويژه منتخب شوراي نگهبان درباره بررسي روند انتخابات منتشر شد

گزارش هيات ويژه منتخب شوراي نگهبان درباره بررسي روند انتخابات و بازشماري صندوقهاي راي منتشر شد.

متن گزارش هيات ويژه منتخب شوراي نگهبان به مردم شريف و بزرگوار ايران به اين شرح است:

 

"شوراي محترم نگهبان با دو هدف ارتقاي قانون مداري و حفظ حقوق شهروندان به ويژه نامزدهاي محترم دهمين دوره انتخابات رياست جمهوري اسلامي ايران و هواداران آنها و افزايش سطح اعتماد عمومي در تاريخ 3/4/1388 طي نامه اي از مقام معظم رهبري درخواست کرد با تمديد مهلت قانوني رسيدگي به شکايات موافقت فرمايند، اين درخواست مورد قبول و موافقت قرار گرفت. متعاقب آن حضرت آيت الله جنتي نظر شوراي نگهبان را در مورد تشکيل هيات ويژه با حضور حجج اسلام دري نجف آبادي، ابوترابي، رحيميان و آقايان دکتر افتخاري جهرمي، دکتر ولايتي، دکتر حداد عادل، دکتر محمد رضا تابش و دکتر محمدرضا خباز به منظور بررسي دقيق روند انتخابات و بازشماري حداقل ده درصد صندوقهاي راي و گزارش آن به شوراي نگهبان، نامزدهاي محترم و مردم شريف ايران اعلام نمودند و جناب حجت الاسلام آقاي ابوترابي نيز ماموريت يافت نظر شوراي نگهبان را به اطلاع اعضاي پيشنهادي هيات ويژه برساند.

اعضاي هيات ويژه با عنايت به اهميت موضوع و شرايط خاص کشور و ضرورت افزايش سطح اعتماد عمومي از پيشنهاد شوراي نگهبان استقبال نمودند و آقايان دکتر تابش (رييس فراکسيون اقليت مجلس) و دکتر خباز عضو محترم فراکسيون اقليت مجلس شوراي اسلامي (و عضو برجسته ستاد جناب حجت الاسلام و المسلمين آقاي کروبي) نيز موافقت نمودند در صورت معرفي از سوي نامزدهاي معترض به چگونگي برگزاري انتخابات، جناب آقاي مهندس ميرحسين موسوي و جناب حجت الاسلام و المسلمين آقاي کروبي ارسال گرديد و ضمن معرفي 6 نفر اعضاي هيات ويژه از آنان دعوت گرديد نمايندگان خود را براي شروع کار هيات ويژه با حضور آنان معرفي نمايند.

صبح روز جمعه 5/4/88 اعضاي هيات ويژه رسيدگي در يک جلسه طولاني حدود پنج ساعت باتفاق آرا به اين نتيجه رسيدند براي رسيدگي به شکايات و تحقيق در درستي يا نادرستي شبهه تقلب در انتخابات بايد:

اولا: شکايات نامزدهاي محترم به طور دقيق توسط نمايندگان آنان تبيين گردد.

ثانيا: راهکارهاي راستي آزمايي انتخابات با حضور و موافقت آنان تعريف و مشخص شود.

ثالثا: با حضور ايشان و نمايندگان مورد اعتماد آنان روشهاي راستي آزمايي مورد توافق اجرايي گردد و صندوقهاي راي مورد بازشماري قرار گيرد.

در مرحله اي از مذاکرات نکات زير به عنوان انتظارات يکي از کانديداهاي محترم از شوراي نگهبان مطرح گرديد:

1ـ الف: شوراي نگهبان ميزان دقيق تعرفه هاي چاپ شده را تعيين نمايد و ميزان تعرفه مازاد در اختيار هيات مورد اعتماد قرار گيرد.

ب: کليه ته برگها که حاوي مشخصات راي دهندگان است در اختيار مجموعه مورد اعتمادي قرار گيرد تا با اطلاعات موجود در پايگاه اطلاعاتي جمعيتي کشور تطبيق داده شود.

ج: يک سوم صندوقهاي سيار و معادل با کسري از آن مثلا 20 درصد از صندوقهاي ثابت به صورت تصادفي (رندم) بازگشايي و محتواي آن مورد بررسي قرار گيرد.

د: صندوقهاي بعضي از استانها که آراي آنها بيش از واجدين شرايط است مثل يزد و مازندران بازشماري گردد.

2ـ کليات مفاد بندهاي الف، ب، ج، د مورد قبول شوراي محترم نگهبان قرار گرفت البته شوراي نگهبان تاکيد داشتند در مورد بند "ب" با نظر کارشناسان ذيربط به صورت تصادفي (رندم) عمل گردد و در صورت مشاهده خلاف تا حصول اطمينان "صحت يا بطلان" ادامه پيدا کند.

بعضي از اعضاي هيات ويژه تا بعد از ظهر روز دوشنبه هشتم تيرماه 88 با پيگيري جدي و ديدارها و مذاکرات متعدد با چهره هاي شاخص و موثر ديني و سياسي به ويژه دو کانديداي محترم معترض بر چگونگي برگزاري انتخابات از آنان درخواست نمودند با معرفي نمايندگان خود به رسيدگي منطقي و بي طرفانه شبهات کمک نمايند و مجمع تشخيص مصلحت نظام نيز در بيانيه مورخ 6/4/88 خود ضمن استقبال از تمديد مهلت و تعيين هيات ويژه، نامزدهاي محترم را به همکاري با هيات رسيدگي به شکايات و بازشماري آرا دعوت کرد.

متاسفانه هيچ يک از اين مذاکرات و تلاشها نتيجه اي نبخشيد و دو نامزد محترم و معترض در نامه هايي به شوراي محترم نگهبان پيشنهاداتي را مطرح نمودند که انجام آن توسط شوراي نگهبان مقدور نبود و نهايتا نماينده خود را معرفي ننمودند. در نتيجه در اين مرحله شوراي نگهبان راسا تصميم به بازشماري 10 درصد از صندوقهاي راي در سراسر کشور گرفت.

در پايان ضمن تشکر و تقدير از مردم شريف ايران در خلق حماسه ماندگار 22 خرداد 88 توفيق ملت عزيز را در حفظ وحدت و همبستگي ملي و تلاش براي پيشرفت و اعتلاي کشور در پرتو رهبري داهيانه رهبر معظم انقلاب اسلامي از خداوند متعال مسالت داريم.

هيات ويژه منتخب شوراي محترم نگهبان جهت بررسي روند انتخابات و بازشماري صندوقهاي راي "

 

 

 

"اصلاحات" خون مي خواهد!

موقعيت کنوني جمهوري اسلامي ايران در عرصه‌هاي داخلي، منطقه‌اي و بين‌المللي به گونه‌اي است که خواب بازگشت تجديد نظر طلبان و ساختار شکنان را طي يک انتخابات سالم و شفاف بي‌تعبير نموده است و از اين منظر چاره‌اي جز روي آوردن به طراحي و اجراي پروژه‌هاي خائنانه و مزورانه‌اي چون «اصلاحات خون مي‌خواهد» نيست.

انتخاب استراتژي «اپوزيسيون مدني» به جاي پروژه‌هايي همچون بازدارندگي فعال (استفاده از تمام ظرفيت‌هاي قانوني) و آرامش فعال (حکومتي بودن اصلاحات) از راهبردهاي افراطيون جبهه دوم خرداد پس از شکست آنان در انتخابات شوراها، مجلس هفتم و رياست جمهوري نهم بود.

سخنان سعيد حجاريان در جمع دانشجويان دانشگاه تهران با طرح موضوع «اصلاحات مرد، زنده باد اصلاحات» به نوعي تدوين و ارائه استراتژي جديد جبهه از هم فروپاشيده دوم خرداد بود. اين عبارت پارادوکسيکال، برگرداني از شعار «انقلاب مرد، زنده باد انقلاب» تروتسکي و گفته معروف دربار پادشاهان فرانسه با عنوان «شاه مرد، زنده باد شاه» بود که حجاريان به صورت استعاره‌اي مي‌خواست نتيجه بگيرد، راهکارهاي سابق جبهه اصلاحات با شکست مواجه شده و براي حفظ بقاء و تداوم حيات حزبي، چاره‌اي جز اتخاذ استراتژي ديگري نخواهد بود.

تغيير ميدان مبارزه و ورود لايه‌هاي مدني جهت پشتوانه سازي، آخرين راهبردي بود که توسط بازيگردانان اين جبهه همچون حجاريان، بشيريه، علوي‌تبار، جلايي پور و تاج‌زاده مطرح گرديد.

سه روز پس از روشن شدن نتايج انتخابات مجلس هفتم، سعيدحجاريان در گفتگو با خبرگزاري ايلنا، در تبيين خط مشي جديد اين جبهه گفت: «در پروژه جديد، محوريت اصلاحات از حوزه قدرت به جامعه مدني انتقال خواهد يافت»

اين سخنان بدان معنا بود که در سال‌هاي گذشته اعضاي ارشد اين جبهه با حضور در قدرت و در راستاي هدف «فتح سنگر به سنگر» از ارتباط با حاميان، سمپات‌هاي حزبي، دانشجويان، معلمان و کارمندان و کارگران در برهه‌هاي حساسي چون رد لايحه مطبوعات و تحصن نمايندگان مجلس ششم، نتوانسته‌اند در بسيج توده‌ها عليه نظام به موفقيتي دست يابند. به همين جهت م - ت، از اعضاي افراطي اين جبهه، در نشستي حزبي اعلام مي‌کند: «سال 83، سال تشکيل و پايه‌ريزي جنبش‌هاي اجتماعي و سال 84، سال به راه انداختن تظاهرات و آشوب‌هاي اجتماعي است.»

و عليرضا علوي‌تبار با جسارت هر چه تمام اظهار مي‌دارد: «براي تحقق مطالباتمان بايد خون بدهيم، بايد براي مقابله با ديکتاتوري، سه ميليون نفر را سازماندهي کنيم.تاکنون اشتباه کرديم که چنين سازماندهي را انجام نداده‌ايم، اما هنوز هم دير نشده است.»

به همين منظور ماهنامه «آفتاب» که در نقش تئوري پرداز و ارگان نظري جبهه مشارکت و طيفي از نيروهاي ملي - مذهبي ظاهر شده در همان دوران با درج مطلبي تحت عنوان «اپوزيسيون مدني، جنبش اصلاح‌طلبانه ملت ايران» راهکارهايي را جهت برپايي حرکت‌هاي پوپوليستي و استمداد از ظرفيت اپوزيسيون مدني در قالب گردهمايي، تحصن، تظاهرات، اعتصاب و ساير اشکال مقاومت و نافرماني مدني، جهت نيل به اهداف و خواسته‌هاي فزون طلبانه حزبي خود ارائه مي‌کند و از ضرورت شکل‌گيري کميته‌هاي حزبي در محلات و جذب مردم به ويژه جوانان در اين کميته‌ها سخن مي‌گويد. همچنين در تکميل اين خط مشي جديد، حجاريان در مصاحبه با روزنامه شرق مي‌گويد: «نيروهايمان را به مجلس و دولت برديم و کسي براي سازماندهي مردم باقي نماند. ما در هوا مشغول کارزار بوديم در حالي که رقيب در جبهه زميني مشغول پيشروي بود. اگر يک ميليون نفر جلوي بيمارستان سينا (پس از ترور حجاريان) و 3.5 ميليون نفر روبروي مجلس در زمان تحصن نمايندگان مجلس ششم جمع مي‌شوند، ديگر کاري از دست نيروي رقيب بر نمي‌آمد.»

 

*سربازگيري از دانشگاهها

تجربه انقلاب‌هاي مخملين نشان مي‌دهد سرمايه گذاري بر روي جوانان به ويژه جنبش‌هاي دانشجويي، يکي از مهمترين مولفه‌هاي پيش برنده طرح‌هايي چون براندازي نرم است. اولين تجربه انقلاب رنگي در دوران پس از جنگ سرد، در يک دوره زماني 6 هفته‌اي يعني از 17 نوامبر تا 29 دسامبر 1989 در کشور چکسلواکي به ثمر نشست. حلقه دوم اين انقلاب که در واژگان علوم سياسي به کودتاي فرامدرن (post-modern coup) شناخته مي‌شود، در صربستان (1997) و به وسيله جنبش دانشجويي اتپور ( به معناي مقاومت) تکميل گرديد و سپس در سال 2003، حلقه سوم آن در گرجستان با حرکت دانشجويي کمارا ( به معناي "بس است ") تدارک ديده شد. در اکراين نيز گروهي از جوانان و دانشجويان آموزش ديده، حرکتي به نام پورا (به معناي لحظه موعود فرا رسيده) را در سال 2004 طراحي و به مرحله اجرا گذاشتند که با عناويني همچون انقلاب نارنجي، سرخ و شاه بلوطي ملقب گرديد. اين سناريو در بلاروس با نام جنبش زوبر و در انقلاب لاله‌اي 2005 قرقيزستان که دانشجويان در صفوف مقدم آن قرار داشتند با نام اتپور (مقاومت) ادامه يافت.

در دوره حاکميت تجديد نظرطلبان اين پروژه در جمهوري اسلامي ايران به صورت جدي کليد خورد تا گروهي از عناصر خود فروخته و وابسته، اقدام به سربازگيري از دانشگاههاي کشور نمايند. در پروژه‌اي که حلقه کيان طراحي نموده بود، ماموريت عبور از ميدان مين و خطوط قرمز به عهده جنبش به اصطلاح دانشجويي گذاشته شد تا جنبشي که خاستگاه و فلسفه وجودي آن با عدالت خواهي، استکبار ستيزي و استقلال محوري تعريف شده است، به ابزاري در جهت تحقق و اجراي سناريوي دشمن تبديل گردد. ثمره اين سرمايه گذاري در شبه کودتاي 18 تير سال 1378 خود را به خوبي نشان داد و عناصر فريب خورده‌اي چون علي افشاري، رضا دلبري، اکبر عطري، عبدالله مومني، فاطمه حقيقت جو، علي اکبر موسوي خوئيني، سعيد رضوي فقيه و... به عنوان پيشقراولان جنبش دانشجويي معرفي گرديدند.

با شکست شبه کودتاي 18 تير، طراحان جنگ نرم به اين نتيجه رسيدند که براي پيشبرد اهدافشان در جمهوري اسلامي ايران، نمي‌توانند برسرمايه گذاري روي قشري خاص حساب ويژه باز کنند بنابراين لايه‌هاي ديگري از جامعه همچون زنان، روزنامه نگاران، اساتيد دانشگاه، نخبگان، کارگران و هنرمندان هم بايد با ميدان بيايند تا زمينه‌هاي انقلاب مخملين به صورت فراگير و گسترده در کشور فراهم گردد.

اعترافات‌هاله اسفندياري، رامين جهانبگلو و کيان تاجبخش نشان داد که روزنامه نگاران يکي از مهمترين گروههاي هدف در پروژه براندازي نرم هستند.

داستان پديدارشدن روزنامه‌هاي زنجيره‌اي که رهبر معظم انقلاب در تعبيري ژرف و رسا از آنان به عنوان "پايگاههاي دشمن " نام بردند و همچنين روزنامه نگاران خود فروخته و اجير شده‌اي که بخش زيادي از آنان هم اکنون در کشورهاي غربي بسر مي‌برند، در تدوام جنگ نرم کليد خورده بود و هم اکنون نيز اين پروژه با عناوين مختلف دنبال مي‌شود.

در سال گذشته و جاري، شاهد سفرهاي متعدد روزنامه نگاران و خبرنگاران رسانه‌هاي مختلف کشور به کشورهايي چون هلند، انگليس، فرانسه، ايتاليا، هند، ژاپن و... بوده ايم. در اين سفرها، عناصري چون خاويرسولانا، اليزابت چني و فرح کريمي، ميزبان روزنامه نگاران ايراني بوده اند و طي آن کلاس‌هاي آموزشي با تدريس کتاب‌هايي چون "از شورشيان آرمانخواه تا مبارزان بي آرمان " تاليف جين شارپ که ازسال 1993 در تيراژي وسيع در کشورهاي اروپاي شرقي و جمهوري‌هاي استقلال يافته شوروي چاپ و توزيع شده، همراه بوده است. بخشي از کارشناسايي و دعوت از روزنامه نگاران ايراني، به عهده فاطمه حقيقت جو گذارده شده که هم اکنون در آمريکا مستقر است. وي در سفر گروهي از روزنامه نگاران به ايتاليا، ميزبان آنان بوده است.

تصويب بودجه 15 ميليون يورويي دولت هلند تحت عنوان "پلوراليزم رسانه‌اي در ايران " که برمبناي آن موسسه هلندي "هيفوس " وظيفه پشتيباني مالي از روزنامه نگاران، رسانه‌هاي مکتوب و ديجيتالي را برعهده مي‌گيرد، بخشي ديگر از پروژه سرمايه گذاري غرب بر اصحاب رسانه را هويدا مي‌سازد.

براساس گزارش رسمي موسسه هيفوس، اين موسسه در سال گذشته کمک‌هاي مالي خود را به موسسات، نشريات و سايت‌هاي اينترنتي همچون "راهي " متعلق به شادي صدر از روزنامه نگاران فمنيست، "کارورزي سازمان‌هاي جامعه مدني " متعلق به محبوبه عباسقلي زاده که در نشريات فمنيستي قلم مي‌زند، "کنشگران داوطلب " متعلق به سهراب رزاقي، "ايران گويا " به مدير عاملي حسين باستاني عضو ارشد حزب مشارکت ايران، "مرکز فرهنگي زنان "، "کانون زنان ايران " و روزنامه اينترنتي "روز آنلاين " اعطا کرده است. در کنار موسسه هيفوس، موسسات واسطي همچون "بنياد دخترک "، "فريدوم‌هاوس " و "پرس تاو " نيزکار تدارک مالي، فني و امنيتي روزنامه نگاران تجديد نظر طلب را برعهده داشته‌اند.

برخي از اسناد منتشره نشان مي‌دهد که کنگره آمريکا، وزارت خارجه اين کشور، بنياد صهيونيستي سوروس، بنياد به اصطلاح غير انتفاعي خانه آزادي و شوراي روابط خارجي ايالات متحده از سرمايه گذاران و پشتيبانان مالي حمايت از روزنامه نگاران ايراني هستند.

 

* زمستان داغ

با آغاز سال تحصيلي 88 - 87 دانشگاه‌ها، دفتر تحکيم وحدت (طيف علامه) با صدور بيانيه‌اي اعلام کرد: «با توجه به شکست دوره اصلاحات و در بن بست قرار گرفتن روشنفکران و منتقدان سياسي، اين تشکل دانشجويي تصميم گرفته است راهبرد و تاکتيک فعاليت خود را از فاز سياسي به فاز اجتماعي تغيير دهد.»

در بيانيه اين دفتر همچنين روي چند محور تاکيد شده بود:

- ما شکت سياست «اصلاحات انتخابات محور» را اعلام مي‌کنيم.

- راه حل خروج از دوران انفعال کنوني، تقويت جامعه مدني و ارتباط گيري با بخش‌هاي اجتماعي است. دفتر تحکيم بايد پل دانشگاه با اجتماع باشد.

- دوران انسداد کنوني را بايد تبديل به دوره تجهيز و آمادگي نمائيم. از اين روي دفتر تحکيم وحدت از فعاليت سياسي خارج و وارد عرصه‌هاي اجتماعي و فرهنگي خواهد شد. اين دفتر طرح ارتباط‌گيري موثر با تشکل‌هايي چون جنبش زنان، کارگران، معلمان، مجامع علمي و اقوام و طوايف را در دستور کار خود قرار داده است.

-تجربه 10 ساله دفتر تحکيم تاکيد دارد راه حل غلبه بر اقتدارگرايي، دوري از قدرت، نقادي قدرت، ديده‌باني جامعه مدني و در نهايت ورود به جامعه مدني و عرصه‌هاي عمومي است.

از سوي ديگر در اوايل شهريور ماه سال 87 يعني زماني که اعضاي جديدي شوراي مرکزي دفتر تحکيم (طيف مدرن) توانستند در انتخابات داخلي به پيروزي دست يابند، شاهد اتخاذ چنين مواضع ساختار شکنانه‌اي از سوي آنان بوديم. اين تشکل با شعار عبور از نظام اسلامي، وعده «زمستاني داغ» را به مردم و مسئولان کشور داده و تاکيد کرد از همه ظرفيت‌هاي اجتماعي براي رسيدن به اهداف خود سود خواهد برد.

ناگفته پيداست طيف مدرن دفتر تحکيم که توانسته بود بر طيف سنتي و دموکراسي خواه پيروز شود، ارتباط بسيار نزديکي با سازمان مجاهدين، حزب مشارکت، نيروهاي ملي - مذهبي، نهضت آزادي، سلطنت طلبان، تشکل‌هاي پان ترکيسم، پان عربيسيم و حتي جريان‌هاي چپ همچون حزب کمونيست کارگري، حکمتسيت‌ها، پژاک و فدائيان خلق داشت و وعده زمستان داغ آنها نشان مي‌داد که باز هم قرار است از دانشگاه و دانشجو به عنوان موتور محرکي براي خروج از بي‌‌حسي اجتماعي استفاده شود. در پروژه جديد بايد بار ديگر دانشجويان به عنوان مين‌روب و نردبان‌هاي رسيدن به قدرت و ثروت، مورد سوء استفاده قرار گيرند. آنان هنوز در سوداي شبيه‌سازي 18 تيري ديگر هستند و براي عملياتي کردن پروژه‌هاي خود، نه تنها هيچ ابايي از هزينه کردن اعتبار دانشجويان يک دانشکده و دانشگاه ندارند بلکه آن را امري بايسته و ضروري مي‌دانند.

ديدارهاي سال گذشته پياده نظام‌هاي طيف مدرن که در پروژه جديد بايد نقش‌ دستمال‌هاي يک بار مصرف را بازي کنند و محتواي مذاکرات آنان با عناصر افراطي و تجديد نظر طلب همچون احمد زيدآبادي، هدي صابر، تقي رحماني، رضا عليجاني، محمد توسلي، ابراهيم يزدي، عبدالله نوري، سعيد حجاريان و مصطفي تاج‌زاده نشان داد که ادعاي تغيير فاز فعاليت‌هاي دفتر تحکيم از سياسي به اجتماعي يک ادعاي سخيف و ابلهانه است. بيانيه دفتر تحکيم، دعوت به يک شورش و ساختار شکني آشکار بود که طومار مدعيان آن سريع‌تر از آنچه که تصور مي‌کنند توسط نيروهاي نظام در هم پيچيده خواهد شد.

 

*اصلاحات خون مي‌خواهد، جانبازي کافي نيست

به اعتقاد بسياري از تحليل‌گران موقعيت کنوني جمهوري اسلامي ايران در عرصه‌هاي داخلي، منطقه‌اي و بين‌المللي به گونه‌اي است که خواب بازگشت تجديد نظر طلبان و ساختار شکنان را طي يک انتخابات سالم و شفاف بي‌تعبير نموده است و از اين منظر چاره‌اي جز روي آوردن به طراحي و اجراي پروژه‌هاي خائنانه و مزورانه‌اي چون «اصلاحات خون مي‌خواهد» نيست.

ورود پيشدستانه سيد محمد خاتمي به صحنه انتخابات دهم رياست جمهوري، با شعار «يا من موسوي» نتوانست خللي در عزم ميرحسين موسوي براي ورود به صحنه انتخابات به وجود آورد. درهمان ايام برخي سيگنال‌هاي امنيتي حکايت از طراحي توطئه‌اي جهت حذف رقيب خاتمي از صحنه رقابت‌هاي انتخاباتي داشت که با ورود زود هنگام نيروهاي امنيتي و حفاظتي، اين توطئه نقش بر آب شد.

پس از کنار کشيدن خاتمي از صحنه رقابت، تجديد نظر طلبان چاره‌اي جز حمايت از ميرحسين موسوي نداشتند. آنان کروبي را نه کانديدايي داراي مقبوليت مي‌دانستند و نه رييس‌جمهوري که بتواند اهداف آنان را دنبال کند. اما موسوي لااقل يک مزيت نسبت به کروبي داشت و آن در ميزان راي او بود.

ورود ميرحسين به صحنه رقابت انتخاباتي و با گفتماني در چارچوب نظام اسلامي و بروز برخوردهايي قهر‌آلود با طيف ساختارشکن، آنان را به اين تکاپو واداشت که چاره‌اي ديگر بينديشند. ميرحسين نه پايگاه اجتماعي لازم را براي پيروزي در انتخابات دارد و نه در فرض پيروزي مي‌تواند اهداف ساختارشکنانه و عبور از نظام اسلامي را براي آنان محقق سازد. ميرحسين 69 ساله آن قدر سرد و گرم روزگار را چشيده که خود را در معرض طرح‌هاي نابخردانه و کوته فکرانه مشتي جاه طلب قرار ندهد.

بنابراين براي رسيدن به اهداف شوم خود، بايد به پروژه‌اي ضد امنيتي و ملي پناه ببرند که در راستاي اجراي آن اگر لازم باشد بايد کثيف‌ترين تزويرها را هم به کار بست تا شايد در ميدان خونخواهي او، خواب انقلاب‌هاي رنگين را تدارک ديد.

در خواب‌هاي بي‌تعبير شکست خوردگان انتخابات دهم، بايد پيش از آنکه سنگ محک انتخابات، ميزان مقبوليت و مشروعيت مردمي آنان را نشان دهد، بايد فضاي عمومي کشور را به سمت ناآرامي و نافرماني پيش برد تا شايد قبل از انتخابات بتوانند چاره‌اي بي‌انديشند.

کشف و خنثي سازي عمليات "آشوبهاي شهري" ، را بايد کشف و خنثي سازي پروژه مزورانه «اصلاحات خون مي‌خواهد، جانبازي کافي نيست» برشمرد، پروژه‌اي که با عنايات خداوند متعال و جانفشاني پاسداران امنيت کشور خطري بزرگ را از کيان نظام اسلامي دور ساخت.

 

 

 

پدرشهيدمصطفي غنيان:

ما اين انقلاب را به راحتي به دست نياورديم که به راحتي از دست بدهيم

پدر شهيد مصطفي غنيان با تکذيب آنچه که تا امروز از قول وي در رسانه ها منتشر شده، تاکيد کرد: ما اين انقلاب را به راحتي به دست نياورديم که به راحتي از دست بدهيم.

حاج محمد تقي غنيان با تاکيد بر خاتمه دادن اين شايعات گفت: پس از شهادت فرزندم در جريان درگيري ها و ناآرامي هاي اخير شايعات و مطالب کذبي از قول من در تهمت و افترا به ديگران در برخي رسانه ها منتشر شد که به شدت همه آنها را تکذيب مي کنم.

وي افزود : تا قبل از این مصاحبه با هيچ رسانه اي گفت و گو نکرده ام و در زمينه عامل يا عوامل شهادت فرزندم هم هيچ مطلبي در هيچ جا عنوان نکرده ام .

وي اظهار داشت : پس از شهادت مصطفي در همان روز نخست در تهران شکايت خود را به عنوان ولي دم از عامل يا عوامل اين جنايت کور به دادگاه جنايي تهران تسليم کردم و بعد از گرفتن جنازه و انتقال به مشهد، برگزاري مراسم تشييع، تدفين و ختم هم ديگر از پرونده خبري ندارم.

وي گفت : متاسفانه طي چند روز اخير در برخي روزنامه هاي کثير الانتشار و سراسري مطالبي خوانده و شنيده ام که دور از واقعيات و در حد اشاعه کاذيب به قصد تشويش اذهان عمومي است.

محمد تقي غنيان تصريح کرد :در عين حال اگر همين مصاحبه کنوني هم باعث شود آنها باز سوء استفاده کرده و آن بازي ها را دنبال کنند و يا اين مطالب را دستاويزي براي بازي هاي سياسي قرار دهند من صريحا پيشاپيش تبري جسته و به صراحت اعلام مي کنم مرا در بازي هاي سياسي خود داخل نکنيد چرا که اين نفاق و دروغ ها در قاموس مسلمان واقعي نمي گنجد .

وي گفت : ما اين انقلاب را به راحتي به دست نياورديم که به راحتي از دست بدهيم و غيرت ديني ما اجازه تحمل اين دروغ ها و دغل بازي را نمي دهد.

غنيان با اشاره به سوابق سياسي خود و خانواده اش قبل از انقلاب که تدارکات و برنامه ريزي راهپيمايي هاي قبل از انقلاب عليه رژيم شاه را در مشهد ساماندهي مي کرد افزود : بعد از انقلاب با توجه به استقرار نظام جمهوري اسلامي از سياست و مباحث سياسي کنار کشيدم و در آرامش و ثبات ايجاد شده شغل پدري خود را ادامه دادم در عين آنکه هر گاه نياز بوده به وظايف انقلابي خود هم عمل کرده ام.

وي گفت : من که داخل در اين بازي هاي سياسي نيستم امروز نگران حيثيت مذهبي خود هستم در عين آنکه بيش از آن نگران اثرات درج اين مطالب خلاف واقع و تحريک احساسات عده اي جوان و کشته شدن مصطفي هاي بعدي هستم.

وي گفت : در يکي از اين روزنامه ها چاپ روز چهارشنبه هفته گذشته آمده بود که " در مراسم ترحيم مصطفي غنيان طي روز گذشته در مسجد کرامت پدر وي چنين مطالبي عنوان کرده است در حالي که مراسم ختم فرزند من روز شنبه 30 خرداد 88 آن هم در مسجد قبا برگزار شده بود و در آن هيج مطلبي مبني بر اتهام زني به فردي يا افرادي من نگفتم اما متاسفانه بعد از آن چند روزنامه به آن استناد کرده و مطالب کذب را دوباره تکرار کرده و به آن دامن زدند.

وي اظهار داشت : من در مراسم ختم فرزندم تنها به منظور تقدير از لطف جمع کثيري از دوستان و شهروندان مطلبي را تهيه و قرائت کردم که هم فايل صوتي و تصويري و هم دستنوشته آن وجود دارد.

وي متن آنچه که در اين مراسم قرائت کرده را بدين شرح خواند.

بعد از آياتي از قرآن مبني بر صبر در سختي ها و شدائد آمده است : "پروردگارا تو را سپاس مي گويم و نيکوترين درودهايم را بر ارواح مطهر خاتم الانبيا محمد مصطفي (ص) و ولي و حجت برحقت علي مرتضي (ع) و صديقه طاهره فاطمه زهرا (س) و يازده فرزند پاکش تا قطب عالم امکان مهدي موعود با ذکر صلواتي بر محمد و آل محمد (ص) نثار مي کنم.

پروردگارا : تو خود فرمودي که بندگانت را مي آزمايي ، پروردگار عزيز من، مرا به سخت ترين روش آزمودي و در فاصله کمتر از پنج دقيقه که پسرم مصطفي از من جدا شد او را در حالي که به سرش گلوله خورده بود در روي پشت بام طبقه هشتم ساختمان غرق در خون در آغوشم افکندي.

همانجا بود که گفتم "فاذا جاء اجلهم لايستاخرون ساعته و لا يستقدمون و بي اختيار به ياد آقا و مولايم حسين (ع) افتادم .

کجا؟ در کر بلاي سال 61 هجري که نعش خون آلود علي اکبرش را در آغوش کشيده بود و بي اختيار با خود زمزمه مي کرد که "لا يوم يومک يا اباعبدالله " الهي رضا برضائک و تسليما لامرک لا معبود سواک".

پروردگارا: راضيم به رضاي تو و تسليم به امر و اراده تو ، جز تو هيچ ملجا و پناهگاهي ندارم، پروردگارا تنها تو را دارم ، تنها تو را مي پرستم و تنها و تنها از تو کمک مي طلبم که "اياک نعبدو و اياک نستعين".

در آن شهر غريب و در آن شب هولناک و در آن دل شب من کسي را نداشتم و باز بي اختيار به ياد ولي نعمتم علي ابن موسي الرضا (ع) غريب الغربا افتادم که به دور از اهل و عيال از مدينه کوچ کرد و در توس به غربت جان سپرد، باز از غم غربت به خود ناليدم و با خود زمزمه کردم که

خدا ز آستان رضايم جدا نکند من و جدايي از آن آستان خدا نکند

ز دامن کرمش دست التجا نکشم گداي، دامن صاحب کرم رها نکند

پروردگارا : تو خود شاهد باش از امانتي که به من سپرده بودي 26 سال نگهداري کردم و تا جايي که در توانم بود در تربيتش کوشيدم که خدا شناس، با ايمان ، مردمدار، با عاطفه و با اخلاق شود که خوشبختانه چنين بود و چنين شد و خود مصطفي هم پذيرش اين را داشت او پسري متدين، فروتن، متواضع، خوشرو و با اخلاق و به قول همه دوستانش "با مرام " بود و اين لياقت را داشت که در راه اسلام و قرآن و در راه حفظ استقلال اين کشور و در راه آزادي ملت مسلمان و عزيز ايران در طبق اخلاص تنها سرمايه اش را که جانش بود غريبانه نثار کند.

حال اي خداي من، اي معبود من و اي تنها ملجا و پناه من، امانتي را که به من سپرده بودي به خودت بازگرداندم ، او را از من بپذير که انا لله و انا اليه راجعون .

پرودگارا من صريحا اعلام مي کنم که از پسرم مصطفي کمال رضايت را داشته و از او راضي هستم تو نيز از او راضي باش .

پروردگارا اگر در نگهداري از امانتي که به من سپرده بودي قصور و کوتاهي کردم بر من ببخش و از تو اي غياث المستغيثين عاجزانه تقاضا دارم پسرم مصطفي را در جوار رحمت و مغفرت خويش متنعم به نعمت هاي خداوندي خويش و از شفاعت 14 معصوم بهره مندش گرداني که" ولا تقولوا لمن لقتل في سبيل الله امواتا بل احيا عند ربهم يرزقون" .

پروردگارا اين پدر و مادر داغديده و و برادران و خواهر داغدارش و همه دوستان و بستگان گراميش را صبر و استقامت و شکيبايي عنايت فرما و به آنچه صابران را وعده فرمودي همه ما را برخوردار فرما.

پروردگارا تمام کساني را که در تحمل اين مصيب بزرگ ما را همراهي کردند دوستان، اقوام ، خويشان،برادران عزيز و خواهران محترمه را در مراسم تغسيل و تدفين و ترحيم ، برادرانه و خواهرانه با محبت بي دريغ خويش تحمل اين داغ بزرگ را بر ما هموارتر ساختند به همه آنان خير دنيا و آخرت ، عزت، سلامت، عافيت ، سعادت و وسعت دنيا و آخرت را کرامت فرما.

آمين يا رب العالمين ."

وي در ادامه اين مطلب افزود : اين متن کامل سخنان اينجانب محمد تقي غنيان پدر داغديده شادروان مهندس مصطفي غنيان در مراسم ترحيم آن عزيز در روز شنبه 30 خرداد 88 در مسجد قبا بود.

 

 

 

فعالان سياسي:

رقابت هاي انتخاباتي پايان يافت؛ فصل رفاقت و همدلي است

جمعي از فعالان و صاحب نظران مسائل سياسي تاکيد کردند که با پايان يافتن رقابت هاي انتخاباتي ، بايد فصل رفاقت ، همدلي و آرامش در کشور آغاز شود.

جمعي از فعالان و صاحب نظران مسائل سياسي از گروهها و احزاب خواستند تا بگو مگو ها را کنار گذاشته و با حفظ وحدت و همدلي در مقابل دشمنان و بيگانگاني که کشور را تهديد مي کنند بايستند.

گفت وگويی را با جمعي از صاحب نظران و فعالان سياسي را درپي مي خوانيد:

 

**رقابت ها پايان يافت ، فصل وحدت و رفاقت است

عضو ارشد حزب موتلفه اسلامي با اشاره به اينکه پس از انتخابات بايد وحدت و انسجام ملي در کشور افزايش يابد تاکيد کرد: تاييد صحت انتخابات توسط شوراي نگهبان به منزله پايان رقابت ها مي باشد و مردم بايد با وحدت و رفاقت براي پيشبرد اهداف نظام جمهوري اسلامي تلاش کنند.

"حميدرضا ترقي" اظهار داشت:با توجه به بررسي هاي صورت گرفته و اعلام نتيجه نهايي از سوي شوراي نگهبان رقابت انتخاباتي در کشور پايان يافته است و فصل جديدي در شرايط سياسي کشور آغاز شده است.

وي افزود:با توجه به رهنمودهاي رهبر معظم انقلاب بايد رفاقت،وحدت و انسجام ملي براي پيشبرد اهداف انقلاب اسلامي و حرکت دولت نهم براي رسيدن به اهداف چشم انداز 20 ساله کشور آغاز شود.

ترقي با اشاره به اينکه ملت ايران با رهنمودهاي رهبر معظم انقلاب راه وحدت و انسجام محبت و مهرورزي را دنبال مي کند افزود:جا دارد که نخبگان و احزاب سياسي که با رقابت، فضاي پرشوري را در انتخابات ايجاد کردند با وحدت و انسجام ملي خود به دشمنان و بيگانگان اجازه دخالت در امور کشور را ندهند.

معاون بين الملل حزب موتلفه اسلامي بر نقش دولت در ايجاد فضاي آرامش در کشور تاکيد کرد و گفت:دولت بايد فضا را طوري جلو ببرد که در گسترش مهرورزي و کاهش آلام و کدورت هاي پديد آمده و گسترش وحدت و انسجام ملي تاثيرگذار باشد.

وي گفت:دولت بايد با استفاده از تمامي پتانسيل هايش و با استفاده از تمامي نيروهاي اصولگرا کارآمدي و توانمندي خود را بالا ببرد و آينده را به گونه اي رقم زند که مردم را به انتخاب خود اميدوار کند.

 

**فضاي رفاقت ،همدلي و آرامش در کشور در حال شکل گيري است

دبير کل جمعيت وفاداران انقلاب اسلامي و کارشناس مسائل سياسي با تاکيد بر افزايش همدلي و همبستگي مردم و مسئولان در پس از انتخابات تاکيد کرد: مردم و مسئولان بايد براي ايجاد فضاي همبستگي در کشور تلاش کنند.

"حبيب الله بوربور" با اشاره به اينکه تمامي مسائل بايد بعد از سخنراني رهبر معظم انقلاب پايان مي يافت اظهار داشت:پس از فرمايشات رهبر معظم انقلاب بايد مساله تمام مي شد ولي طول کشيدن آن در جهت قانع کردن کساني بود که از سوي افرادي خاص تحريک شده بودند.

دبير کل جمعيت وفاداران انقلاب اسلامي با اشاره به اينکه از ابتداي انتخابات با راي قاطع 24 ميليوني مردم بايد ماجرا تمام مي شد اظهار داشت:معتقدم اتفاقات رخ داده در ضمن آنکه ناخوشايند بود چهره کساني را که دم از قانونگرايي مي زدند را رو کرد.

وي تاکيد کرد:از اين افراد مي خواهم بيشتر از اين براي نظام مزاحمت ايجاد نکنند و بگذارند فضاي آرامش و همدلي در کشور شکل گيرد.

بوربور با اشاره به اينکه نامزدها و حاميانشان بايد از دامن زدن به اختلافات دست بردارند اظهار داشت:اين اغتشاشات از ابتدا هم نبايد به وجود مي آمد و هم اکنون نبايد بگذاريم که دوباره تکرار شود.

وي افزود:با افزايش عزم ملي و ايجاد همبستگي در ميان مردم و مسئولان مطمئنا ديگر شاهد بروز چنين مسائلي نخواهيم بود.

وي با اشاره به اينکه هم اکنون فضاي رفاقت و همدلي در کشور در حال شکل گيري است اظهار داشت:گروه ها و احزاب مختلف با فعاليت هايشان مانع ايجاد اين رفاقت ها و وحدت ها نشوند.

 

**امروز رقابت جاي خود را به وحدت و همدلي داده است

عضو جبهه پيروان خط امام و رهبري و دبير کل جامعه اسلامي اصناف و بازار با اشاره به نقش وحدت ملي در آرامش و رفاه و پيشرفت کشور تاکيد کرد:امروز رقابت جاي خود را به وحدت و همدلي داده است.

"احمد کريمي اصفهاني" فضاي انتخاباتي کشور را سه مرحله دانست و گفت:در مرحله اول که پيش از برگزاري انتخابات بود شاهد يک نشاط در ميان راي دهندگان بوديم هر چند يکسري بداخلاقي هايي نيز حاکم بود ولي رقابت نامزدها با سلايق مختلف باعث شد که تمام تفکرات به پاي صندوق هاي راي بيايند و با راي 40 ميليوني تحسين جهانيان را برانگيزند.

وي تاکيد کرد: مرحله دوم بعد از انتخابات بود و به بررسي اعتراضات و شکايات که حقوق کانديدا بود پرداخته شد ولي متاسفانه برخي نامزدها فراتر از چارچوب قانون اعتراض داشتند و مسائلي را که مد نظرشان بود را براي شوراي نگهبان بيان نکردند.

عضو جبهه پيروان خط امام و رهبري گفت:متاسفانه بعد از انتخابات نهايت بداخلاقي ها به اوج خود رسيد اين بداخلاقي ها در شان کساني که به عنوان نامزد انتخاباتي مطرح بودند، نبود.

دبير کل جامعه اسلامي اصناف و بازار با اشاره به اينکه در مرحله سوم شوراي نگهبان با اعلام نتيجه نهايي آخرين حرف ها را زد گفت:با اعلام نتايج از سوي شوراي نگهبان قانون حرف آخر را زد و همه مردم و نامزدها بايد ملتزم به رعايت قانون باشند.

کريمي اصفهاني با اشاره به اينکه در سايه آرامش حقوق ملت ايفا خواهد شد اظهار داشت:امروز در جامعه شاهد اين هستيم که رقابت جاي خود را به رفاقت و همدلي داده است.

 

**گروهها بگو مگو ها را کنار بگذارند و دربرابر دشمن مشترک بايستند

عضو شوراي مرکزي جامعه اسلامي مهندسين با تاکيد بر ايجاد وحدت و همدلي ملي در جامعه تاکيد کرد: گروهها بايد بگو مگو ها را کنار بگذارند و دربرابر دشمن مشترک بايستند.

"بهادر وليزاده" تاکيد کرد:در اين برهه از زمان که صحت و سلامت انتخابات به تاييد شوراي نگهبان رسيده است وحدت و همدلي در ميان ملت و مسئولان بايد بيشتر شود.

وي با اشاره به نقش وحدت ملي در آرامش و رفاه و پيشرفت کشور اظهار داشت:ما بايد بدانيم در فضايي آرام و بدور از هر گونه اغتشاش است که جامعه به رشد و پيشرفت دست مي يابد. مردم بايد با دوري کردن از هر گونه اختلاف و دامن زدن به آن سعي کنند در پيشرفت کشور گام موثري را بردارند.

وليزاده با اشاره به ضرورت پرهيز از دامن زدن به اختلافات و تنش ها از سوي نامزدها و حاميان آنان تاکيد کرد:هم اکنون فضاي کشور به سمت نوعي آرامش پيش مي رود ، نبايد به برخي اجازه داد اين فضا را دوباره ناآرام کنند.

عضو شوراي مرکزي جامعه اسلامي مهندسين افزود: گروهها بايد با کنار گذاشتن بگومگوها، در برابر دشمنان مشترک و بيگانگاني که تلاش مي کردند اين انتخابات را به اغتشاش بکشانند بايستند.

وي افزود:همه بايد دست به دست هم دهيم و با کمک به دولت، رييس جمهور را براي اداره کشور ياري رسانيم.

 

**احزاب و گروهها با همدلي ورفاقت از همصدايي با بدخواهان کشور خودداري کنند

مدير کل فرهنگي دانشگاه امام صادق(ع) تاکيد کرد: احزاب و گروهها بايد با همدلي ورفاقت از همصدايي با بدخواهان کشور خودداري کنند.

"مهدي چوپاني" افزود:همواره خواست مردم در اين انتخابات اين بود که برخي افراد با اقدامات غيرقانوني حماسه حضور 85 درصدي مردم را کم رنگ نکنند.

وي با اشاره به اينکه عده اي مي خواستند با ايجاد فضاي ناآرام در کشور اغتشاش و ناامني در جامعه ايجاد کنند اظهار داشت: انتخابات تمام شده و شوراي نگهبان نيز صحت آن را تاييد کرده است و ديگر فضاي رقابت و انتخابات در کشور حاکم نيست و امروز بايد به فکر تثبيت دولت بود.

مدير کل فرهنگي دانشگاه امام صادق(ع) تاکيد کرد:بايد اجازه داد مسئولان به خدمت رساني خود ادامه دهند و مردم با ايجاد فضاي رفاقت و همدلي و جلوگيري از هر گونه ناآرامي به دولت اجازه دهند خالصانه مانند گذشته فعاليت کند.

وي اظهار داشت:امروز زمان کارکردن دولت است بايد به دولت اجازه دهيم که بدور از هر گونه ناآرامي براي مردم کار کند.

چوپاني تاکيد کرد:همان طور که مردم در انتخابات 22 خرداد حضور پرشوري داشتند امروز نيز همان حضور را تکرار کنند و با ايجاد رفاقت و همدلي آرامش را در کشور حاکم کنند.

 

**برخي نامزدها و احزاب از دامن زدن به اختلافات پرهيز کنند

دبير سياسي اتحاديه انجمن هاي اسلامي دانشجويان سراسر کشور با تاکيد بر ايجاد وحدت و همدلي در ميان مردم گفت:برخي نامزدهاو احزاب مانع ايجاد رفاقت و وحدت ميان مردم نشوند و از دامن زدن به اختلافات پرهيز کنند.

"مهدي طوسي" با تاکيد بر اينکه زمان اختلافات گذشته است، گفت: امروز ديگر بايد رفاقت و همدلي و همبستگي ميان مردم حاکم شود.

وي اظهار داشت:پس از آنکه انواع اغتشاشات به صورت دستورالعمل کميته هاي خاص روي ميز اغتشاشگران قرار گرفت و آنان با فعاليت هايشان قصدي جز زير سوال بردن نظام جمهوري اسلامي نداشتند ديگر بايد فضاي رفاقت و همدلي در کشور ايجاد شود.

دبير سياسي اتحاديه انجمن هاي اسلامي دانشجويان سراسر کشور با اشاره به اينکه اين افراد کاري جز زير سوال بردن عزت جمهوري اسلامي و تلخ کردن شيريني انتخابات 22 خرداد ماه نداشتند اظهار داشت:اين قبيل سياه نمايي ها که به صورت سازماندهي شده از درون و بيرون مرز هدايت مي شد بايد با رفاقت پايان يابد.

طوسي افزود:مردم در بعد از انتخابات با حضور پررنگ خود در نماز جمعه به اين غائله خاتمه دادند و اين حضور پرشور به آن علت بود که مردم به شناخت مطلوب تري از سوابق و نيات ناپاک دشمنان پي بردند و با حضور در نماز جمعه ثابت کردند که پيرو خط امام و رهبري هستند.

وي با اشاره به بيان نظر قطعي شوراي نگهبان در شب گذشته اظهار داشت:امروز با تاييد انتخابات مردم بايد رفاقت ها را بيشتر کرده و اختلافات را فراموش کنند.

وي گفت: امروز زمان آن رسيده که مردم با برادري و همدلي با يکديگر پشتيبان دولت باشند.

 

 

 

پيروزي تاريخي "احمدي نژاد" در "جنگ احزاب"

دهمين دوره انتخابات رياست جمهوري با پيروزي قاطع دکتر احمدي نژاد پايان يافت و ايشان براي چهار سال ديگر مقام رياست جمهوري را در اختيار گرفت. حضور حداکثري و بي‌سابقه‌ي مردم در اين انتخابات و دادن بيش از 5/24 ميليون رأي به احمدي نژاد در تاريخ انتخابات رياست جمهوري ايران بي‌سابقه است.

 

اين حضور گسترده، بي‌نظير و هوشيارانه که خبرنگاران خارجي از مشاهده آن انگشت به دهان گرفتند، زمينه مطالعاتي مناسبي جهت شناخت اوضاع سياسي- اجتماعي کشور و بررسي گفتمان‌هاي سياسي رايج، گروه‌ها و جريانات سياسي مؤثر و جهت‌گيري‌هاي سياسي مردم ايران است.

شناخت اين موارد که به صورت خلاصه در يک سو تفکرات و ديدگاه‌هاي جريانات و گروه‌هاي سياسي و مرجع و در سوي ديگر جهت‌گيري افکار عمومي جامعه قرار دارد، اساسي‌ترين زمينه شناخت محيط سياسي کشور است.

فرض اصلي در اين نوشتار اينکه در انتخابات دهم اغلب جريانات و گروههاي سياسي و مرجع از درک جهت‌گيري‌ها و رويکردهاي مردمي (افکار عمومي) ناتوان بوده و افکار عمومي جامعه بر آنها سبقت گرفته است. به عبارت ديگر برخي جريانات و گروه‌هاي سياسي کماکان با مواضعي مبهم و از دور خارج شده وارد صحنه انتخابات شدند، در حالي‌که افکار عمومي جامعه از اين مواضع عبور کرده و رويکرد جديدي را اتخاذ نموده است که جريانات مذکور ظرفيت پوشش اين رويکرد را نداشته‌اند.

جهت اثبات اين فرضيه، ابتدا به مطالعه مواضع جريانات سياسي حاضر در انتخابات دهم و ديدگاه کانديداهاي آنان مي‌پردازيم. نقطه عزيمت بحث را مطالعه مواضع نامزدها قرار داده چرا که در رقابت هاي سياسي اين دوره ديدگاه‌هاي متفاوت چند حزب پشت سر يک نامزد جمع ‌شد و نامزد مطرح شده برآيندآن ديدگاه‌ها محسوب مي‌شود.

 

جريان شناسي جنگ احزاب در انتخابات دهم

 

الف) ميرحسين موسوي و اصلاح طلبان: گروههاي سياسي اصلاح طلب که در دوران رياست جمهوري احمدي نژاد به شدت در نزد افکار عمومي جامعه تنزل يافته بودند و مردم به نامطلوب بودن آنها به عنوان نماينده افکار عمومي پي برده بودند، با تمام توان سعي کردند در انتخابات دهم به گونه‌اي حاضر شوند که حتما" احمدي نژاد را از صحنه حذف کنند. مطلوب آنها در مرحله اول کسب کرسي رياست جمهوري و چنانچه واقع نشد، به قدرت رسيدن هر فردي غير از احمدي نژاد بود. اين گروه‌ها ابتدا با دو نامزد خاتمي و ميرحسين موسوي فعاليت خود را شروع کردند؛ اما چون از عدم محبوبيت خاتمي اطمينان يافتند، با وجود اختلاف نظر با موسوي به سوي وي روي آورده و ابتدا به صورت مشروط و سپس با جديت تمام از وي حمايت کردند. احزاب مشارکت، مجاهدين انقلاب اسلامي، کارگزاران سازندگي، مردم سالاري، همبستگي، حزب اسلامي کار، خانه کارگر و ساير گروه‌هاي اقماري دوم خردادي با تمام توان از موسوي حمايت کردند و شخص محمد خاتمي هم جهت جذب هوادار براي وي وارد عمل شد. آنچه در اين زمينه اهميت دارد اينکه گروه‌هاي اصلاح طلب با همان مواضع و ديدگاههاي قبل و حتي راديکال‌تر از قبل وارد عمل شده بودند؛ اما جهت سرپوش گذاشتن بر اين مساله و اينکه مي‌دانستند که ممکن است با اين مواضع صريح و ساختار شکنانه در بين مردم مقبوليتي نيابند، زير چتر گزينه‌اي که ريشه در انقلاب دارد و وابسته به نظام تلقي مي‌شود، جمع شدند. آنان با علم کردن شعارهاي امام راحل و ترويج اين ايده که کشور در وضعيت خطرناکي قرار گرفته است و ما بايد آن را نجات دهيم، به دنبال جلب افکار عمومي جامعه بودند. در اين ميان ميرحسين موسوي هم با سياست درهاي باز، هر گروه و جرياني که از وي حمايت کرد را پذيرفت. و همين مساله سبب شد تا موسوي نتواند درک صحيحي از مواضع حقيقي گروه‌هاي طرفدار خود داشته باشد، به عبارتي جريانات سياسي پشت سر وي آميخته‌اي از جريانات فکري متفاوت و متناقض بود که شخص ميرحسين که در فاصله کوتاهي مانده به انتخابات وارد عمل شده بود، نمي‌توانست به راحتي آنها را شناسايي نمايد.

 

ب) مهدي کروبي و طيفي ديگر از اصلاح طلبان: کروبي که مدعي بود در دوره انتخابات نهم مي‌توانست آراء بيشتري داشته باشد، از چند سال پيش اقدام به تاسيس حزب و روزنامه اعتماد ملي کرد تا در يک حرکت سازمان يافته بتواند به قدرت راه يابد. آنچه کروبي دنبال کرد يک فرايند منطقي نيل به قدرت است؛ اما اشکال اساسي‌ کار اين بود که حزب اعتماد ملي و ارگان اين حزب که قرار بود بر اساس منطق کارکرد حزب، تقاضاهاي مردم را به نظام سياسي ارجاع و از آن طرف سياست‌هاي دولت را براي مردم شفاف کنند، به هيچ وجه در اين مسير قرار نداشتند. روزنامه اعتماد ملي همان مواضع ساختار شکنانه اصلاح طلبان، ديدگاه‌هاي غربي در مورد حقوق بشر و خواسته‌هاي برخي زندانيان سياسي را مطرح و نه تنها هيچ يک از اقدامات دولت نهم را هم پوشش نداد؛ بلکه همواره در مقام نقد برآمد.

 

کروبي نيز با همين رويکرد وارد عرصه انتخابات شد. وي مدعي تغيير فضاي موجود در جهت عملياتي کردن شعارهاي اصلاح طلبان بود. او طرح سهامي شدن شرکت ملي نفت و اعطاي ماهيانه 70 هزار تومان به هر ايراني را جزء برنامه‌هاي اصلي خود اعلام کرد. در واقع اهداف و مواضع کروبي آميخته‌اي از اصلاح طلبي و رويکرد به مسائل معيشتي مردم بود. کروبي رويکرد به معيشت مردم را اگر چه در چهار سال پيش با طرح اعطاي 50 هزار تومان ماهيانه به هر ايراني دنبال کرد، اما از آغاز انتشار روزنامه اعتماد ملي با مسئوليت وي، هيچ گاه مساله جدي آن معيشت مردم نبود. روزنامه کروبي با تمسخر طرح‌هاي دولت که به بهبود اوضاع معيشتي و رفاهي مردم انجاميده، تنها راه نقد غير منصفانه را مي‌پيمود و از اين رويکرد دولت نهم با عنوان «گداپروري» و... ياد مي‌کرد. به طور کلي در اين دوره از انتخابات مهدي کروبي با طرح گزينشي شعارهايي در زمينه‌هاي مختلف که به نوعي دغدغه روشنفکران اصلاح طلب و برخي افراد اپوزيسيون محسوب مي‌شود و از طرفي در بين جوانان و دانشجويان هوادار دارد، وارد عمل شد. شعار تغيير کروبي به نوعي شعار انتخاباتي اوباما، change را قريب به ذهن مي کرد، حال آنکه معلوم نيست چه ايده‌اي بر اين مساله حاکم است. در واقع بايد گفت يک منطق کلي و گفتمان شفاف بر اهداف کروبي حاکم نيست و حتي در همان شعارهاي گزينشي هم هيچ راهکار و برنامه‌اي اعلام نشده است. بر همين اساس کروبي طرفداري اغلب اصلاح طلبان يعني پايگاه اجتماعي سنتي خود را به همراه نداشت و تنها حزب اعتماد ملي و مجمع اسلامي بانوان به صورت جدي از او طرفداري کردند که دبيرکل حزب اول شخص کروبي و دومي همسر وي است.

 

ج) محسن رضايي و دولت ائتلافي: محسن رضايي از چندي پيش با انتقاد از عملکرد دولت نهم در حوزه اقتصاد، موضوع دولت ائتلافي را راهکار برون رفت از مشکلات مي‌دانست. رضايي با برنامه انقلاب اقتصادي و ارائه ديدگاه‌هايي در زمينه بهبود اوضاع اقتصادي وارد عرصه انتخابات شد و همزمان موضوع ايجاد دولتي ائتلافي را با حضور نخبگان سياسي کشور مطرح نمود. برنامه اقتصادي رضايي هر چند منسجم بود اما ورود او به عنوان يک فرد نسبتا مستقل، جايگاه مهمي را در عرصه رقابت سياسي نصيب وي نساخت و تنها در مباحث اقتصادي فردي با برنامه تلقي مي‌شد. به عبارت ديگر ديدگاهها و برنامه‌هاي اقتصادي رضايي در شرايطي مطرح شد که افکار عمومي جامعه در حال عبور از گفتمان سياسي اصلاح طلب به سوي گفتمان حل مشکلات طبقات پائين جامعه و مقابله با فقر، فساد و تبعيض بود. آنچه رضايي مطرح کرد يک برنامه بود تا گفتمان و جامعه در حال عبور از يک گفتمان به گفتمان ديگري بود، نه از يک برنامه به برنامه ديگر.

 

د) احمدي نژاد و جريان اصول گرا: دکتر احمدي نژاد در انتخابات رياست جمهوري نهم به عنوان يک کانديداي مستقل و با عدم نمايندگي يک حزب و گروهي خاص وارد عرصه شد و توانست در يک رقابت نابرابر بر ساير رقبا پيروز شود. احمدي نژاد در طول چهار سال حکومت داري، بدون توجه به حزب يا جريان سياسي خاصي، مستقيما با مردم تمام کشور در تعامل بود و سياست سفرهاي استاني را به نحو مطلوبي عملي کرد. تلاش گسترده دولت نهم و شخص احمدي نژاد در رفع مشکلات معيشتي مردم، برقراري عدالت و کاهش فاصله فقير و غني، مبارزه با باندهاي قدرت و ثروت، احياي عزت ايران در سطح بين المللي و مهم‌تر از همه زنده کردن شعارهاي اوليه و اساسي انقلاب و حضرت امام راحل سبب شد تا مقبوليت اين دولت در بين مردم افزايش يافته و در سطح کشور يک موج عمومي در حمايت از آن شکل گيرد. حضور رئيس جمهور در بيشتر شهرستانها و روستاهاي کشور و ايجاد ارتباط مستقيم با مردم جهت حل مشکلات آنها و بي‌توجهي به سيل انتقادات مطبوعات اصلاح طلب، سبب شد تا در اين فرآيند کار و تلاش دائم و ارتباط مستقيم با مردم، نوعي عقلانيت سياسي در افکار عمومي جامعه شکل گيرد که بسي فراتر از عقلانيت سياسي احزاب و گروههاي دوم خردادي و برخي احزاب اصولگرا بود.

 

در واقع شعار مهم گروههاي دوم خرداد اين بود که آنها درک عميق و صحيحي از افکار عمومي جامعه دارند و از هواداري اکثريت مردم برخوردارند. برهمين اساس آنها اين ايده را مطرح مي کردند که چنانچه حضور حداکثري در هر انتخاباتي رخ دهد برنده‌ي آن نماينده جريان اصلاح طلب است. اما آن خوش بيني و البته توهم اصلاح طلبان، در اقبال افکار عمومي جامعه به دکتر احمدي نژاد نمايان شد. در اين ميان جريانات اصولگرا با وجود اينکه انتقاداتي به عملکرد دولت نهم داشتند اما به سبب کار و تلاش دائمي دولت براي خدمت رساني به مردم و احياي شعارهاي اصيل انقلاب اسلامي، از احمدي نژاد در انتخابات دهم حمايت کردند و وي را به عنوان نامزد خود معرفي نمودند. البته اصولگرايان حامي احمدي نژاد که متشکل از حزب مؤتلفه، جبهه پيروان خط امام و رهبري و اصول‌گرايان تحول خواه بودند، در يک فراز و فرود طولاني به اين مساله رسيدند. آنها ابتدا قصد داشتند تا از يک نامزد اصولگراي ديگري حمايت کنند؛ لکن جهت انسجام در مقابل جبهه اصلاح طلب و جايگاه ويژه احمدي نژاد در بين مردم به سوي او روي آوردند. طرح اين فرايند به اين خاطر است که بگوييم اصول‌گرايان در زمان مناسبي به اين عقلانيت رسيدند که موضوع احمدي نژاد با سايرين، تفاوت دو برنامه نيست؛ بلکه تفاوت دو گفتمان است که در يک سوي آن گفتمان مبارزه با فقر، فساد و تبعيض و برقراري عدالت و در سوي ديگر گفتمان ساختار شکنانه اصلاح طلبان قرار دارد و افکار عمومي جامعه به سمت گفتمان اولي گرايش دارد. بنابراين بخش زيادي از اصول گرايان توانستند درک صحيحي از تحولات فکري و سياسي جامعه داشته باشند.

 

از مجموع آنچه گذشت به صورت مشخص مي توان عوامل ذيل را به عنوان چرايي اقبال مردم به احمدي نژاد برشمرد:

 

1- بر اساس آنچه گفته شد انتخابات دهم نشان داد ظرفيت جريان سياسي اصلاح طلب جهت پوشش خواسته‌ها، تقاضاها و رويکردهاي افکار عمومي جامعه بسيار پائين است. اصلاح طلبان با طرح همان ديدگاههاي سابق که مردم در انتخابات نهم از آنها عبور کرده بودند وارد عمل شده و در زمينه مسائل معيشتي مردم جز انتقاد از برنامه‌هاي دولت طرح ديگري نداشتند. نامزد آنها در انتخابات، ميرحسين موسوي، با موضع اصلاح طلب اصولگرا وارد ميدان شد؛ اما احزاب هوادار وي را اصلاح‌طلبان راديکال و ميانه رو تشکيل مي‌دادند و هواداران خياباني او در قامت معترضان نظام ظاهر شدند و اين يک تناقض اساسي براي موسوي و تيم کاري وي بود . از سوي ديگر ميرحسين موسوي که طرفداري اقتصاددانان دولتي را به همراه داشت نمي‌توانست نسبت خود را با سياست هاي اقتصادي نظام همچون اصل 44 قانون اساسي و حمايت از خصوصي سازي روشن کند. بنابراين موسوي در بعد سياسي فاصله زيادي با افکار عمومي جامعه داشت و در بعد اقتصادي نسبتي تناقض آميز با سياست هاي نظام برقرار مي کرد.

 

2- جريان سياسي اصلاح طلب که به هواداري از ميرحسين موسوي برخاسته بود نه تنها از لحاظ فکري با افکار عمومي جامعه فاصله دارد؛ بلکه در درون نيز دچار سرگرداني فکري و ابهامات فراواني است. نسبت تمامي گروههاي اين جريان با نظام ولايت فقيه، قانون اساسي, نظارت استصوابي، حقوق بشر، حقوق زنان، آزادي و ... ناهمگن و تا حدي نامشخص است. مهمتر اينکه مردم درک شفافي از اصلاح طلبي ندارند و حتي هشت سال حاکميت اين جريان به کسب اين درک کمکي نکرده و اين البته به سبب ابهامات فکري اين جريان است و شکاف موجود در جبهه اصلاحات که به نامزدي دو فرد از سوي اين جريان انجاميد، برخاسته از همين مساله است.

 

3- در ميان ابهامات موجود در جبهه اصلاحات، دولت نهم با تعامل مستقيم با مردم و بذل همت بالا جهت رفع مشکلات آنها، گام برداشتن در مسير عدالت و مبارزه با فقر، فساد و تبعيض، توانست افکارعمومي جامعه را از افيوني که روزنامه‌ها و شخصيت هاي دوم خردادي بر مردم تحميل کرده بودند، نجات دهد؛ مردم به نوعي خود آگاهي رسيدند و اوضاع سياسي کشور شفافيت بيشتري به خود گرفت. مردم ديگر با رئيس جمهوري نظريه پرداز در باب آزادي، تساهل و تسامح، جامعه مدني و بسياري از واژگان انتزاعي مواجه نبودند، بلکه با رئيس جمهوري کارگر که از نزديک با مشکلات آنها آشنا است سروکار داشتند و البته فراواني مشکلات مردم و به ويژه مناطق محروم که در دوران‌هاي گذشته به چشم دولت‌ها نمي‌آمد، به صورت طبيعي سبب اقبال به دکتر احمدي نژاد مي شد.

 

بنابراين شخص احمدي نژاد بدون برخورداري و استفاده از کارکرد حزب و گروه سياسي توانست با فرآيند کار و تلاش گسترده، جستجو و شناخت مشکلات واقعي مردم و ارتباط نزديک با آنها، نوعي خود آگاهي پيرامون مبارزه با فقر، فساد و تبعيض و عدالت خواهي در افکار عمومي جامعه به وجود آورد و افکار عمومي هم در واکنشي متقابل با علم کردن اين انديشه‌ها در هيات يک جريان فکري جديد، گسترده و متفاوت با مواضع احزاب سياسي حاضر، ظاهر شدند تا بتوانند تشخيص دهند چه کسي بهترين گزينه براي رياست جمهوري ايران است. خلاصه اينکه افکار عمومي جامعه بر اثر اقدامات دولت نهم (سفرهاي استاني، ديدار چهره به چهره با مردم، رسيدگي به مشکلات آنها و ... ) تابوي فکري جريانات اصلاح طلب را شکست و بر عقلانيت سياسي آنها در تشخيص نيازهاي اساسي کشور در داخل و خارج سبقت گرفت.

 

 

 

وزارت کشور "رضایی" را تهدید به شکایت کرد

در پی درج اظهارات امیدوار رضایی در برخی از روزنامه‌ها و سایت‌های خبری، کمیته اطلاع رسانی ستاد انتخابات کشور جوابیه‌ای بر این اظهارات منتشر کرد.

به گزارش پایگاه اطلاع رسانی وزارت کشور، متن کامل پاسخ این کمیته به این شرح است:

 

موارد مطرح شده از قول آقای امیدوار رضایی کذب محض می‌باشد و نامبرده را به اطلاعیه رسمی دفتر جناب آقای دکتر محسن رضایی ارجاع می‌‌دهیم که دسترسی به مواضع رسمی این نامزد دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری را صرفاً از طریق بیانیه‌ها، اطلاعیه‌ها و نمایندگان ایشان در وزارت کشور و شورای نگهبان دانسته است. به نظر می‌رسد این موضوع (‌در برخی از صندوق‌ها...) و بسیاری از موارد مطرح شده در مصاحبه ایشان کلی‌گویی و در جهت فریب افکار عمومی بوده است، چرا که در غیر این صورت پر واضح است که ایشان می‌توانستند شماره صندوق (یا صندوق‌ها) و شهرستان مورد نظر را مشخص نماید تا قابلیت پیگیری وجود داشته باشد.

بدیهی است که ایشان در راستای پیگیری موضوع و تنویر افکار عمومی صحبت ننموده و فقط در راستای کلی گویی واتهام زنی بی‌مورد اقدام به چنین مصاحبه‌ای نموده است و مردم شریف ایران اسلامی نیز از اینگونه کلی‌گویی‌ها خسته شده‌اند و از یک نماینده محترم مجلس و فرد فرهیخته انتظار می‌رود که مستند و مستدل صحبت نماید و انتظارات مردمی که ایشان را انتخاب نموده‌اند نیز همین است.

یاد آوری می‌نماید که ایشان می‌بایست پاسخگوی عواقب اینگونه تشویش اذهان عمومی بوده و حق شکایت و پیگیری حقوقی از طریق مراجع قضایی برای تمامی دستگاه‌های دست اندرکار انتخابات (ستاد انتخابات کشور، هیأت‌های اجرایی و ...) در این خصوص محفوظ می‌ماند.

 

 

 

معرفي سه تن از شهداي حادثه ميدان آزادي

در پي اغتشاشات اخير تعدادي از هموطنانمان در تهران كشته و زخمي شدند كه در اين مطلب به معرفي سه تن از شهداي حادثه ميدان آزادي پرداخته مي‌َشود.

نويسنده وبلاگ "كاما " در جديد‌ترين پست وبلاگ خود، مطلب را با عنوان "معرفي سه تن از شهداي حادثه ميدان آزادي " منتشر كرده است.

 

بر اساس اين گزارش در اين مطلب آمده است:

 

زندگي نامه سه تن از شهيدان 25/3/88 در ميدان آزادي بدين شرح است:

 

1. "داود صدري " ؛ 26 ساله، ساكن شهريار ، اصالتاً تفرشي، شاغل در شركت داروسازي، متصدي انبار و پخش دارو، مجرد، پدر وي بازنشسته صنايع هوايي مي‌باشد.

خانواده وي مذهبي و متدين مي‌باشند. از وي هنگام اصابت گلوله و به شهادت رسيدن مقاديري پول به سرقت رفته است. تا ساعت 18:30 به شهادت خانواده سلامت و در حال رفتن به منزل بوده‌است ولي در ترافيك ميدان آزادي‌گير كرده و پياده به سمت شهريار حركت مي‌كند و بر اثر اصابت گلوله به قسمت سمت چپ بدنش (زير قلب) به شهادت مي‌رسد.

 

2. "مسعود خسروي "؛ 45 ساله، عضو بسيج، كارمند تاكسيراني، اصالتاً تهراني، متاهل و داراي يك پسر 17 ساله، ساكن شهريار.

وي در تاريخ 25/3/88 با حضور در ميدان آزادي با اصابت گلوله افراد ناشناس به شهادت مي‌رسد.

همسر وي مي‌گويد: "گفتني‌هايي دارم كه بعداً مطرح خواهم كرد. "

 

3. "حسام حنيفه " ؛ 19 ساله، فرزند نادر، ساكن كيان‌مهر كرج، داراي خانواده‌اي مذهبي و اصالتاً اهل مرند است.

برادر بزرگ وي دانشجوي اروميه و داراي سابقه بسيج مي‌باشد.

نامبرده كارمند شركت نقشه‌كشي در ميرداماد تهران بود.

وي روز حادثه در ميدان آزادي به سمت كرج حركت مي‌كرده كه بر اثر اصابت گلوله به شهادت رسيده است.

هر سه خانواده از مسببين اين ماجرا شكايت كرده اند، به خصوص شخص آقاي ميرحسين موسوي.

 

 

 

تيم رصدسايبري سپاه خود را معرفي كرد

مركز بررسي جرايم سازمان يافته، يكي از مراكز وابسته به فرماندهي پدافند سايبري سپاه پاسداران انقلاب اسلامي است؛ براي آشنايي عموم مردم خود را معرفي كرد.

به گزارش مركز جرايم سايبري سپاه پاسدارن، وظيفه اين مركز نظارت و بررسي جرايم سازمان يافته تروريستي، جاسوسي، اقتصادي و اجتماعي در فضاي مجازي مي‌باشد كه با همكاري و هماهنگي ساير حوزه‌هاي اطلاعاتي و قضايي در جهت بررسي تهديدات و آسيب‌هاي شبكه جهاني اينترنت و ساير فناوري‌هاي نوين از توان فني و اطلاعاتي كارشناسان سپاه پاسدارن و ساير متخصصين بهره‌گرفته و طبق اصل 150 قانون اساسي در راستاي نگهباني از انقلاب و دستاوردهاي آن فعاليت مي‌كند.

رشد قارچ‌گونه جرايم سازمان يافته بين‌المللي و سوء استفاده از بستر اينترنت و ساير سامانه‌هاي ارتباطي در جهت انجام اقدامات تروريستي، جاسوسي اينترنتي، پولشويي، و تخريب نظام فرهنگي و اجتماعي جامعه و هتك حرمت و توهين به مقدسات ديني و ارزش‌هاي انقلابي از دلايل راه‌اندازي مركز بررسي جرايم سازمان يافته در سال 1386 به منظور شناسايي و برخورد با جرايم مذكور با هماهنگي قوه قضائيه جمهوري اسلامي بوده است.

 

 

برای انقلاب مخملی پول داده اند

مدیر اجرایی «بنیاد دموکراسی ایران» تصریح کرده که میلیون‌ها دلار طی دهه اخیر برای ایجاد انقلاب رنگی شبیه به اوکراین، با آموزش فعالان سیاسی در ایران هزینه شده و برخی از پول‌ها ظاهراً به دست گروه‌های حامی موسوی رسیده است که روابطی نیز با سازمان‌های غیردولتی خارج از ایران داشتهاند. وی اضافه کرده که «مخالفان در یک اقدام بی‌سابقه از زمان انقلاب 1979 ایران، شجاعت، مقاومت و قدرت مردمی را علیه دولت نشان دادند.»

 

 

 

زمان وصل پیامک به تعویق افتاد

 

صابر فیضی درباره اتصال مجدد سرویس پیامک بعد از دو هفته اظهار داشت: از برقراری اس‌ام‌اس‌ها تا پایان هفته جاری اطلاعی ندارم.

مدیر عامل شرکت مخابرات با اشاره به برخی اخبار منتشر شده در خصوص برقراری خدمات ارسال پیامک تا پایان هفته جاری گفت: زمان وصل پیامک در تهران هنوز مشخص نیست.

صابر فیضی درباره اتصال مجدد سرویس پیامک بعد از دو هفته اظهار داشت: از برقراری اس‌ام‌اس‌ها تا پایان هفته جاری اطلاعی ندارم.

زارعیان، مدیر کل روابط عمومی شرکت مخابرات ایران نیز در خصوص این مسئله گفت: اتصال پیامک تا پایان هفته جاری یک حدس بوده و به صورت رسمی نامه‌ای مبنی بر اتصال آن اعلام نشده است.

زارعیان با تأکید بر اینکه چیزی به صورت رسمی به منظور اتصال اس‌ام‌اس‌ها گفته نشده، افزود: با توجه به آرام شدن شرایط و اعلام صحت انتخابات این احتمال را می دهیم که تا پایان هفته sms ها وصل شود.

 

 

 

درخواست احمدی نژاد از وزارت اطلاعات

رئیس جمهور با تقدیر از تلاش وزارت اطلاعات در شناسایی و مقابله با عناصر توطئه گر داخلی و وابسته به بیگانگان خواستار آسیب شناسی انتخابات و اعلام نقاط ضعف آن توسط این وزارتخانه شد .

دکتر محمود احمدی نژاد در اولین دیدار خود پس از پیروزی در انتخابات ریاست جمهوری با حضور در وزارت اطلاعات طی سخنانی در جمع وزیر، معاونین ، مدیران و کارکنان این وزارتخانه ضمن تقدیر و تشکر از تلاش های این وزارتخانه در پیشگیری ، شناسایی و مقابله با عناصر توطئه گر داخلی و وابسته به بیگانگان اظهار داشت : وظیفه وزارت اطلاعات در خصوص انتخابات و حوادث پس از آن این است که آسیب شناسی و نقاط ضعف را مشخص نماید.

رئیس جمهور با بیان اینکه شان وزارت اطلاعات این است که یک قدم از مسئولان نظام جلوتر باشد، تصریح کرد: وزارت اطلاعات باید جهانی بیاندیشد و رویکردها بایستی متناسب با تراز جهانی باشد.

دکتر احمدی نژاد انگیزه کارکنان وزارت اطلاعات را الهی و آرمانی دانست و گفت : باور من این است که وزارت اطلاعات یک عبادتگاه ، کانون و خاستگاه بهترین ، انقلابی ترین و باصفاترین یاران امام ،رهبری و خط ولایت است .

وی در بخش دیگری از اظهارات خود اصلاح و ساختن ایران و جهان را لازم و ملزوم یکدیگر دانست و گفت: اساس انقلاب اسلامی ایران از یک طرف ایجاد تغییرات بنیادین در مدیریت اندیشه ، فرهنگ و نظام ارزشی است و از طرف دیگر ایجاد تغییرات اساسی در معادلات جهان می باشد.

دکتر احمدی نژاد ماهیت انقلاب اسلامی ایران را شکستن انحصار دو قطبی بودن جهان و اثرگذاری قدرت های نظامی در معادلات سیاسی ، انحصار علمی و علوم پیشرفته قدرتهای بزرگ و انحصار تئوریک اداره جهان عنوان کرد و بیان داشت : ماخواهان تعامل با جهان با رویکرد تغییر هستیم و در این راستا باید از همه ظرفیت های دنیا برای شکستن قدرت سلطه جهانی استفاده نماییم .

رئیس جمهور با بیان اینکه دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری در حقیقت نوعی رفراندوم بود گفت : ملت ایران در این مسیر پیروز شدند و دشمنان علی رغم توطئه های پنهان و آشکاری که جهت براندازی نرم طراحی کرده بودند، شکست خورده و به اهدافشان نرسیدند.

رئیس جمهور با اشاره به اهداف دشمنان انقلاب اسلامی در جریان انتخابات اخیر ریاست جمهوری گفت: دشمن به دنبال این است که اقتدار ملت ایران را که با حضور 85 درصدی مردم در انتخابات به دست آمده ، تضعیف نماید اما حرکت مثبت و موج دمکراسی خواهی که در مردم ایران به وجود آمده ، اگر وارد معادلات سیاسی جهان شود، منافع جبهه استکبار را به مخاطره می اندازد.

 

 

 

به نام پدر، به كام دشمنان پدر!

 

نویسنده وبلاگ "آهستان" نوشت:

«پدر دیدی که همان کسانی که پس از شهادت تو زیر لب زمزمه کردند که بهشتی عاقبت بخیر شد و تداوم حیات او به سلطه اسلام لیبرالی می‌انجامید، چه کردند؟ …خواست مردمی نجیب که با بالاترین درجات آگاهی، حق به سرقت برده خود را مطالبه می‌کردند آشوب‌طلبی نامیدند، … و به نام دین، دینداران را بی‌دین نامیدند، به دنبال سرانگشتان بیگانه گشتند و یافته و نایافته، سکوت تلخ، بلند و رسای حق‌خواهان را با شادکامی دشمنان قسم خورده انقلاب همانند کردند تا مجوزی برای مشروعیت‌بخشی به … دست و پا کنند. »

جملات بالا بخشي از نامه عليرضا بهشتي خطاب به پدر بزرگوارش شهيد بهشتي است. نامه‌اي كه به بهانه هفتم تير نوشته شد اما در حقيقت عقده‌گشايي از انتخابات 22 خرداد است. نامه‌اي كه در آن آقاي عليرضا بهشتي خيلي راحت حوادث ديروز و امروز را به هم مربوط مي‌كند تا به آراي ميليون‌ها ايراني توهين كند و از «حق به سرقت رفته مردم» سخن بگويد!

نكته قابل تامل در اين نامه اينست كه عليرضا بهشتي، در اقدامي عجيب و قابل تامل، جاي دوستان و دشمنان شهيد بهشتي را هم با هم عوض مي‌كند و دشمنان ديروز شهيد بهشتي را همان‌هايي معرفي مي‌كند كه امروز به قول ايشان «حق مردم را به سرقت برده‌اند!»

درباره اين «حق به سرقت رفته» حرفي نمي‌زنم، چون اين روزها هيچكدام از مدعيان تقلب، حرف جديدي نزده‌اند و براي اثبات ادعاي خود هم تاكنون دليل و مدرك منطقي ارائه نكرده‌اند. اما درباره دوستان و دشمنان شهيد بهشتي، فكر مي‌كنم بايد به آقاي عليرضا بهشتي يادآوري كرد كه دوستان و دشمنان ديروز و امروز پدر شما كاملا شناخته شده و مشخص هستند. پيدا كردن آن دوستان و آن دشمنان كار چندان سختي نيست. هم آن آدمها كاملا معلومند و هم تفكرات و بنيان‌هاي فكري و عقيدتي آنها. نيازي نيست كه با كلمات بازي كنيم و جاي آدم‌ها را عوض كنيم. آرشيو روزنامه‌هاي آن دوران به خوبي نشان مي‌دهد كه چه شخصيت‌هاي معروف و بزرگواري در جبهه‌ي بني‌صدر بودند و مخالف و دشمن با شهيد بهشتي!

اينكه امروز بنشينيم و بخاطر ناراحتي از نتيجه انتخابات، دشمنان شهيد بهشتي را دوست و دوستان او را دشمن معرفي كنيم، از آن كارهايي است كه هيچ عقل سليمي آنرا باور نمي‌كند. اينكه مثلا بگوييم «پدر ديدي همان‌ها كه ديروز از شهادتت خوشحال بودند، امروز چه مي‌كنند؟!» با همه مستندات و حقايق تاريخ انقلاب مغايرت دارد!

آقاي بهشتي، چه كساني با پدر شما مخالف بودند؟ چه كساني به او تهمت ديكتاتوري مي‌زدند؟ چه كساني شهيد بهشتي را انحصارطلب و مستبد و مرتجع معرفي مي‌كردند؟ چه كساني با انواع و اقسام دروغ و شايعه و تهمت و اتهام، او را ترور شخصيت مي‌كردند؟ و بالاخره چه كساني از شهادت او اظهار خوشحالي كردند؟ شناخت آن آدمها كار سختي است؟

دشمنان پدر شما چرا با او مخالف بودند؟ چرا بهشتي را عامل استبداد و انحصار و ديكتاتوري و ارتجاع مي‌دانستند؟ جز اينكه شهيد بهشتي طراح عمده انقلاب و خط امام بود؟ جز اينكه در براه انداختن جريان‌هاي اصيل اسلامي پيشتاز بود؟ جز اينكه در تحقق خواست‌هاي امام و خنثي كردن مانورهاي سازشكارانه ليبرال‌ها نقش اصلي را ايفا مي‌كرد؟ جز اينكه شهيد بهشتي افشا كننده‌ي خط نفاق و خط سازش بود؟

آيا اين پدر شما نبود كه نقش مهمي در تاسيس مجلس خبرگان و حفظ اصالت آن داشت؟ آيا اين پدر شما نبود كه اصرار مي‌ورزيد ملت بايد به كساني راي بدهند كه معتقد به اسلام انقلابي باشند؟ آيا او نبود كه سهم بسزايي در ايجاد ائتلاف سازمان‌هاي اصيل اسلامي براي معرفي كانديداهاي مجلس خبرگان و تدوين قانون اساسي بويژه اصول مربوط به ولايت فقيه داشت؟

آقاي بهشتي! به اسلام ليبرالي اشاره كرديد، امروز اسلام ليبرالي كجاست؟ آدم‌هاي آن كدامند؟ در كدام اردوگاه جا خوش كرده‌اند؟ براي چه كسي سينه مي‌زنند؟ آيا اسلام ليبرالي هماني نبود كه شهيد بهشتي را عامل ارتجاع مي‌دانست؟ آيا اسلام ليبرالي هماني نبود كه شهيد بهشتي تا آخرين لحظه حيات خود با آن مبارزه ‌كرد؟

اين اسلام ليبرالي امروز كجاست؟ مصاديق و آدمهاي آن كدامند؟ اين اسلام ليبرالي چرا امروز از شما طرفداري مي‌كند؟ اصلا اين اسلام ليبرالي چرا امروز همين نامه شما را در بوق و كرنا كرده و با خواندن آن اشك مي‌ريزد؟ آيا دشمنان ديروز بهشتي، امروز توبه كرده و دوستدار او شده‌اند يا ماجرا چيز ديگريست؟!

آقاي بهشتي، مزدوران آمريكا و انگليس و اسرائيل چرا با پدر شما مخالف بودند؟ صداي آمريكا و اسرائيل و انگليس چطور؟ چرا اين رسانه‌ها، همان تهمت‌هاي بني‌صدر و منافقين و ليبرال‌ها را به پدر شما نسبت مي‌دادند؟ آیا آن مزدوران و آن رسانه ها هنوز هم وجود دارند یا نه؟ امروز آنها از چه کسانی حمایت میکنند؟ امروز با پدر شما هستند یا علیه او؟ شما خیلی راحت دخالت و سواستفاده آنها را از شرایط فعلی می بینید وادعا میکنید که ما را با آنها یکی نکنید! اتفاقا در زمان پدر شما هم منافقين و ليبرال‌ها مي‌گفتند ما را به بيگانگان نسبت ندهيد، اما به هرحال يك هماهنگي كامل بين آنها وجود داشت، شما منكر اين مساله هستيد؟

آقاي بهشتي، در قسمتي از نامه شما آمده است:«یاد روزهای سختی می‌افتم که در مقابل هجمه ناجوانمردانه زبان‌های پلشت سکوت کردی و افتراها و دشنام‌ها را از دوستان دیروز و دشمنان آن روز و امروز صبورانه شنیدی و دم فروبستی» خوب به نظر شما دليل سكوت پدر شما در آن شرايط چه بود؟ جز اطاعت و پيروي او از ولي فقيه زمان؟ من دليل سكوت ايشان را از زبان خودشان مي‌نويسم، قطعا در اين شرايط راهنماي خوبي براي ما و شما خواهد بود:

«از ديروز تا حالا در رابطه با مسائلي كه جديدا طرح شده مرتب مراجعه مي‌شود و يادداشت داده مي‌شود كه شما بايد به اين مسائل پاسخ دهيد و توضيح بدهيد براي ملت، من فقط يك توضيح دارم و آن اين است كه ما معتقدان سرسخت به ولايت فقيه و امامت قاطع رهبر عاليقدرمان امام هستيم. ايشان فرموده‌اند در اين زمينه‌ها مطلقا سخني نگوييد و من تا ايشان اجازه ندهند يك كلمه سخن نخواهم گفت.

اي امت فداكار و اي امام الهام‌بخش و الگو و اي خلبان هوانيروزي كه در ايلام به من گفتي ما اينجا جانبازي مي‌كنيم اما انتظار داريم كه در ميان مسئولان وحدت و يكپارچگي باشد، اي پاسدار كميته انقلاب كه ديشب برنامه و نوار تلويزيوني تو را از حومه آبادان پخش كردند و صدايت را شنيدم كه آنجا با آهنگ قرآن و با دل پراحساست گفتي ما اينجا جانبازي مي‌كنيم، بگوييد مسئولان با هم يكي باشند، به خدا سوگند كه در برابر شما از طرح هرگونه جمله‌اي كه بوي اختلاف دهد احساس شرم مي‌كنم!»

 

 

 

روايت يك دروغ ديگر

 

نویسنده وبلاگ "سهم" در آخرین مطلب وبلاگ اش نوشت:

 

دروغگویی نسبتی بود که به کرات و با صراحت از سوی برخی از کاندیداها به رئیس‌جمهور قانونی کشور داده شد. حتی چنین رویه‌ای در مناظره‌های تلویزیونی و نطق‌های انتخاباتی در مقابل دیدگان ده‌ها میلیون بیننده تکرار شد تا این واژه در کنار واژه‌هایی همچون دولت دیکتاتور، فرعونی، طاغوت، تروریست، متحجر، نکبت، قرون وسطایی، عصر قجری، رمال، عبوس، هتاک و... وارد ادبیات سیاسی کسانی شود که دليل حضور خود درعرصه انتخابات را «نهادینه کردن اخلاق در جامعه» عنوان کرده بودند(!) البته با نگاهی گذرا به اظهارات همین افراد و رسانه‌های خبری وابسته به آنها به راحتی می‌توان «دروغگوی واقعی» را تمیز داد.

 

روایت یک دروغ دیگر

 

میرحسین موسوی نامزد دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری در حالی که هنوز در برخی از شعب اخذ رای فرآیند رای‌گیری از مردم ادامه داشت با دعوت از خبرنگاران رسانه‌های خارجی و داخلی خود را پیروز انتخابات خواند.

موسوی در این کنفرانس خبری با بیان اینکه دولت قدر حضور گسترده مردم در انتخابات را ندانسته است، گفت: با توجه به اطلاعات بنده در سطح کشور برنده قطعی این انتخابات بنده هستم. البته همان زمان یعنی ساعت 23 روز جمعه 22 خرداد این سوال برای خبرنگاران پیش آمد که اطلاعات دقیق موسوی از سوی چه نهاد و مرجعی به وی ارائه شده است که او را مجاب کرد اینگونه قاطعانه از پیروزی خود در انتخابات سخن ‌بگوید.

این در حالی بود که وزارت کشور که مرجع اصلی اعلام نتایج آراست تا آن‌زمان هیچ گزارشی از نتایج آرا اعلام نکرده بود. البته زمانی که خبرنگاران در این باره می‌خواستند از موسوی سوال کنند، وی بدون توجه به سوالات خبرنگاران کنفرانس را به اتمام رساند!

البته سایت قلم نيوز (اصلی‌ترین سایت وابسته به میرحسین موسوی) 3 ساعت بعد، در گفت‌وگو با سید محمود میرلوحی، یکی از اعضای کمیته صیانت از آرای موسوی با استناد به گزارش‌ «50 هزار نماینده موسوی بر سر صندوق‌های رای» همان حرف میرحسین موسوی را تکرار کرد تا مشخص شود نمایندگان پر تعداد موسوی بر‌سر صندوق‌های رای براساس مشاهدات خود نخست وزیر دهه 60 را به این نتیجه رسانده‌اند که در انتخابات پیروز شده است.

میرلوحی در گفت و گو با قلم نیوز در این باره گفت: آنچه امروز 50 هزار نماینده ‌ما در صندوق‌های رای گزارش دادند و آنچه در شعب اخذ رای قابل حس بود و خود ما و دیگران نیز آن را «احساس» کردیم حاکی از یک پیروزی قطعی است.

حضور «50 هزار نماینده میرحسین موسوی» بر سر صندوق‌های اخذ رای موضوعی بود که میرلوحی صراحتا به آن اعتراف کرد اما پس از مشخص شدن نتایج آرا در راستای توجیه شکایت انتخاباتی و وقایع پس از انتخابات، «جلوگیری از حضور نمایندگان بر سر صندوق‌های رای» به محور شکایات موسوی و نزدیکانش تبدیل شد که آنان با استناد به چنین مواردی در نهایت ایده ابطال انتخابات را ارائه کردند.

در همین راستا کمیته صیانت از آرای موسوی که سید محمود میرلوحی نیز از اعضای آن به شمار می‌آید پس از مشخص شدن نتایج دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری با انتشار بیانیه‌ای آورد: در حالی توسط مسؤولان برگزاری انتخابات ادعا می‌شود که مهندس میرحسین موسوی حدود 40 هزار نماینده در شعب اخذ رأی سراسر کشور داشته است که عاری از واقعیت است، بلکه واقعیت گویای وضعیت ناگوار و تأسف‌باری برای اجرای این بخش از قانون در این دوره است.

البته میرحسین موسوی خود چندی بعد در نامه‌ای به شورای نگهبان همانند کمیته صیانت از آرایش، از «عدم حضور نمایندگانش بر سر صندوق‌های رای» سخن گفت و علت این موضوع را متوجه وزارت کشور و فرمانداری‌ها کرد.

بیانیه‌نویس میرحسین موسوی در حالی مدعی بود که وزارت کشور با به وجود آوردن شرایطی نگذاشته است نمایندگان موسوی بر سر صندوق‌ها حضور یابند و به همین دلیل تخلف انتخاباتی مرتکب شده است که به سخنان میرلوحی و امثال آن توجه نکرده بود یا نمی‌خواست توجهی کند.

هر چند اظهاراتی همانند آنچه که میرلوحی بیان کرده بود میزان صداقت «مدعیان صداقت» را به خوبی ‌نشان می‌دهد. با این حال وزارت کشور در نامه‌ای به شکایات موسوی که آن را حاوی «تناقضات آشکار»، «مواردی کلی» و «فاقد مستندات عینی و حقوقی» می‌خواند، پاسخ داد.

در قسمتی از نامه وزارت کشور که به شائبه «عدم حضور ناظران کاندیداها» پاسخ داده، آورده شده است: به رغم همه این موارد وزارت کشور تا آخرین دقایق و حتی روز انتخابات با آنان همراهی کرد و در نتیجه آقای میرحسین موسوی در 40676 صندوق از مجموع 45713 شعبه، نماینده داشت که حدود 90درصد از صندوق‌ها را شامل می‌شود (اسامی و مشخصات آنها موجود است) و علاوه بر این تعداد نمایندگان ایشان در شعب اخذ رای از تعداد نمایندگان دیگر کاندیداها بیشتر بوده است یعنی آقای موسوی بیشترین نماینده را نسبت به نامزدهای دیگر بر سر صندوق‌ها داشته‌اند.

 

 

 

طي پيامي؛

تبریک پورمحمدي به احمدي‌نژاد

رئيس سازمان بازرسي كل كشور پيروزي احمدي‌نژاد در انتخابات را به وي تبريك گفت.

به نقل از روابط عمومي سازمان بازرسي كل كشور، حجت‌الاسلام مصطفي پورمحمدي رئيس سازمان بازرسي كل كشور طي پيامي پيروزي محمود احمدي‌نژاد را به وي تبريك گفت.

متن كامل اين پيام به ‌شرح زير است:

 

جناب آقاي دكتر محمود احمدي‌نژاد

رئيس محترم جمهوري اسلامي ايران

سلام عليكم؛

حضور چشمگير، عزت‌آفرين و تاريخي ملت بزرگ ايران در انتخابات 22 خرداد ماه نقطه‌اي درخشان و ماندگار در تاريخ جمهوري اسلامي ايران است.

اينجانب از سوي خود، معاونين، مديران و ساير همكاران در سازمان بازرسي كل كشور انتخاب مجدد حضرت‌عالي را به رياست قوه مجريه و دوره‌اي ديگر از خدمتگزاري تبريك مي‌گويم.

اميدوارم با هماهنگي، همكاري مديران و دست‌اندركاران قواي سه‌گانه و فعالان سياسي، اجتماعي و همدلي دولت و ملت گام‌هاي بلندي در راستاي پيشرفت، عدالت، اجراي صحيح قوانين، همبستگي ملي و اعتلاي معنوي و مادي مردم و كشور عزيزمان برداريد.

سازمان بازرسي آمادگي كامل دارد تا از همه توان، استعداد و تجربيات خود در حل مشكلات و شناسايي و رفع كاستي‌ها و ارائه راهكارهاي مناسب با نظارت صحيح و سازنده در راستاي برنامه‌هاي مصوب به دولت مدد رساند و انتظار مي‌رود جناب‌عالي و دولت محترم با تعيين راهكارهاي مناسب بستر اين همكاري را تقويت فرماييد.

از خداوند متعال توفيقات بيشتر شما و همه خدمتگزاران به ملت بزرگ و نظام اسلامي را خواستارم.

مصطفي پورمحمدي رئيس سازمان بازرسي كل كشور

 

 

 

اندر احوالات اين روزها!

 

نویسنده وبلاگ "بچه های قلم" نوشت:

 

قرآن‌های سر نیزه و خدعه‌های عمرعاص و «الله و اکبر»های سر پشت بام این شب‌ها، که البته هر شب کمتر می‌شود و بیانیه‌های از سر درماندگی گاه و بی‌گاه مردی که می‌گفت: "ادب مرد به ز دولت اوست!" چه شباهت‌های نعل به نعلی دارند با روش‌های آنانی که کارزار جمل را برپا کردند!

 

زمانه‌ی عجیبی‌ست؛

تکرار تاریخ معاصر و تاریخ صدر اسلام، اما با یک فرق مهم؛ مردمان تاریخ معاصر و امروز و این زمانه، پشت ولی زمانشان را خالی نکردند و تنهایش نگذاشتند.

 

قرآن‌های سر نیزه و خدعه‌های عمرعاص و «الله و اکبر»های سر پشت بام این شب‌ها، که البته هر شب کمتر می‌شود و بیانیه‌های از سر درماندگی گاه و بی‌گاه مردی که می‌گفت: "ادب مرد به ز دولت اوست!" چه شباهت‌های نعل به نعلی دارند با روش‌های آنانی که کارزار جمل را برپا کردند!

و چه زیبا بود الله و اکبرهای دختربچه‌ی 5 ساله همسایه ‌زرتشتی‌مان! که شاید در این بازار آشفته، ذخیره آخرتی باشد برای مردی با شال سبز! حیف که فقط یک شب آمد، آن هم برای 5 دقیقه!!!

و وای بر روزی که خودی‌هایشان! پته‌های پر نیرنگشان را نقش بر آب کنند و بگویند، برخی از اسرار مگو را!

باز هم به غیرت تو، سید امیر حسین مهدوی، عضو شورای مرکزی سازمان مجاهدین [انقلاب اسلامی]، که با تمام جوانیت، فهمیدی که چه شد و چه دست‌هایی از پشت پرده، روزهای قشنگ انتخاباتمان را به اغتشاش و بلوا کشید.

و باید دیدنی باشد، چهره‌ی آن‌ها که داعیه سی سال انقلابی بودن را یدک می‌کشند! و هنوز در جهل مرکب خود غوطه‌ورند!

آنهایی که نه خوابند که بیدارشان کنی و نه جاهل که پندشان دهی؛ بلکه عاقلند در خیانت خود و خود را به خواب کوری زده‌اند که عاقبتش موت است!

نانی که در مجمع روحانیون مبارز، بیانیه منافقانه صادر می‌کنند و یادآور می‌شوند مردان شورای حکمیت را! که علی(ع) را خانه نشین کرد و اگر آن روز یک ابوموسی اشعری بود و یک طلحه و زبیر، امروز، جمعشان جمع است در لباس پیامبر!!! به نام روحانیون مبارز!!!

و این روزها هنوز منتظر ارائه اسناد و مدارک تقلب در انتخابات توسط مرد قانون!! و هم پیالگی‌هایش هستیم! تا مشخص شود خون تعدادی از جوانان این آب و خاک، دامن چه کسانی را آلوده است!

و در پایان باید بگویم:

"از دیو و دد ملولم و انسانم آرزوست"!

 

 

 

 

 


 
comment نظرشريف شما ()
 
 







اللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِهِ في هذِهِ السّاعَةِ وَفي كُلِّ ساعَةٍ وَلِيّاً وَحافِظاً وَقائِدا ‏وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَك َطَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فيها طَويلاً