سخنی صریح با جناب آقای مهندس میرحسین موسوی - درباره موسوی

درباره موسوی

همه باید همه حقیقت را بدانند

سخنی صریح با جناب آقای مهندس میرحسین موسوی
نویسنده : محقق - ساعت ٢:٠٤ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ٢۱ خرداد ۱۳۸۸
 

سخنی صریح با جناب آقای مهندس میرحسین موسوی 

نگاهی به ادبیات «مرد متانت!!!» که غیاب احمدی نژاد را غنیمت یافته و برای جبران انفعال خود در مناظره مردانه و رودرروی تاریخی با وی، همه چیز حتی آراء خود را فدا نمود، خالی از فایده روشنگرانه نیست...   

قرنها پیش آنگاه که منجمین با دید محدود خود زمین را مرکز و محور گردش تمام کرات دنیا می پنداشتند، برای موجه ساختن این مدعا تمام مفاهیم و اشیاء را به سود این تصور غلط مسخ معنا می نمودند تا بدین سان تمام اشیاء آسمانی قمری گرد زمین باشند اما اندک تغییری در دید آنان روی ندهد.

شاید با توجه به سطح درک و نیز ابزار آن زمان نتوان بر آنان ایرادی جدی قائل شد اما سوال اینجاست که این طرز نگاه به هستی چرا در قرن ها بعد و در عصر نانو و آن هم در کشوری که اکنون در بسیاری از عرصه ها به چند کشور طلایه دار علم پیوسته، در عرصه ی سیاست تکرار میگردد و عزیزان اصلاح طلب در عوض گسترش دید خود و بازبینی جایگاه خود در برابر خواست مردم و اصول انقلاب، خود را محور این مفاهیم قرار داده و به رنگ آمیزی همه آرمانهای انقلاب و نیز انتظارات مردم، باب طبع خود مشغول گشته اند.

 

حرکت از کجا آغاز شد؟

در ایام زمامداری قوای اجرایی توسط اصلاح طلبان، کار بجایی کشید که در عرصه ی اجتماعی در نزد سیاسیون، شعار و عمل به آرمان های امام خمینی (ره) نوعی عقب افتادگی و نبش قبر موزه-های تاریخ تلقی گشت. بگونه ای که راه پیشرفت مادی و معنوی کشور، در اذهان برخی از راه آرمان ها جدا شد.

موج لیبرالیستی نضج یافته که علی رغم شکست در تحقق پیشرفت معتنی به، در عرصه داخلی و نیز سیاست خارجی، با تبلیغات احساسی و سیاسی نمودن اوضاع کشور اعم از مجلس و دولت، میان ذهن مردم و مشکلات کشور فاصله ای ایجاد نموده بود، سرمست از تصور پیروزی امواج «نو» بر آرمانها، تلاش نمودند با به اوج رساندن ساختار شکنی به زعم خود رای بیشتری را در نهمین انتخابات ریاست جمهوری جمع نمایند.

یادمان هست که برخی اصول گرایان نیز که همه چیز را از دست رفته می پنداشتند به انفعال کشیده شده بودند.اما در این میان فردی در فضای سنگین غرب زده آن زمان دنیای سیاست ایران، که بسیاری را در امواج خود فروبرده بود، در ناباوری قاطبه ی گروه های دوجبهه، و بویژه آنان که با شناختی ناصحیح از جامعه تبلیغات «آپدیت» را دوای درد جوانان پنداشتند، شجاعانه با اصیل ترین شعارهای انقلاب اسلامی پای به عرصه گذارد. گویی «آپ» بودن و «دوهزار و چندی» بودن که در آن مقطع در مقابل این شعارها قرار داشت بر برخی اصول گرایان نیز تاثیر گذارده بود و هرگز باور نداشتند که این مرد با همین شعارها ورق را برمی گرداند. لذا با اذعان به «اصلح» بودن وی ضمن عذر خواهی از او با وی وداع گفته و به سراغ «صالح مقبول» رفتند.

احمدی نژاد و انقلاب در گفتمان اصلاح طلبی

با قاطعیت می توان گفت پیروزی دکتر احمدی نژاد، محدود به او یا یک جبهه و جناح نبود بلکه احیای حقیقی آرمان های انقلاب در ذهن سیاسیون بود و به همگان فهمانید که خواست حقیقی مردم عدالت و اسلام گرایی مبتنی بر اندیشه های امام است.

اینگونه بود که جبهه اصلاحات نیز که در مقطع ریاست جمهوری خاتمی و مجلس ششم، نه فقط این آرمان ها که حتی رسیدگی به معیشت مردم به نفع برخی عقاید سیاسی که آن را مردم پسند می دانستند عقب نشینی نموده بود یقظه ای حاصل شد.

نیم نگاهی به جریانات کشور در انتخابات ادوار دوگانه چهار سال قبل و نیز انتخابات پیش روی، به وضوح گواه تاثیر گام به گام گفتمان احمدی نژاد بر این جبهه است.

رفتار جبهه اصلاحات در این مقطع را می توان در معرفی به ترتیب دکتر معین، آقای هاشمی و مهندس موسوی و نوع تبلیغات برای هریک جستجو نمود.

این جبهه در دور اول انتخابات نهم که با سطحی ترین برداشت از اوضاع جامعه از کف زدن عده ای مدهوش گشته و تندروترهای آن بدنبال تغییر اساسی اوضاع بودند، ناشیانه روی به شعارهای ساختار شکن آورده و مطمئن از پیروزی به انتظار نشستند.

نتیجه انتخابات برای این گروه اسف بار بود و با شکست مطلق کاندیدای اصلی، آقایان هاشمی و احمدی نژاد به دور دوم راه یافتند.

طبیعتاً گزینه دوم آنان آقای هاشمی بود، اما کدام آقای هاشمی؟ برای آنان که در طول این سالها نتوانسته بودند به شناخت دقیقی از جامعه دست یابند، چند روز باقیمانده تا دور دوم بسیار ناکافی بود! لذا تمام همّ خود را در به تاریخ سپردن همان چهره ای که از ایشان در انتخابات مجلس ششم معرفی نموده و مورد ناجوانمردانه و هتاکانه ترین حملات قرار بودند، بکار بستند و از همو چهره ای به روز معرفی نمودند که البته با چراغ سبز ایشان نیز مواجه شد. اما از تند روی ها و ساختار شکنی های هفته پیش از آن خبری نبود.

پیروزی قاطع احمدی نژاد بر آقای هاشمی ای که علاوه بر رای اصلاح طلبان از آراء حامیان سنتی خود برخوردار بود به اصلاح طلبان فهمانید که در شناخت مردم تا چه حد به بیراهه رفته اند.

این گونه بود که آنان پس از پرداختن سنگین ترین هزینه و شکست های مکرر و مشابه در تمام عرصه ها انتخاباتی به دو امر پی بردند؛

1. عزت آرمان های انقلاب و عمل به اسلام راستین در میان مردم

2.ترجیح عدالت خواهی و گام برداشتن در راه رفع محرومیت بر شعارهای احساس مآب سیاسی ، سطحی و عوام فریب در حمایت از فلان مجرم قطعی یا رفع توقیف از بهمان جریده با هفتاد و چند عنوان عمل خلاف قانون...

این بیداری، پدیده ای مبارک بود که از مشاهده ی موفقیت های دکتر احمدی نژاد حاصل گشته و البته گامی به جلو برای برنامه ریزی دقیق برای پیروزی در انتخابات بعدی بود.

اما این دوستان بجای بازبینی مبانی ایدوئولوژیک خود و همگام ساختن خود با مردم، آن چرخش میمون را پایه ی حرکتی قهقرائی در هر دو بعد مورد بحث قرار دادند.

ریشه تخریب ها

در بعد اقتصاد، آنان چهار سال فرصت دقیق ترین و عمیق ترین برنامه ریزی اقتصادی را از دست داده و گوشها را گرفته و دهان خود را در سیاه نمایی وضعیت شکوفای اقتصادی دولت باز نمودند.

اصلاح طلبان که بهار کار را به تخریب و تهمت مشغول بودند، در زمستان توشه خود را تهی یافتند. با آغاز فعالیت تبلیغات، همگان در کمال تعجب شاهد بی برنامگی محض عزیزان اصلاح طلب بودند که موجبات ریزش بخشی از آراء بالقوه آنان گشت.

با آغاز فیلم مستند آقای موسوی همه مردمی که به دنبال اعتلای هرچه بیشتر ایرانند، بی صبرانه منتظر آن بودند که کسانی که پیشرفتهای بی سابقه دولت احمدی نژاد را تحقیر مینمودند خود چه در چنته دارند.

این فیلم که بهترین فرصت معرفی تلاش های اصلاح طلبان برای برنامه ریزی جهت تعالی اقتصادی کشور بود به همان دلیلی که ذکر شد، به مسائلی عام فریبی چون تشویق و ایران ایران گفتن چند جوان، جریان جالب بازیگر شمالی پرداخت. همین و بس!

اما هنوز برای قضاوت زود بود شاید میعاد حقیقت جویان حامی موسوی شب مناظره بود. موسوی اما در چنته جز یکسری اطلاعات غلط برای کوبیدن نماینده میلیونها ایرانی نداشت.

رییس جمهور که خود را در مناظره با موسوی و نیز کروبی برای نقدهای اصولی و کارشناسی اقتصادی آماده ساخته بود با مچ گیری های سطحی و دون شان مخاطب مواجه گشت که البته دروغ بودن این به اصطلاح مچ گیریها زود عیان گشت.

چرخش تبلیغاتی موسوی در مستند دوم از احساسات گرایی صرف به پوپولیسم به علاوه اعلام برنامه تخریب محور گامی ناقص در جبران این شکست بود که باز هم به علت نقد و سلب صرف ناکام ماند.

وی عمده فیلم خود را با بازی با احساسات مردم به نشان دادن پرونده آموزشی همسر وی توسط احمدی نژاد به اتهام مدرک غیر قانونی بود. هر چند در آخر نیز پاسخی برای اشکالات قانونی رئیس جمهور نداشت.

برای حل مشکلات بنابراین قاطعانه می توان گفت که ریشه تخریب ها را باید در رفتار اصلاح طلبان در اوقات فراغتشان جستجو نمود که باعث شد این چنین با گل آلود کردن فضا و تخریب ذهن مردم فهیم را از تهی بودن دست خود منحرف سازند.

مسخ مفاهیم مورد توجه رای دهندگان

گفتیم که خدمت دیگر دولت نهم به اصلاح طلبان، نشان دادن راه پیروزی که همان بازگشت به آرمان های امام خمینی (ره) است، بود. شاید بتوان روی آوردن به مهندس موسوی که به زعم آنان، به دلیل هم زمانی نخست وزیری وی با سال های خاطره انگیز رهبری امام خمینی (ره)، نوعی عمل به آرمان های ایشان در اذهان تداعی می شود را در این راستا تحلیل نمود. اصلاح طلبان که در دولت و مجلس کارنامه موفقی در عمل به آرمان ها ارائه نداده بودند و البته صادقانه ادعایی نیز در این زمینه نداشتند(!) با مشاهده گرایش مردم به آرمان خواهی بدنبال فردی رفتند که در اوج تاثیر روزمرگی و گرایشات لیبرالیستی بر اصلاح طلبان، در انزوای سیاسی بوده و دیکته ای نا نوشته و طبیعتا غیر ملوث داشت.

جبهه اصلاحات اما در این عرصه نیز همچون عرصه اقتصادی ، ناکام ماند. آنان هرگز به این آرمان ها روی نیاوردند. آرمان هایی که سیاست خارجی عزت محور، سیاست داخلی و اقتصاد مبتنی بر عقلانیت و دوری از عوام فریبی، صداقت و متانت و دهها مورد دیگر را در خود جای داده بود.

آنان با مشاهده مقبولیت این مقولات در نزد مردم در عوض عبرت گیری از شکست های مکرر ماضی و روی آوری به این آرمانها راه ساده تر و کم زحمت تر را برگزیده و همچون منجمین پیشتر یاد شده همان تفکرات سابق را محور اسلام، امام، و مردم فرض نموده و تمام مقولات را بر اساس آن بازتعریف نمودند.

الف.مبانی اجتماعی سیاسی

1. مردم گرایی

در قاموس جدید اصلاح طلبان بازگشت به سیره امیرالمومنین (ع) در حکومت داری و توجه به نیاز های مردم، سفر به محروم ترین نقاطی که در سالهای طولانی حکومت به اصطلاح تکنوکراسی همچنان محروم مانده اند، ساده زیستی رئیس جمهور و ترجیح اتومبیل _با اندکی ارفاق دوسه میلیونی_ به خانه های میلیاردی، پوپولیسم و سطحی نگری است.

اما در این دائره المعارف اختصاص کل زمان فیلم مستند نامزد به کف و سوت و گریه جانسوز بازیگر استخدامی و عدم ارائه ی یک برنامه مشخص و تاکید صرف به امواج احساسی_ هیجانی رنگی ربطی به پوپولیسم نداشته و متعاقبا لغت جایگزین اعلام خواهد شد!

مسخ معنای سیاست خارجی امام خمینی (ره)

آقای مهندس موسوی خود را پیرو خط امام خمینی (ره) میداند و فلسفه حضور خود را نجات انحرافاتی می داندکه آقای احمدی نژاد با خرافه ها در آرمان های امام ایجاد کرده است.

حال باید دید که این آرمان ها در سیاست خارجی که مورد تاکید آقای موسوی است چه بوده و آقای احمدی نژاد چه بر سر آن آورده است که ایشان را این چنین براشفته ساخته که پس از 20 سال احساس مسئولیت نموده اند؟

امام خمینی بر اساس آیات قرآن کریم و تذکر خداوند در گستاخ شدن دشمنان در صورت تلاش شما در جلب رضایت آنان در سوره بقره، قاعده نفی سبیل و دهها دستور صریح دیگر قاطعیت و عدم کرنش در برابر ظالم را در دستور کار قرار داد. ایشان می دانستند که آمریکا ذاتا ماهیت طاغوتی و هژمون خواه داشته و ذلت و خواهش ،امتازدهی و کوتاه آمدن از مواضع برای خوشایند آمریکا و اسرائیل و دنباله روهای آنان بی فایده است. مگر اینکه به فرموده آیه 120 سوره بقره از اساس از اسلام دست بکشیم.

گذر ایام نیز نشان داد که هرگاه ما در پرونده هسته ای یک گام به عقب رفته ایم دشمن دوگام به جلو آمده و هر گاه گامی به پیش رفته ایم، انفعال دشمن مضاعف بوده است.

اما در سیاست خارجی امام خمینی (ره) جایگاه ایران اسلامی در عرصه جهانی بسیار بالاتر اینهاست و حتی در فرض محال اینکه با عمل به اصولمان، اوضاع ما در قبال غرب در ظاهر به خطر بیافتد بازهم غرب حقیرتر از آن است که ما بخواهیم دست از اصولمان برداریم. ایشان پس از کرنش های مهندس بازرگان در قبال غرب و تاکیدات مکرر وی بر دست برداشتن از بسیاری معتقدات اسلامی برای جلوگیری از «آبروریزی!» و یا قطع رابطه فرمودند؛

«الهی که به خطر بیفتد! ما روابط با آمریکا می‌خواهیم چه بکنیم؟ روابط، با آمریکا روابط یک مظلوم با ظالم است روابط یک غارت شده با یک غارتگر است». صحیفه نور، ج6، ص57

آقای موسوی به این دلیل آقای احمدی نژاد را خرافه پرست ، تندرو و .. میداند که در برابر سبعیت اسرائیل در فلسطین و تهدید های مکرر ایران به حمله نظامی به خود اجازه داده اسرائیل را نژاد پرست بنامد و «عزت» ایرانی را به اضمحلال کشیده و باعث شده وی و دوستانشان در برابر برخی اذناب آمریکا خجالت بکشند. شاید نمی دانندکه به فرموده امام خمینی (ره)؛

«... این مصیبتهایی که ما مبتلای به آن هستیم، از آمریکا و اذناب آن است» صحیفه نور، ج6، ص41

باید به آقای موسوی یادآوری نمود که مشکل غرب با یک نژاد پرست خواندن اسرائیل نیست. آیا دوستان شما که در سعدآباد کاری کردند که دانشجویان را به تجمع در برابر این کاخ وادار نمود، توانستند از عزت و سایر مدعیات شما چیزی نصیب ملت کنند؟

خیر! آقای موسوی این احمدی نژاد نیست که به آرمان های امام خمینی (ره) خط انحراف کشیده است. مشکل غرب با ما بسیار اساسی تر از یکی دو جمله است آنها با اسلام و عزت ما مشکل دارند. حداقل انتظار از شما در این سالهای طولانی زندگی آرام این بود که مروری بر گفته های امام خمینی (ره) می داشتید؛

«امروز غرب و شرق به خوبی می‌دانند که تنها نیرویی که می‌تواند آنان را از صحنه خارج کند ، اسلام است. آنها در این ده سال انقلاب اسلامی ایران ضربات سختی از اسلام خورده‌اند و تصمیم گرفته‌اند که به هر وسیله ممکن آن را در ایران که مرکز اسلام ناب محمدی است نابود کنند. اگر بتوانند با نیروی نظامی ، اگر نشد ، با نشر فرهنگ مبتذل خود و بیگانه کردن ملت از اسلام و فرهنگ ملی خویش و اگر هیچ کدام از اینها نشد ، ایادی خودفروخته خود از منافقین و لیبرال‌ها و بی‌دین‌ها را که کشتن روحانیون و افراد بی‌گناه برایشان چون آب خوردن است و در منازل و مراکز ادارات نفوذ می‌دهند که شاید به مقاصد شوم خود برسند. و نفوذی‌ها بارها اعلام کرده‌اند که حرف خود را از دهان ساده‌اندیشان موجه می‌زنند».صحیفه ی نور، جلد 21 - صفحه 327

ب. ویژگی های فردی

حامیان مهندس موسوی که برنامه مشخص و ایجابی برای مانور بر آن نداشته اند، تلاش نموده اند تا به انتساب ویژگی های فردی مردم پسند به ایشان و برجسته سازی آن بپردازند. در این تاکتیک از باب « تعرف الاشیاء باضدادها»! و نمود بیشتر یافتن این ویژگی های الصاقی به کاندیدای مورد نظر، باید دکتر احمدی نژاد به هر قیمتی قربانی گردد.

1. صداقت

موسوی و حامیانش که ظاهرا سندی را برای اثبات صداقت خود نیافته بودند، برای اثبات صداقت خود تنها راه را دروغ گو خواندن ریاست محترم جمهور یافتند!

بدین ترتیب آنان بصورت هماهنگ هجمه سنگین اتهامی خود را آغاز نمودند و آقای خاتمی با کنایه از مردم خواست به کسی رای دهند که دروغ نگوید و این حرمت شکنی توسط دوستانشان به وسعت بسیار ادامه یافت.

اما پدیده ای به نام مناظره تمام رشته های این عزیزان را نه تنها پنبه نمود که به خود زنی بزرگی برای آنان مبدل گشت. آنان که در شیوه های افترا و تمسخر در ورزشگاه آزادی و ... حقیقت را مظلوم و تنها یافته بودند و صداقتشان را معیار برتریشان میدانستند ، فکر نمی کردند که این برجسته سازی معیار صداقت ، خدمت به ستاد رقیب است. آنان فکر نمی کردند که در مناظره، حقیقت مظلوم نیست بلکه بر پیشانی شعور دهها میلیون ایرانی بیننده نشسته است.

موسوی، منادی صداقت، با 86 در صد فرار از پاسخ و فرافکنی معنای جدیدی از صداقت را به مردم عرضه می نماید. این معنای مدرن از صداقت، موارد زیر را درکنار دهها مورد دیگر شامل است؛

1.عذر خواهی بلر را نهیب خواندن

2. دعوت رسمی عربستان را تحریف کردن

3. لیسانس فلسفه را دکتر خواندن

4. تحمیق مخاطب با واقعی معرفی کردن بازیگر بابلی

5. انتصاب ضعفهای دوستان از جمله ستاره دار کردن دانشجویان به رقیب

6. «خراب» معرفی کردن رابطه کاندیدای رسمی جامعه مدرسین، کاندیدای اکثریت جامعه روحانیت مبارز و بسیاری از علما با روحانیت!

7. تعمیم هنرمندان، کارشناسان و دانشجویان گرد خود به تمام این اقشار

8. تخریب فضای حاکم بر نشر کتاب و روزنامه ها بدون توجه به آمار شگرف افزایش نشر و آزادی آن در دولت نهم

9. مورد حمایت اسرائیل دانستن سیاست های احمدی نژاد با تجاهل نسبت به کف زدن های هر روزه بیگانگان برای وی و تلاش آنان برای رای نیاوردن احمدی نژاد

10. تکذیب آمارهایی که همواره مورد اعتماد تمام جناح ها بوده و توسط همان افراد و همان متدی صورت می گیرد که زمان هم اندیشان موسوی تهیه می شد

11. بی توجهی به درک مخاطب و جازدن آمار سالیانه تورم بجای آمار روز تورم

12. تجاهل به کار کارشناسی چند ماهه قبل از تصویب مصوبات و اتهام تصویب صدها مصوبه در یک ساعت

13. تجسس در زندگی خصوصی!و حرام معرفی نمودن افشاگری مفاسد و قانون گریزی...

 

2.متانت

اصلاح طلبان با پذیرش تلویحی شکست در مناظره رو در رو و برای کمرنگ ساختن آن روی به شعارهای احساسی آوردند. آنان که در مباحث اقتصادی، سیاست خارجی و سایر مسائل کلانی چون رابطه با مافیای قدرت و ثروت کاندیدای خود را منفعل یافته بودند به سبک عملیات روانی حاکم بر رسانه های غربی و برای لاپوشانی حقیقت مساله جدیدی بنام ادب! را در کرنا کردند. هم آنانی که تا چند دقیقه قبل از آن احمدی نژاد را به خاطر عدم افشاگری به ناشایستگی در برابر فساد متهم می ساختند و هم آنانی که در مجلس ششم کاری با آقای هاشمی کردند که در تاریخ ماند و همآنانی که چهار سال هرگونه تهمت، تحقیر،تمسخر را روانه احمدی نژاد یک شبه ادب را «به زدولت مرد» یافتند و بردن نام اشخاص را به حرام فتوا دادند.

در ادبیات این دوستان ذکر نام شخص به عنوان حامی اشرافیت دولتی که کاملا امری غیر شخصی بوده و به تمام ملت ایران مربوط می گردد، محض بی ادبی است.

اما استفاده از ادبیاتی مانند؛ عهد قجری دانستن رئیس جمهور توسط موسوی و سایر افاضات ایشان چون« فلانی را لجن مالی کردید» «خیلی کار غلطی کردند و به من چه ربطی دارد»، رمال و کف بین دانستن دولت، چهارده بار استفاده از لفظ دروغ و دروغ گو علیه و در غیاب نماینده و رئیس جمهور مردم ( متوسط هر سه دقیقه یکبار)، و اوج تواضع ، انصاف و ادب است. ایشان در حالی رئیس جمهور محترم را با این لفظ به جرم اعلام آمار رسمی و صحیح بانک مرکزی و مرکز آمار را مورد هجمه قرار میدهد که رقیبی که آن را نماد «هتاکی» میدانند در برابر گفته های خود ساخته موسوی از این ادبیات هتاکانه!بهره می برد؛"آقای موسوی من شما را دوست دارم اطلاعات شما غلط است."

در این قاموس، رئیس جمهور در برابر افشای مفاسد غیبت کرده! و بقول موسوی «شما یک افرادی را مورد حمله قرار می‌دهید که در این فضا وجود ندارند» اما در شب مناظره با کروبی دریغ از یک جمله که مربوط به افرادی که درآن فضا بودند باشد!

نگاهی به ادبیات «مرد متانت» که غیاب احمدی نژاد را غنیمت یافته و برای جبران انفعال خود در مناظره مردانه و رودرروی تاریخی با وی، همه چیز حتی آراء خود را فدا نمود، خالی از فایده روشنگرانه نیست:"اینجا دروغ می‌گوید هیچکس یقه‌اش را نمی‌گیرد...خجالت نمی‌کشد... بگذارید هر دروغی که میخواهد بگوید... "

بگذریم که چرا وی در مناظره رو در رو نتوانست این «دروغ» ها را ثابت کند و بگذریم که بانک مرکزی یک روز بعد رسما آمارهای ایشان را خود ساخته اعلام نمود.

به هر روی مناظره آقایان موسوی و کروبی به سمتی پیش رفت که پس از فروریختن تمام پایه های تبلیغاتی مورد نیاز یک نامزد در این انتخابات از جمله برنامه، صداقت، پیروی از خط امام و ...در روزهای پیش از آن، تنها «برگ برنده» معرفی شده یعنی «متانت» را نیز برباد داد. براستی ادب مرد به زدولت اوست...


 
comment نظرشريف شما ()
 
 







اللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِهِ في هذِهِ السّاعَةِ وَفي كُلِّ ساعَةٍ وَلِيّاً وَحافِظاً وَقائِدا ‏وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَك َطَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فيها طَويلاً