سروده ای از یادگار یک شهید...! (2) - درباره موسوی

درباره موسوی

همه باید همه حقیقت را بدانند

سروده ای از یادگار یک شهید...! (2)
نویسنده : محقق - ساعت ۱٢:۳٩ ‎ق.ظ روز شنبه ٢۳ خرداد ۱۳۸۸
 

سروده ای از یادگار یک شهید...! (2)

پیش از این چقدر سبزها قشنگ بود

پیش از آنکه موسوی بدون رنگ بود

آن زمان که پیر و نوجوان زرنگ بود

سبز هم میان رنگها قشنگ بود

پیش از این گروه سبز دوره گرد

پیش از این دو انتخاب زرد

درد دارد این سواد نوجوان

یک صحیفه هم نخوانده بیگمان

داد می زند که میر حسین موسوی

فکر می کند چه کرد خاتمی

این همه کتاب ضاله و اشو

طرز فکرشان نگاه نو!

فکر می کنی خدا تصور است؟

گوشم از طریقت شما پر است

هرچه خاتمی درست کرد با هدف

دختران بد حجاب و سوت و کف

هرچه آن دو دوره واژه ساخت

موسوی رسید و شعر بافت

روی خون تو قدم گذاشت

روی خون تو چنین نگاشت

در پناه خاتمی، بهائیت

رشد کرد و پا گرفت عاقبت (... یاد باد امیرکبیررا...)

شال تور دختران قشنگ شد

مانتوهایشان همیشه تنگ شد

هرچه روزگار زخمه زد به ما رسید

روح پاک صد هزار تن شهید

خون سرخ مردها زمین چکید

...،

، دخترک که داد می زنی میر حسین

آی مرد پای منبر ادای دین!

مردهای ما فقط شبی پدر شدند

جای درس و کار زندگی سپر شدند

مردهای ما گلوله خورده اند

کودکانمان چه ارث برده اند

درد و زخم و غصه و غم فراق

چفیه های رنگ خاک و خون داغ

زخم روی زخم شد، دوا نشد

دِینتان به یک شهیدد هم ادا نشد

باد از کرانه های اجنبی وزید

موسوی شبیه خاتمی رسید

آی سیدان در نقاب و کور

مردمان سبزپوش در عبور

جانماز آب، می کشید و می کشید

طرحهای هرزگی به صد امید

بخت همچنان به کام نیست موسوی

جشن(دوم خرداد) و عیشتان مدام نیست موسوی

سوت و جشن و رقصتان به کام!

می رسد زمان صرف جام!

کوله بارها همیشه بستنی است

رای نامروتان شکستنی است

...

رای ما جناب احمدی نژاد

رای دیگران هر آنچه باد........!

 


 
comment نظرشريف شما ()
 
 







اللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِهِ في هذِهِ السّاعَةِ وَفي كُلِّ ساعَةٍ وَلِيّاً وَحافِظاً وَقائِدا ‏وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَك َطَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فيها طَويلاً