این هشدار جدى است ! - درباره موسوی

درباره موسوی

همه باید همه حقیقت را بدانند

این هشدار جدى است !
نویسنده : محقق - ساعت ۱۱:٤۳ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٢۱ خرداد ۱۳۸۸
 

این هشدار جدى است !

آخرین پرده سناریوى افراطیون، آشوب پس از شکست

اطمینان تندروهای اداره کننده جریان حامی میرحسین موسوی که اطراف کروبی را هم گرفته اند به شکست در انتخابات 22 خرداد 88 ، موجب شده است که پروژه «آشوب» و «مخدوش جلوه دادن انتخابات» که از مدت ها قبل مقدمات سخت افزاری و نرم افزاری آن -با تکیه بر الگوهای خارجی- فراهم شده روی میز اتاق عملیات روانی جریان اصلاح طلب قرار گیرد. ازحدود یک هفته پیش، یعنی از زمانی که پیروزی های قاطع احمدی نژاد در مناظره های انتخاباتی آغاز شد، موجی از اقبال مردمی نسبت به کاندیدای اصولگرا ایجاد شد که به نظر می رسد اکنون در اوج قرار دارد. اوج گیری رای احمدی نژاد و قطعی شدن پیروزی او در دور اول انتخابات اکنون در تمام نظرسنجی های انجام شده توسط مراکز معتبر ظاهر شده است و بالا گرفتن استقبال های مردمی از احمدی نژاد در تهران و شهرستان ها نیز شاهد دیگری است که نشان می دهد جریان تندرو دیگر نمی تواند امیدی به نتیجه گرفتن از انتخابات 22 خرداد داشته باشد.

بخشی از جریان اصلاح طلب مانند برخی چهره های کلیدی مجمع روحانیون البته از مدت ها قبل از ایده پیروزی در انتخابات عبور کرده و آن را ناممکن ارزیابی می کردند اما اکنون این طرز فکر در حال فراگیر شدن در جبهه اصلاحات است و تقریبا همه اعضای این جبهه به استثنای تعداد معدودی که در ستاد اصلی موسوی حضور دارند به این باور رسیده اند که نه برای «پیروزی» بلکه برای «پس از شکست» باید فکری کرد و به همین دلیل اکنون برنامه ای جدی در حال اجراست که اولا شکست راتوجیه کرده و ثانیا آن را به بحرانی برای نظام و دولت آینده تبدیل نماید. کیهان پیش از این برخی از اجزای این پروژه را افشا کرده اما در این گزارش به نحو دقیق تر و با اطلاعات به روز شده تری به آن خواهیم پرداخت.                                                              

پرده اول، تقلب

از مدت ها قبل، شاید بیش از 6 ماه قبل از انتخابات، بخشی از جریان اصلاح طلب شروع به گشودن باب بحث هایی در این باره کرد که روندبرگزاری انتخابات در ایران مخدوش است و حتی فخر السادات محتشمی پور همسر مصطفی تاج زاده در یک سخنرانی انتخاباتی تاکید کرد «تاکنون هیچ انتخاباتی در ایران سالم نبوده است»! در حالی که اولا اصلاح طلبان خود مجری برخی از مهم ترین انتخابات های برگزارشده در ایران بوده اند و ثانیا خود آنها در برخی از این انتخابات ها برنده شده اند. این اظهار نظر و مواردی شبیه آن که دراین مدت مکررا گفته شده هیچ معنایی جز چسباندن نوعی انگ پیشاپیش به انتخابات با هدف مخدوش ساختن آن نمی تواند داشته باشد. با توجه به اینکه اساسا در انتخابات ایران به لحاظ ساختار سیستم های نظارتی و اجرایی دست اندرکار انتخابات جابجایی موثر آرا اساسا امکانپذیر نیست (خود اصلاح طلبان هم زمانی که در انتخابات مجلس ششم تصمیم به دستکاری در آرا گرفتند نهایتا نتوانستند اقدام موثری انجام دهند؛ حتی در مورد انتخابات ریاست جمهوری نهم هم که اصلاح طلبان یکسره آن را مخدوش می خوانند می توان به اظهار نظر عبدالواحد موسوی لاری مراجعه کرد که گفته بود آن انتخابات در نهایت صحت و سلامت برگزار شده است ) این سوال بوجود آمد که به راستی اگر اصلاح طلبان کوچکترین امیدی به برد در انتخابات داشتند آیا هرگز به این گستردگی و شدت اصل انتخابات را زیر سوال می بردند؟ جریان اصلاح طلب در گسترده کردن بحث تقلب البته از حمایت و پشتیبانی وسیع طرف خارجی هم بهره مند بود. در این مدت حجم انبوهی از مقالات و اظهارنظرها از جانب منابع غربی می توان یافت که مستقیما گفتمان تقلب را تایید و تکمیل می کند. اگر بحث به همین مقدار خاتمه می یافت و صرفا احتمال تقلب مطرح می شد، این امکان وجود داشت که ماجرا بی اهمیت دانسته شود ولی این پروژه به سرعت ابعاد دیگری یافت که صورت مسئله را کاملا دگرگون کرد.

پرده دوم، صیانت از آرا

با نزدیک شدن به زمان انتخابات به تدریج اخباری منتشر شد که اصلاح طلبان برای نخستین بار در کنار مکانیسم های رسمی نظارت بر انتخابات از جمله حضور ناظران سر صندوق های رای که قانون انتخابات آن را به رسمیت می شناسد، در حال بوجود آوردن ساختارهایی هستند که قرار است روز انتخابات به عنوان یک ناظر غیر رسمی عمل و اظهارنظر کند. اطلاعات موجود نشان می دهد پس پرده این ماجرا به طور کامل دست طرف بازنده انتخابات سوم تیر و افراد نزدیک به این جریان درون سازمان مجاهدین است که هنوز تصور می کنند در سوم تیر تقلب شد که آنها نتوانستند رای بیاورند. کمیته های صیانت از آرا ابتدا سعی کردند نوعی هویت حقوقی برای خود به وجود بیاورند اما بعد که نهادهای قانونی تاکید کردند هرگز آنها را به رسمیت نخواهند شناخت، این کمیته ها به عنوان بخشی از ستادهای کاندیداها اما در واقع مستقل از آنها شکل گرفت. بنا بر اخبار موثق طراحان این پروژه نرم افزاری کامپیوتری هم تهیه کرده اند که قرار است روز انتخابات ناظران کاندیداها سر صندوق ها که در واقع مرتبط با کمیته صیانت از آرا هستند از طریق تلفن همراه خود با آن ارتباط گرفته و با وارد کردن کدهایی خاص تخلفات ادعایی خود را به بانک اطلاعاتی آن منتقل نمایند. جزوه های مربوط به چگونگی کار با این نرم افزار به شکل کامل تدوین و توزیع شده است. مطابق برخی اخبار کمیته صیانت از آرا در روز انتخابات موظف به 3 کار خواهد بود: 1-انتشار ساعت به ساعت تخلفات ادعایی 2- تنظیم شکایت های حقوقی بر مبنای این اطلاعات ساختگی  3- اعزام نیرو به حوزه های انتخابیه ای که در آن روند رای مردم به نفع جریان مورد بحث نیست که اگر توانستند رای را در آن صندوق ها بشکنند و اگر نتوانستند همانطور که آموزش دیده اند مقدمات لازم برای باطل شدن رای آن صندوق را فراهم آورند. در واقع اگر فرض کنیم ادعای تقلب تدارک پیشاپیش اصلاح طلبان برای توجیه هواداران خود به هنگام آشکار شدن شکست است، کمیته های غیر قانونی صیانت از آرا منابعی هستند که باید شبه مستنداتی برای این ادعا فراهم آورند.

پرده سوم، آشوب

مجموعه اطلاعات موجود نشان می دهد این نگاه که اصلاح طلبان انتخابات را باخته اند و درتدارک توجیه آنند، نگاهی ناقص به پروژه فعلی رادیکالیسم غربگرا در ایران است. دو علامت که ظرف حدود دو ماه گذشته ظاهر شده هشداری است بر اینکه ابعاد این پروژه در واقع بسیار فراتر از صرف طرح بحث تقلب است.  اول اینکه ستادهای میرحسین موسوی برای اولین بار در طول تاریخ رقابت های انتخاباتی و صد در صد تحت تاثیر الگوی انقلاب های رنگین در کشورهای آسیای میانه «رنگ سبز» را به عنوان نماد کاندیداهای خود برگزیدند و از آنها خواستند خود را برای راه اندازی یک موج سبز در کشور آماده کنند. کیهان در نخستین روز اعلام این خبر آن را اقدامی مخملی خواند و اعضای ستاد موسوی در پاسخ گفتند که اقدامی مذهبی انجام داده اند نه مخملی بی آنکه بگویند اگر رنگ سبز مربوط به سادات است چرا باید همه مردم سبزپوش شوند از جمله تعدادی از افراد حامی موسوی که اساسا اعتقادی به این قبیل امور ندارند!؟ دوم و مهم تر اینکه در دو هفته گذشته اصلاح طلبان هواداران خود را دعوت به حضور گسترده در خیابان ها کرده اند که این حضور در موارد متعددی به سرداده شدن شعارهای تند، اغتشاش و آشوب، تعرض به مردم و خسارت زدن به اموال خصوصی و عمومی منجر شده است. اگرچه افراد حاضر در اینگونه تجمعات نسبت به انبوه مردم ایران بسیار اندکند -وحتی همه هواداران موسوی را هم در بر نمی گیرد- اما این موضوع که تحرکات آنها مانند حمله به هواداران احمدی نژاد، سر دادن شعار علیه ارکان نظام و ایجاد زنجیره های انسانی در خیابان های تهران و برخی مراکز استان ها، از جانب مراکزی خاص هدایت می شود، کاملا مستند و دقیق است. اطلاعاتی وجود دارد که نشان می دهد کانون های پشت پرده اخیرا تصمیم گرفته اند میزان خشونت و گستردگی این تجمعات را افزایش دهند.

آنان به بهانه جشن پیروزی- که خود می دانند ماتم شکست است- پیشاپیش از وزارت کشور درخواست تجمع در روز بعد از انتخابات (23 خرداد) کرده اند. بنابراطلاعات موجود خبرنگاران خارجی جزء ارکان اصلی این تجمع بوده و جریان اصلاح طلب سعی دارد در این پوشش دست به آشوب و اغتشاش زده و در مقابل دوربین بیگانگان علیه نظام موضع بگیرد. و این دقیقاً همان نسخه ای است که از انقلاب های رنگی کپی برداری شده است.

از کنار هم گذاشتن این دو علامت و ضمیمه کردن آن به بحث تقلب و صیانت از آرا می توان نتیجه ای بسیار مهم گرفت و به ابعاد گسترده آخرین پروژه امریکا در ایران پی برد.

مقدمات انقلاب مخملی

توهم بزرگ

علائم بسیار آشکار در حال حاضر نشان می دهد که الگوی شناخته شده انقلاب های رنگی در ایران در پوشش مبارزه انتخاباتی از جانب یک گروه خاص مرتبط با کانون های بیرونی در حال اجراست و اگرچه توفیق این پروژه درایران چیزی جز یک توهم بزرگ نیست اما برخی از نیروهای سیاسی از جمله میرحسین موسوی برخی احزاب و چهره های اصلاح طلب را به کام خود خواهد کشید. خلاصه داستان این است: جریان اصلاحات اکنون قصد دارد شکست خود را که کاملا قطعی شده به شکستی برای تمام نظام تبدیل کند. برخی تحلیلگران عقیده دارند این جریان اساسا از ابتدا اعتقادی به پیروزی در انتخابات نداشته و به دنبال هدفی دیگر بوده است. روش این است که انتخابات زیر سوال برود، کاندیدای اصولگرا که بی گمان با رای وسیع مردم انتخابات را خواهد برد محصول نوعی اراده حکومتی و رای سازماندهی شده معرفی شود، مشروعیت دولت آینده زیر سوال برود و نهایتا با دخالت کشورهای خارجی نظام از حیث ماهیت دموکراتیک آن به چالش کشیده شود و نوعی آشوب و اعتراض مزمن در کشور نهادینه گردد. اطلاعات کیهان نشان می دهد برخی از این گروه ها خود را برای بست نشینی در روز انتخابات مقابل وزارت کشور و استانداری ها و فرمانداری ها آماده کرده و چند روز است که در تهران این کار را تمرین می کنند. همچنین تدارکات وسیعی برای آشوب و ناامنی دیده شده و برخی از کانون های بیرونی هم در حال نقش آفرینی در این صحنه هستند. ستاد موازی که اصلاح طلبان به نام حامیان موسوی تشکیل داده بودند اکنون فعالیت های خود برای پیروزی او را متوقف کرده و همه انرژی خود را بر آشوب آفرینی متمر کز نموده است. رسانه های اصلاح طلب دیروز از قول خانم زهرا رهنورد خبر دادند که گفته است «اگر احمدی نژاد پیروز شد بدانید تقلب شده است» و همه اینها نشان می دهد که برنامه ریزی وسیعی برای تدارک آشوب و ناامنی برای گریز از نتیجه محتوم انتخابات آغاز شده است. تنها روش مقابله با این پدیده حفظ هوشیاری، حضور گسترده در مجامع دفاع از رهبری و تفکر اصولگرایی، شرکت بسیار وسیع در انتخابات و بوجود آوردن یک 23 تیر دیگر است. دشمن همچون همیشه این بار هم شکست خواهد خورد منتها به این شرط که کسی در ادای تکلیف خود کاهلی نکند.


 
comment نظرشريف شما ()
 
 







اللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِهِ في هذِهِ السّاعَةِ وَفي كُلِّ ساعَةٍ وَلِيّاً وَحافِظاً وَقائِدا ‏وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَك َطَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فيها طَويلاً