سيلی خوردن آقازاده وبلاگ نويس - درباره موسوی

درباره موسوی

همه باید همه حقیقت را بدانند

سيلی خوردن آقازاده وبلاگ نويس
نویسنده : محقق - ساعت ٧:۱٤ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٢٥ تیر ۱۳۸۸
 

سيلی خوردن آقازاده وبلاگ نويس

در حالی که مهدی کروبی مشغول نشست و برخاست‌های سیاسی با میرحسین موسوی و سیدمحمد خاتمی است که برای آینده‌ سیاسی خویش چاره‌اندیشی کند، روزنامه اعتماد ملی که وی صاحب امتیاز آن می‌باشد در شماره 965 روز شنبه 20 تیرماه اقدام به درج مطالبی در ستون وب نمود که محتوایی موهن و هتاکانه علیه بسیجیان جان برکف و یادگاران هشت سال دفاع مقدس داشت. در این ستون با نقل یادداشت از وبلاگ‌نویسی با عنوان مشخص و ذیل تیتر «برای پسرم که بی‌گناه سیلی خورد»، فرزندان امام و مدافعان نظم و امنیت به حشره تشبیه شده‌اند که در لباس خاکستری رزمندگان دوران جنگ خزیده‌اند.

این مطالب وقیحانه و سخیف که به بهانه سیلی خوردن آقازاده‌ وبلاگ نویس معلوم، به نگارش درآمده به گونه‌ای تنظیم شده که آدرس بسیجیان را می‌دهد و البته فاصله گرفتن خویش از ارزش‌های بسیجی را با یادآوری اینکه «همان لباسی که من به دیوار خاطراتم آویخته بودم و آن لحظه اندیشیدم کاش پس از جنگ سوزانده بودمش تا تن‌پوش بلایی چنین نمی‌شد»، به نمایش می‌گذارد. این نویسنده مدعی هیچ توضیحی درباره علت این حادثه‌ ادعایی نداده که احتمالاً با توجه به روال تهیه مطالب و ادعاهای اخیر روزنامه‌های حامی میرحسین و کروبی، بایستی معطوف به اغتشاشات خیابانی و برخورد مدافعان نظم وامنیت با آشوبگرانی باشد که آتش زدن مسجد، حمله به مراکز نظامی، آتش زدن اموال عمومی و تخریب اموال خصوصی مردم و به شهادت رساندن بسیجیان و عابران معمولی و ضرب و شتم شهروندانی که دارای ظواهر اسلامی بوده‌اند را در پرونده خویش به ثبت رسانده‌اند. احتمالاً محبت پدری نسبت به آقازاده موجب فراموشی صحنه‌هایی شده که امثال همین آقازاده‌ احساساتی در آمبولانس حامل بسیجی مجروح را گشوده و با فرو کردن چاقو و شیشه موجبات شهادت وی را فراهم ساخته و یا در مقابل چشمان یک زن و کودک، مرد خانواده را که صرفاً ظواهری اسلامی داشته تا سر حد مرگ ضرب و شتم نموده‌اند. گرچه با توجه به عواطف پدری نمی‌توان از این وبلاگ‌نویس محترم انتظار انصاف داشت، اما از آقای کروبی و تهیه‌کنندگان روزنامه اعتماد مالی توقع می‌رود که حداقل وجدان را ولو برای حفظ اعتبار صنفی خویش، مراعات نمایند و خود را در صف مقابل با میلیون‌ها دلاور مرد و شیرزن بسیجی تعریف نکنند. بسیجیانی که فراتر از دغدغه‌های سیاسی و اهداف حقیر جناحی تنها به تکلیف خویش در برابر نظام مقدس جمهوری اسلامی می‌اندیشند و لذا هر کجا که حراست و پاسداری از این میراث گرانقدر امام (ره) اقتضا کند به ایفای وظیفه می‌پردازند. ای کاش آن نویسنده محترم و آقای کروبی جسم سوخته و تاول زده بسیجی مدافع مسجد به آتش کشیده شده لولاگر و پیکرهای چاک‌چاک شده شهدای بسیجی مدافع نظم و قانون را که با ضربات دشنه، قمه، تیغ موکت‌بری و شیشه‌هایی شکسته‌ها به فیض شهادت نائل آمده بودند می‌دیدند و آنگاه باز هم شرمنده همان لباس‌های خاکستری می‌ماندند. البته نمی‌توان این را هم نادیده گرفت که در این وقایع احتمال سوء استفاده برخی افراد غافل یا حتی نفوذی، از یک لباس وجود دارد ولی نباید برای یک دستمال قیصریه را به آتش کشیده و به یک لباس مقدس و صاحبان آن جسارت و اهانت نمود. به خصوص اینکه این اهانت‌ها و بی‌ادبی‌ها در جریده‌ای است که روزها با تکیه بر تیتر «ادب مرد به زدولت اوست»، به دنبال معرفی برخی چهره‌های سیاسی به عنوان اسطوره‌ ادب و اخلاق برآمده بود. علت این برخوردهای دوگانه هر چه باشد، فایده‌ای به این دوگانگی‌ها مترتب نیست. چرا که مردم انتظار عمل دارند و یکی از دلایل رویگردانی مردم از مدعیان، همین تناقض نظر و عمل است. ادامه چنین مسیری خسران بار و بدعاقبت خواهد بود.


 
comment نظرشريف شما ()
 
 







اللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِهِ في هذِهِ السّاعَةِ وَفي كُلِّ ساعَةٍ وَلِيّاً وَحافِظاً وَقائِدا ‏وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَك َطَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فيها طَويلاً