آخرین اخبار تا این ساعت (4) - درباره موسوی

درباره موسوی

همه باید همه حقیقت را بدانند

آخرین اخبار تا این ساعت (4)
نویسنده : محقق - ساعت ۱٢:٤۸ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ٢٦ خرداد ۱۳۸۸
 

تجمع اعتراض آمیز علیه خشونت

میدان ولیعصر، ساعت 1۶ روز سه شنبه

تجمع بزرگ مردم در اعتراض به اغتشاشات و ایراد خسارت به اموال عمومی ساعت 1۶ روز سه شنبه 26 خرداد در میدان ولیعصر (عج  (تهران برگزار می شود.

درپی تحریکات سیاسی بعضی جریانها و فرصت طلبی اراذل و اوباش که طی روزهای گذشته منجر به وقوع برخی ناآرامی های خسارت بار درچند نقطه تهران شده، مردم تهران عصر روز سه شنبه با تجمع در میدان ولیعصر (عج) ، ضمن اعتراض به این اقدامات ، تشدید برخورد با آمران و عاملان ناامنی ها را خواستار خواهند شد .
گفتنی است درپی موضع گیری تحریک کننده برخی چهره های سیاسی به بهانه نتیجه انتخابات ، اقدامات تنش آمیز پراکنده ای درچند نقطه تهران صورت گرفت که طی آن به تعدادی از اماکن عمومی و اموال مردم خسارت وارد شد .
این تحرکات با استقبال منابع سیاسی و رسانه ای اروپا و امریکا روبه رو شد و آنها به طور مستمر خواستار گسترش ناآرامی ها در کشورمان هستند.

همچنین شورای هماهنگی تبلیغات اسلامی استان تهران با صدور اطلاعیه‌ای از تمامی اقشار ملت که حماسه 22 خرداد را خلق کردند، درخواست کرد تا در این مراسم شرکت کنند.
‌شورای هماهنگی تبلیغات اسلامی در بیانیه خود ‌آورده است : ملت بزرگ، رشید و فهیم ایران که افتخار آفرید و حماسه‌ای اعجازآفرین را از دریای خروشان و توفنده اراده‌های راسخ و پولادین خویش خلق کرد و با لبیک به دعوت مقام عظمای ولایت، رای خود را به صندوق سرنوشت ملت ریخت و موجی تازه از امید و نشاط را بر تمامی کشور مستولی کرد.
این اطلاعیه می افزاید :‌ بدخواهان و دشمنان قسم‌خورده انقلاب اسلامی که چشم دیدن ایرانی آباد و آزاد، پیشرفته و عدالت طلب را ندارند، با سوء استفاده از تجمعات هواداران برخی نامزدها، اقدام به تخریب اماکن عمومی و اموال شهروندان و حمله مسلحانه به مراکز نظامی، انتظامی و بسیج کردند، تا از شیرینی این افتخار و حماسه بزرگ در کام مردم ایران بکاهد. در این اطلاعیه تاکید شده است: اکنون وظیفه‌ همه است که هوشیارانه و آگاهانه نسبت به جریان منحرف و خشونت‌طلب که به جان و مال و ناموس ملت گستاخانه می‌تازند، حساس بوده و حساب خود را از آنان که نمی‌خواهند ایرانی سربلند و سرافراز داشته باشیم جدا کنند.
شورای هماهنگی تبلیغات اسلامی در اطلاعیه خود، از امت بیدار و همیشه در صحنه و مردم مؤمن و انقلابی تهران به خصوص دلسوزان کشور و انقلاب اسلامی و نیز طرفداران نامزدهای انتخاباتی دعوت کرده است که برای پایان دادن به فتنه‌جویی و گسترش ناامنی، در "راهپیمایی و تجمع مردمی" که امروز برگزار می شود، شرکت کرده و نقشه‌های شومشان مثل همیشه ناکام گذارند.

همچنین مسیرهای راهپیمایی به شرح زیر اعلام شده است:

مسیر شماره یک: میدان فردوسی، خیابان انقلاب، خیابان ولیعصر، میدان ولیعصر
مسیر شماره دو: میدان انقلاب، خیابان کارگر، بلوار کشاورز، میدان ولیعصر
مسیر شماره سه: میدان هفتم‌تیر، خیابان کریمخان، میدان ولیعصر
مسیر شماره چهار: میدان ونک، خیابان ولیعصر، میدان ولیعصر

 

 

5 دلیل بسیار مضحک و ابلهانه و...!!!  زهرا رهنورد  درباره تقلب!!!!!!!!  در انتخابات باشکوه ملت ایران

نزدیک ترین و قدیمی ترین همکار سیاسی و همراه انتخاباتی میرحسین موسوی در گفت وگویی با شبکه ماهواره ای دولت انگلیس مهم ترین دلایل تقلب در انتخابات دهم ریاست جمهوری را تشریح کرد.

زهرا رهنورد در تشریح بداهت پیروزی موسوی و وضوح تقلب در انتخابات گفت: " یک سری نقاطی هستند که اصلا مشخص است که خودش ملاک تشخیص نادرست بودن نتایجی است که وزارت کشور اعلام کرده است. مثلا آذربایجان و ترک زبان ها هیچ وقت فرزند خودشان را نمی گذارند که به کس دیگری رای بدهند. "

وی در ادامه اظهار داشت: " خود من لر هستم و موسوی هم بارها گفته من داماد لرستان هستم. بنابراین اهالی لرستان موسوی را نمی گذارند به آقای احمدی نژاد رای بدهند. این دو تا ملاک است و باقی موارد هم شبیه همین است. "

وی در پاسخ به خبرنگار بی بی سی که پرسید: " رای آقای موسوی بر اساس برآورد های شما چهار به یک بوده است در قیاس آقای آقای احمدی نژاد مستندات شما چیست؟ " اظهار داشت: " در شهرستان ها و تهران در واقع تجمع مردم حاکی از این بود که آرای موسوی بسیار بالاتر از آنکه اصلا قابل تصور باشد. هروقت طرفداران دو طرف حاضر می شدند طرفداران احمدی نژاد درمقابل طرفداران موسوی در حد یک صدم بودند. "

وی همچنین با اشاره به گزارش هایی که در روز انتخابات دریافت می کرده گفت: " مرتب به ما گزارش می شد که نسبت حتی 5/4 به 1 بود. نسبت های موسوی به احمدی نژاد... "

وی همچنین اظهار داشت: همه می شناسند که آنهایی که به احمدی نژآد رای دادند چه تیپ خاصی هستند و اول صبح رفتند رای خودشان را دادند و از ساعت 11 صبح تعرفه ها در دست مردم قرار نگرفت و مردم له له می زدند برای اینکه تعرفه به ایشان داده بشود. حتی تا ساعت یازده ده و سی دقیقه و دوازده شب هم پشت در ستاد و محل های انتخابات جمع شده بودند.

وی در پایان این گفت و گوی زنده با شبکه ماهواره ای دولت انگلیس (بی بی سی) گفت: " ما نمی دانیم چگونه با این صندوق ها عمل شده و رای ها چگونه دست برده شده و چه بوده فقط می دانیم که نسبت موسوی به احمدی نژاد 5/4 به 1 یا چهار به یک یا جاهای دیگر ممکن است مثلا 3 به 5/1 باشد...!!!!!!!

 

 

 

کاپیتولاسیون و عملیات بدر بهمن 1343

در شرایطی رژیم طاغوت با همدستی آمریکا، امام خمینی(ره) را تبعید کرده بود و چون مرجع تقلید وقت حضرت آیت الله العظمی میلانی حکم مهدورالدم بودن شاه و منصور را صادر کردند، اعضای موتلفه اسلامی کمتر از 3 ماه بعد از سخنرانی تاریخی امام (ره) در عملیاتی به نام بدر حکم الهی را درباره حسنعلی منصور اجرا کردند.

کاپیتولاسیون و عملیات بدر بهمن 1343

« ما را فروختند، استقلال ما را فروختند... ما را مستعمره حساب کردند.»

«اینها (آمریکایی‌ها) از هر جنایتی که در ایران بکنند مصون هستند. اگر یک خادم آمریکایی یا اگر یک آشپر آمریکایی، مرجع تقلید شما را وسط بازار ترور کند، زیر پا منکوب کند، پلیس ایران حق ندارد جلوی او را بگیرد، دادگاههای ایران حق ندارند محاکمه و بازپرسی کنند. باید برود آمریکا آنجا اربابها تکلیفش را معین کنند. برا ینظام شما آبرو گذاشتند، که فراش و آشپز آمریکایی بر ارتشبد ما مقدم بشود؟»

آنچه خواندید فرازهایی بود از سخنرانی مشهور امام خمینی (ره) در چهارم آبان 1343 که منجر به تبعید ایشان از ایران شد.

حسین فردوست از مهره‌های کلیدی پهلوی درباره تبعید امام (ره) در خاطر ارتش می‌نویسد : «... منصور برنامه‌های مهمی به سود غرب داشت که یکی از آنها «کاپیتولاسیون» بود که با مقاومت جدی امام خمینی‌(ره) روبرو شد. مخالفت‌های ایشان با نفوذ آمریکا، غرب و اقدامات محمدرضا در دوران دولت منصور شدت گرفت و بالاخره به تبعید ایشان به ترکیه منجر شد. همانطور که منصور به دستور آمریکا و با اختیارات ویژه به صدارت رسید، تبعید امام خمینی (ره) نیز در دستور مستقیم آمریکا بود.

اعضای موتلفه اسلامی در توجه به اعلام خطر امام خمینی (ره) که « والله گناهکار است کسی که داد نزد، والله مرتکب کبیره است که فریاد نکند. خدایا دولت (منصور) به مملکت ما خیانت کرد. اینها خائنند به مملکت ایران. خدایا آنها را نابود کن» اعلامیه مهم ایشان درباره کاپیتولاسیون رادر یک شب در تهران و اکثر نقاط ایران به خانه‌های مردم ریختند تا آحاد مردم مطلع شوند. آنها همچنین به تبعیت از فریاد امام (ره) گروه جهاد مسلحانه را تشکیل دادند.

در شرایطی رژیم طاغوت با همدستی آمریکا، امام خمینی(ره) را تبعید کرده بود و چون مرجع تقلید وقت حضرت آیت الله العظمی میلانی حکم مهدورالدم بودن شاه و منصور که خائنان به اسلام و ایران بودند و لزوم اجرای این حکم بر آنها را صادر کردند، اعضای موتلفه اسلامی کمتر از 3 ماه بعد از سخنرانی تاریخی امام (ره) در اول بهمن 43 مطابق با هفدهم ماه رمضان در عملیاتی به نام بدر حکم الهی را درباره حسنعلی منصور اجرا کردند.

مقاومت شجاعانه و سخنان اعضای موتلفه اسلامی در بیدادگاه رژیم و حمایت مراجع تقلید و روحانیت در ایران و عراق موجب شد که کاپیتولاسیون آمریکایی شاه و منصور در ایران متوقف بماند.

رژیم ستمگر طاغوت چهار یار موتلفه اسلامی «محمد صادق امانی،‌ محمد بخارایی، رضا صفار هرندی و مرتضی نیک‌نژاد» را پس از محاکمه‌ای کاملا مخفی در سحرگاه 26 خرداد 44 به شهادت رساند.

خون پاک این شهدا و سایر شهدای انقلاب اسلامی و استقامت و فداکاری ملت ایران به رهبری امام خمینی (ره) ، طاغوت و نظام ستمشاهی را در بهمن فرخنده 57 ساقط کرد و در نظام آزاد و مستقل جمهوری اسلامی کاپیتولاسیون و سایر قراردادها و تحمیلات ننگین استعمار لغو شد.

در محل شهادت این شهدا واقع در ستاد کل نیروهای مسلح (یادگان حشمتیه سابق) امروز مسجدی بنا شده که با نظر رهبر معظم انقلاب مسجد جهاد نام گرفته است.

شهید رضاصفار هرندی در سال 1325 در خانواده‌ای اهل علم و تبلیغ دین به دنیا آمد. برادر حجت الاسلام والمسلمین حاج شیخ علی اصغر هرندی روحانی آزاده خود و مردمی بود که در مسجد دروازه غار تهران اقامه نماز جماعت داشت. وی در مسجد برادرش در امر تبلیغ دین و ارتباط با نوجوانان و کشاندن آنها به راه دین فعال بود و همین رابطه با شهید محمد بخارایی و شهید نیک نژاد آشنا شد. شهید هرندی روز عملیات اجرای حکم الهی درباره منصور پشتیبان شهید بخارایی بود.

شهید مرتضی نیک نژاد در سال 1321 در جنوب شهر تهران در خانواده‌ای مذهبی به دنیا آمد. او با آشنایی با شهید رضا صفا هرندی در جلسات دینی حجت الاسلام والمسلمین حاج شیخ علی اصغر هرندی شرکت کرد و پس از آشنایی با شهید بخارایی جمعی صمیمی تشکیل دادند و از همین مرجع با موتلفه اسلامی آشنا گشتند. وی در جریان عملیات بدر نفر دوم عملیات و پشتیبانی کننده شهید بخارایی بود که پس از اینکه شهید بخارایی منصور را به سزای خیانتهایش رساند چند تیر شلیک کرد که مامورین طاغوت را از توجه به بخارایی منصرف سازد.

مقام معظم رهبری حضرت آیت الله العظمی خامنه‌ای درباره این شهدا فرمودند:

«به هر حال اینها ستارگان و برجستگانی بودند که در راه خدا رفتند و این راه را انتخاب کردند و نتیجه حاکمیت اسلام در دوران سیطره کفر و استکبار بر عالم شد.»

این شهدای چهار گانه ( امانی، بخارایی، صفار هرندی و نیک نژاد ) حقیقتا در دوران ظلمات نور خدا بودند که درخشیدند فضا و دلها را روشن کردند و راه را به خیلی‌ها نشان دادند.

گزارشی از لحظه شهادت

متنی که در ذیل آمده است خبری است که 44 سال پیش، در سحرگاه روز بیست و ششم خرداد 1344 توسط خبرنگار کیهان از مراسم اعدام چهار شهید گروه مؤتلفه اسلامی تهیه شده است ولی مسئولان آن روز کیهان از درج این خبر در روزنامه جلوگیری کرده و آن را به بایگانی فرستاده بودند. کاغذی که این گزارش کوتاه روی آن نوشته شده، اگرچه کهنه و فرسوده است اما خیر، همچنان تازه و پرمخاطب است. متن خبر، گویا است و نیازی به توضیح و تفسیر ندارد.

متن خبر: ساعت 2 نیمه شب متهمینی که قبلا از زندان موقت به پادگان حشمتیه منتقل شده بودند جهت انجام تشریفات قانونی و معاینه طبیب قانونی به ترتیب به اتاق نگهبانی وارد شدند. کلیه متهمین که قبلا وصیتنامه‌هایشان را نوشته بودند و آماده بودند. پس از ذکر آدرس و نوشتن محل دفن مورد معاینه قرار گرفتند. 4 متهم ضربان نبض و قلبشان طبیعی بود. هر یک از متهمین در پای ورقه وصیت خود نوشتند تا جسدشان را در ابن بابویه به خاک بسپارند. محمد بخارایی گفت: از تهران خارجم نکنید، بعد مکثی کرد و گفت هرکجا که بستگان من می‌خواهند به خاکم بسپارند.

در ساعت 4 صبح متهمین درحالی که هر یک توسط 3 مامور مراقب می‌شدند به میدان تیر منتقل شدند، دستمال برای بستن چشم‌های متهمین نیاورده بودند، چند نفر از درجه‌داران دستمال‌های خود را دادند تا چشم متهمین را ببندند. هنگامی که صفار هرندی برای امضای وصیتنامه‌ آمده بود تقاضا کرد تا پدرش را حاضر کنند و با او ملاقات کند، با این تقاضا موافقت نشد و به او جواب داده شد که چون حکم اجرا خواهد شد و اگر پدرت بیاید و تو را ببیند چون پیرمرد است دچار عارضه سکته می‌شود ولی پس از اجرای حکم مانعی ندارد که مطلع شود.

متهمین زیر لب به جز آیات قرآن چیزی نمی‌گفتند پس از آنکه چشم‌های متهمین بسته شد دستور شلیک صادر گردید و پس از ختم شلیک‌های سربازان، یکی از درجه‌داران تیر خلاص را به روی مقتولین شلیک کرد و پزشک قانونی از اجساد معاینه کرد و جواز دفن به اسامی مقتولین صادر شد.

شهید محمد صادق امانی همدانی

در سال 1309 در تهران متولد شد. وی که از کسبه بازار تهران بود بنا بر نقل شهید حاج مهدی عراقی: «خوش یک مجتهد بود و قریب 6 هزار حدیث از حفظ بود و مربی اخلاق بود، کلاس اخلاق و افراد زیادی شرکت می‌کردند».

شهید صادق امانی در گروه شیعیان فعالیت داشت و پس از آن با نظر حضرت امام(ره) به همراه جمعی از یاران اقدام به تاسیس مؤتلفه اسلامی کرد و نقش اساسی در رهبری مؤتلفه اسلامی بر عهده داشت.

شهید محمد بخارایی:

در سال 1323 در جنوب شهر تهران به دنیا آمد. او پس از پایان دوره مدرسه با شهید هرندی آشنا شد و در جلسات حجت‌الاسلام و المسلمین حاج شیخ علی اصغر هرندی با اسلام و روشنفکرانه در نهضت امام(ره) آشنا گردید. با آغاز نهضت امام خمینی(ره)، شهید بخارایی و شهید هرندی با مؤتلفه اسلامی آشنا شدند. او در عملیات بدر برای اجرای حکم الهی در به هلاکت رساندن حسنعلی منصور نقش ویژه‌ای داشت.

در شب عملیات چه گذشت؟

در شب عملیات این 4 شهید عزیز در منزل شهید بخارایی جمع شدند، آخرین دقت‌های لازم را در برنامه خود انجام دادند و سپس قطعنامه‌ای تنظیم کردند.

اعوذ‌بالله من‌الشیطان‌الرجیم

بسم‌الله‌الرحمن‌‌الرحیم

«ان‌الله یحب‌الدین یقاتلون فی سبیله صفا کانهم بنیان مرصوص»

ناله را هرچند می‌خواهم پنهان برکشم، سینه می‌گوید که من تنگ آمدم فریاد کن

«ما به قلبی سوزان آماده شهادتیم، دیدن این تن‌های برهنه، شکم‌های گرسنه و بدن‌های ناتوانی که زیر تازیانه‌های عمال استعمار آنها را به پرستیدن پیکر منحوس شاه وا می‌دارند، ما و هر انسانی را رنج می‌دهد. ما برای اولین بار شلیک گلوله را بر روی دشمنان شما ملت ایران، طنین‌انداز می‌کنیم، باشد که شما نیز پیروزی کنید... ما همانند سرور شهیدان حسین‌ بن علی(ع) زندگی را عقیده و جهاد در راه آن می‌دانیم. شما ای ملت ایران با قلبی مملو از ایمان به پا خیزد و این عاملین منفور استعمار و هیات کثیف حاکمه را یکباره نابود سازید. ما از ورای این جهان با شما سخن می‌گوئیم. نترسید به پا خیزید و خود را به کاروان شهدا ملحق سازید.»

چگونگی عملیات از زبان بخارایی

شهید بخارایی چگونگی اجرای حکم الهی درباره حسنعلی منصور را اینگونه توضیح می‌دهد.

«ماشین منصور داخل نرفت. بیرون ایستاد. در یک ماشین خودش نشسته بود و در ماشین دیگر یک تعداد افسر مسلح اسکورتش می‌کردند. من نامه را به دستشدادم. در یک دستش نامه بود و روی دست دیگرش بارانی،‌ یک تیر به شکمش شلیک کردم و بعدی را به حنجره‌اش زدم که حنجره‌اش را درید. افسرهایی که در ماشین پشت سر بودند اسلحه‌ها را در ماشین گذاشتند، در ماشین را قفل کردند و از کوچه پشت مسجد فرار کردند. مامورین مجلس جنازه منصور را در ماشین کذاشتند و من هنگام فرار دستگیر شدم و مرا به کلانتری بهارستان بردند.

نصیری آمد. در آن موقع رئیس شهربانی بود. پرسید اسمت چیست؟ گفتم به تو مربوط نیست، اسم خودت چیست؟ گفت: من نصیری هستم. گفتم من نمی‌دانم نصیری کیست، چه کاره هستی؟ گفت: رئیس شهربانی، تو اسمت چیست؟ گفتم من نمی‌گویم. با عصای مارشالی زد و دو تا دندانم را شکست و مرا به کلانتری سپرد و گفت: هیچس با او تماس نگیرد حتی خبرنگاران و رفت. این را که شنیدم وقتی من را سوار ماشین کردند تا ببرند خودم را پشت شیشه عقب چسباندم و از من عکس گرفتند چون برر بود هم اعتصاب غذا کنیم هم اعتصاب حرف، هیچ نگفتم. قانون این است که یک شب بیشتر نمی‌توانند در آگاهی نگه دارند و باید تحویل زندان بدهند. چون دیدند کاری نمی‌توانند بکنند می‌خواستند تحویل زندان بدهند، حتی بند کفشم را باز کردند بلکه سندی بیابند، تکه کاغذی در جیب پیراهنم بود که تلفن مدرسه خزائلی را نوشته بودم. رفتند و با استفاده از مدارکم در مدرسه به خانه ما رفتند و از آنجا قضیه لو رفت.

 

 

 

 

سخنگوی شورای نگهبان:

شکایات کاندیداها کلی بوده است

سخنگوی شورای نگهبان،شکایات کاندیداها از انتخابات ریاست جمهوری را کلی دانست.

 

عباسعلی کدخدایی در تشریح "نقش نظارتی شورای نگهبان بر انتخابات " گفت: طبق قانون، هیئت مرکزی نظارت بر انتخابات و هیئت‌های نظارت استان، شهرستان و بخش قبل از آغاز انتخابات برای انجام وظیفه نظارتی تشکیل و وظایف خود را انجام می دهند.

وی از جمله وظایف هیئت‌های نظارت را نظارت بر روند اجرایی امور انتخابات از جمله توزیع تعرفه‌ها، صندوق‌ها و محل استقرار آن، شمارش آراء، نظارت بر طراحی تا مرحله چاپ تعرفه‌های رأی و نیز احراز هویت رأی‌دهندگان و نهایتاً امضای صورتجلسه صندوق اخذ رای برشمرد.

سخنگوی شورای نگهبان ناظران در انتخابات را اقشار مردم و معتمدین دانست که با شورای نگهبان در امر نظارت بر انتخابات همکاری و تعامل می‌کنند.

کدخدایی دو اقدام ویژه شورای نگهبان برای دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری را تهیه مهر نظارت و نیز فرستادن هیئت‌ها و بازرسین نظارت ویژه به استانها و حوزه‌های انتخابیه برای افزایش ضریب امنیت و سلامت انتخابات و جلوگیری از هر گونه تخلفات احتمالی اعلام کرد.

وی افزود: در هر دوره از انتخابات، کاندیداها می‌توانستند نمایندگانی را بر سر صندوق‌ها معرفی کنند اما آنچه که در این دوره اتفاق افتاد این بود که به صورت گسترده نمایندگان کاندیداها در بیشتر صندوق‌ها حاضر شدند و بر روند رای گیری و شمارش آراء تا زمان اتمام شمارش نظارت کردند اگرچه در برخی صندوق‌ها نمایندگان کاندیداها به دلیل تمایلی که از طرف خود آنها بوده، حضور نیافتند.

معاون اجرایی و امور انتخابات شورای نگهبان تأکید کرد‌: برای اعتمادسازی بیشتر در این دوره از نمایندگان کاندیداها درخواست کردیم در ستاد نظارت بر انتخابات نیز حضور داشته و در جریان روند نظارتی هیئت مرکزی نظارت بر انتخابات قرار گیرند، اگرچه هیچ تکلیف قانونی در این مورد نداشتیم.

کدخدایی گفت: نمایندگان کاندیداها در روز برگزاری انتخابات و تا زمان اتمام شمارش و تجمیع آراء در محل ستاد نظارت بر انتخابات حضور داشتند و ابهامات و برخی درخواست‌های آنان از زمان شروع رای‌گیری تا اتمام شمارش آراء سریعاً مورد رسیدگی قرار می‌گرفت.

سخنگوی شورای نگهبان در ادامه با اشاره به ماده 80 قانون انتخابات و تبصره‌های آن درباره زمان 3 روزه دریافت شکایات گفت: 3 نامزد انتخابات اعتراضات خود را به شورای نگهبان ارسال کردند و قرار است از امروز سه‌شنبه به مدت 7 الی 10 روز شکایات را بررسی و نهایتاً اعلام نظر کنیم.

بنابه گفته کدخدایی آنچه که تا روز یکشنبه در شکایات کاندیداها منعکس شده شکایات کلی از روند عمومی انتخابات بوده است و بعد از تماسی که حاصل کردیم که مصادیق را اعلام کنند یک سری گزارش‌هایی را دیروز به صورت دقیق‌تر ارسال کردند که بررسی می‌کنیم.

سخنگوی شورای نگهبان از آمادگی این شورا برای بررسی مجدد صندوق‌هایی که مستنداً کاندیداها در مورد سلامت آن شکایتی داشته باشند با حضور نمایندگان کاندیداها خبر داد.

کدخدایی ادامه داد: طبق قانون 3 روز مهلت بررسی شکایت اعتراض ها است اما برای اعتمادسازی بیشتر حاضریم در مهلت 7 تا 10 روز آینده نیز اگرچه اعتراضات کاندیداها به صورت مستند و مصداقی باشد بررسی کنیم.

معاون اجرایی و امور انتخابات شورای نگهبان که در برنامه گفت‌وگوی ویژه خبری شبکه دوم سیما سخن می گفت افزود: برخی کاندیداها در شکایت خود اشاره کرده بودند که نسبت به فضای موجود بر جریان انتخابات، تقاضای ابطال کل آراء را دارند که البته از جهت قانونی این شکایات قابل بررسی نیست.

کدخدایی تعداد تخلفات دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری را نسبت به ادوار گذشته بسیار کم دانست و دلیل این موضوع را تمهیدات و پیش‌بینی‌های قبلی شورای نگهبان در فرستادن هیئت‌ها و بازرسان‌ ویژه و نیز افزودن تعداد ناظران در شعب اخذ رأی دانست.

وی به کاندیداهای معترض اطمینان داد چنانچه شورای نگهبان پس از بررسی شکایت مستند به این نتیجه برسد که اعتراض وارد است حتماً نسبت به تغییر نتایج آرای صندوق‌ مورد اعتراض که به بیشتر و یا کمتر شدن آرای کاندیداها می‌انجامد، اقدام می‌کند.

سخنگوی شورای نگهبان تخلفات انتخاباتی را امری طبیعی دانست و گفت:‌ در همه ادوار تخلفات بوده و رسیدگی شده است و شورای نگهبان از امروز مهلت دارد با اخذ آمار وزارت کشور که آمار اولیه است، با بررسی انتخابات و رسیدگی به اعتراضات، نتیجه نهایی انتخابات را اعلام کند.

معاون اجرایی و امور انتخابات شورای نگهبان به کاندیداها گفت که تا زمان اتمام بررسی شکایات، تحمل و صبوری و به نظر شورای نگهبان که مرجع قانونی رسیدگی نهایی به انتخابات است، تمکین کنند.

 

 

 

رئیس دانشگاه تهران:

شناسایی و مجازات عاملین حادثه کوی دانشگاه را پیگیری می‌کنم

رئیس دانشگاه تهران با صدور اطلاعیه‌ای خطاب به دانشجویان و دانشگاهیان دانشگاه تهران اعلام کرد: شناسایی و مجازات عاملین حادثه کوی دانشگاه را از طریق مراجع ذی‌ربط پیگیری می‌کنم.

متن اطلاعیه فرهاد رهبر رئیس دانشگاه تهران در خصوص حوادث اخیر کوی این دانشگاه به شرح ذیل است:
بسمه تعالی
دانشجویان و دانشگاهیان عزیز
تعرض به کوی دانشگاه تهران ، نماد آموزش عالی کشور توسط گروهی متجاوز و ضرب و شتم دانشجویان عزیزی که دغدغه‌ای جز اعتلاء دانشگاه و کشور را ندارند، موجی از تأسف و تأثر در دل اینجانب و تک‌تک دانشگاهیان را به دنبال داشت. اینجانب به عنوان رئیس دانشگاه تهران به شما عزیزان اطمینان می‌دهم که علیرغم مشکلات و محدودیت‌ها، نهایت مساعی خود را به منظور حفظ امنیت و آرامش شما عزیزان بکار برده و از طریق مراجع ذیربط شناسائی و مجازات عاملین این اقدام موهن را پیگیری نمایم.
دانشگاه تهران در طول تاریخ پرافتخار خود همواره مأمن و خانه همه فرهیختگان، دانش‌پژوهان و دانشگاهیان بوده و می‌باشد. لذا حفظ امنیت و آرامش آن وظیفه تک‌تک اعضای این خانواده بزرگ می‌باشد. اینجانب ضمن دعوت همگان به آرامش، کمک و مساعدت شما فرزندان عزیز را در این راستا خواهانم.

 

 


نتایج آراء استان به استان و شهر به شهر

دهمین انتخابات ریاست جمهوری

ستاد انتخابات کشور نتایج نهایی آراء دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری را به تفکیک استان و شهرستان منتشر کرد.

این نتایج در لینک های زیر قابل مشاهده است.

http://www.moi.ir/ostan.pdf
      نسخه pdf
http://www.moi.ir/ostan.xls
      نسخه excel

 

 

 

 

اصلاحات! باور کن مُردی!

تماس گرفته بودم با یکی از دوستانی که همیشه تو انتخاباتهای مختلف به هر نحو ممکن، جزو ناظرین بر صندوقها است. به دلیل اینکه خیلی از مسایل رو از انتخاباتهای قبلی دیده بود،اصرار می کردم که تو انتخابات تقلب شده،اول با آرامش، بعدهم با عصبانیت انگار که می‌خوام ازش بازجویی کنم،بهش می‌گفتم می‌خوام بدونم رای احمدی‌نژاد واقعا چقدر بوده. اولش با آرامش گفت نگاه به تهران و اونهم تازه بعضی از محله ها نکن ، تو تهران هم دکتر زیاد رای آورده . بعد کم کم که عصبانی شد گفت : آخه لامصب ! 100 هزار تا ، 200 هزار تا نه ! اصلا 1 میلیون و دومیلیون رای تقلب شده باشه ، این بابا ۱۱میلیون رای بیشتر از میرحسین آورده . آخه چطوری ؟ اینهم تقلب شده ؟ نگاه نکن دوتا آدم طرفدار موسوی که از سه ماه قبل رییس جمهور رو تخریب می کردند ( نه بگذار بهتر بگم با خاک یکسانش کردند)، حالا ادعا می کنند تقلب شده . اینها می دونستند شکست می خورند . به خاطر همین دو ساعت بعد از تموم شدن رای گیری با وجود اینکه می دونستند رای نیاوردند، اعلام کردند پیروز انتخابات شدند . اینها همه اش نقشه برای به هم ریختن بازیه. تودیگه چرا قبول می کنی ؟

خندیدم.از خنده من عصبانی‌تر شد .گفتم خنده‌م به خاطر باور نکردن حرفات نبود می خواستم بدونم واقعا خبری بوده یا نه. من هم می دونم چه خبره .

یه خرده آروم تر شد و گفت : تو سفر استانی رفتی؟ گفتم : نه پیگری مصوبات رو رفتم . گفت : دیدی که چه کارهایی انجام شده ؟ گفتم : بعضی جاها با دهن باز نگاه می کردم که با این سرعت چطوری ممکنه این کارها انجام شده باشه .

گفت: خوب پس حرف حسابت چیه ؟ من دیروز که این همه سر و صدا و آشوب شد ، واقعا دلم برای این مردم می سوخت که چطوری بازیچه یک مشت سیاستمداری شدند که اونها رو فقط برای رسیدن به منافعشون می خواهند. اگه این آدمهایی که امروز این همه پشت هم بیانیه می دهند ، به فکر مردم بودند ، همین کارهای کوچیک و بزرگ را در روستاها و شهر های دیگه انجام می دادند که حداقل رای بیشتری بیارند. رای احمدی‌نژاد از همین مردم بود چرا نمی خواهید باور کنید که حدود 15 میلیون نفر جمعیت روستایی رو فراموش کرده بودید؟ همیشه که تهرانی‌ها و ساکنین شهرهای بزرگ نباید سرنوشت تمام ایرانیان روتعیین کنند ، بگذارید یکبار هم که شده روستاییان و اقشار محروم و مستضعف و به قول امام (ره) همین پابرهنه ها و زاغه نشینها سرنوشت کشور رو تعیین کنند . مگه همین آدمها نبودند که برای انقلاب خون دادند ؟ حالا شماها هی بگید اصلاحات نیاز به خون داره !

بعد از این مکالمه دارم به این فکر میکنم که چرا گفتند اصلاحات نیاز به خون داره ؟

 دیروز توخیابون ولی عصر بودم دیدم که اتوبوس آتیش زدند ، دیدم که یگان ویژه چطوری بعضی ها رو میزد و مردمی که به تماشا ایستاده بودند، هوشون می کردند . اس ام اس ها قطعه ، دوباره فیس بوک فیلتر شد ، بلاگفا هم دیشب قطع بود . موبایلها هم از دیروز بعداز ظهر قطع بود من از این کارها می ترسم . طعم پیروزی رییس جمهور مردمی بهمون تلخ شد . ولی هر چی فکر می کنم نمی دونم باید سر چه کسی فریاد بکشم ؟ من هم تمام این ها را قبول دارم مردم از اینکه رای شهر‌نشینها و به خصوص بالاشهر‌نشین‌ها زیاد نبوده ناراحتند اما وقتی همین نامزد انتخاباتی میاد میگه بریزید تو خیابونها و اعتراض کنید ، میدونه چه بلایی داره سر مردم میاره ؟ اگه راست میگه ، اگه از نابود شدن رای حامیانش ناراحته، چرا خودش نمیاد تو خیابون ؟ چرا دستور آشوب خیابونی می دهند و تو جلسات سران آشوب‌گری شرکت می کنند و بعد به این فکر نمی‌کنند که سر مردم چی میاد ؟ اینها بودند که ادعای دموکراسی خواهیشون گوش جهان رو کر کرده بود ؟

دیشب حس می‌کردم در زندان بزرگی به نام تهران اسیر شدم. نمی دونستم اینقدر به وسایل ارتباطی عادت کردم . موبایل دستم بود و به هیچ جا نمی‌رسید ،اینترنت سرعت پایینی داشت و عملا قطع بود . سایتها که به زور باز می شد ، چیزی نداشت و از همه مهمتر فیس بوک نازنین فیلتر شده بود. زندان عجیبی بود دیشب این شهر .

ولی باید سر دولتی داد بکشم که می خواست به تمام ایرانیان خدمت کنه و این کار رو هم کرد و متهم به دروغگویی و به اضمحلال کشیدن کشور شد و حالا هم متهم به ضرب و شتم مردم بیگناه ؟

چرا نباید با ریشه ها برخورد بشه ؟ آقای اصلاحات دلم میخواد هر چه فریاد دارم بر سر تو بکشم که خوب ماهیت و ذات دیکتاتور خودت رو نشون دادی. می خوام سر سناریو نویسان آشوب داد بکشم که برای چند روز منو از اولیه ترین حقوقم به عنوان یک روزنامه نگار و به عنوان یکی از شهروندان این شهر محروم کردند .می خوام سر کسانی فریاد بکشم که مردمی‌ترین و خدمت گذارترین رییس جمهور کشورم رو مسخره کردند ، بهش تهمت زدند و دروغگو خطابش کردند. می خوام سر کسانی فریاد بکشم که به خاطر منافع مادی خودشون مردم رو به جون هم انداختند و رنگ سبز رو کردند نماد زیاده خواهی و آشوب طلبی و خروج از حاکمیت . دموکراسی که شما ازش دم می زنید به درد خودتون می خوره نه این مردم. من موندم این مردم چطوری هشت سال اصلاحات رو از یاد بردند که حالا دارند برای جنازه‌اش گریه می‌کنند ؟ 

پ.ن: یکی از دوستانم می‌گفت این بود دولتی که می‌خواستی ؟ تمام راههای ارتباطی رو قطع کرده .منهم جواب دادم ک این بود دولتی که می خواستی ؟ دولتی که با آشوب خیابونی و عربده کشی سر کار بیاد ؟ این بود اون قانونگرایی که ازش دم می‌زدید ؟ حتما توقع دارید دولت هم بنشینه و بعد اعلام کنه آره این مردم ریختند تو خیابون و من هم کشیدم کنار!‌ اون فیس بوک و اینترنت و موبایل هم که همهش باهاش خبر جعلی رد و بدل می کردید و بحران سازی می کردید نوش جونتون !‌ ترا به خدا حداقل یه دلیل محکم برای تقلب تو انتخابات بیارید که دل من هم راضی بشه !

 

 

 

با محوریت آشوب های خیابانی اخیر؛

ظهور کامل «روباه پیر» در لباس «بی بی سی فارسی»

در حالی که این روزها در پی اخلالگری عده ای از اراذل و اوباش در گوشه و کنار پایتخت، همه نگاه ها به خیابان های تهران دوخته شده است، بنگاه خبرپ‍راکنی استعمار پیر به جریان سازی و جهت دهی اغتشاشات خیابانی مشغول است...

هجوم جمع چند نفره «چماق به دست» به اموال عمومی پس از پایان دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری به بهانه اعتراض میر حسین موسوی به نتیجه انتخابات در چند روز گذشته از دیدگاه های مختلف مورد بررسی قرار گرفته است.

اما در این بین بررسی اینکه چه افراد یا گروه هایی از این اغتشاشات خیابانی سود می برند اصلی ترین وجه تحلیل های پیرامون این مساله است.

تقریباً کمتر کسی را می توان پیدا کرد که به میر حسین موسوی رای داده باشد و هم راضی باشد که شیشه بانک ، اتوبوس و ... را جلوی چشمانش با سنگ مورد هدف قرار دهند.

در این میان یک شبکه تلویزیونی وابسته به دولت انگلیس به مثابه پاتوق شبانه روزی طراحان اصلی آشوب های خیابانی تمام وقت به پوشش وسیع حتی آتش گرفتن یک سطل زباله در تهران مشغول است.

بی بی سی فارسی وابسته به سازمان های امنیتی انگلیس که روز انتخابات تمام تلاش خود را برای کشاندن پای واجدین شرایط به پای صندوق های رای به نفع میر حسین موسوی به کار بسته بود دقیقاً مانند شبکه خصوصی آشوب طلبان در این روزها عمل می کند.

خبرنگاران این شبکه انگلیسی هنگام خواندن گزارش های خبر از تهران با لحن احساسی و به طوری که بوی درگیری های شدید خیابانی از صدایشان قابل لمس باشد اوضاع تهران را وحشتناک توصیف می کنند.

تقریباً تمام چهره های وابسته به نامزد شکست خورد انتخابات در مصاحبه با بی بی سی ضمن دردل با شبکه تلویزیونی وابسته به سیا سعی می کنند موج حداقلی اعتراض ها را هدایت کنند.

به نظر می رسد برای توصیف آنچه بی بی سی فارسی در قالب پوشش وسیع آشوب طلبان و چماق به دستان تهران انجام می دهد، عبارت «روباه پیر» کافی باشد.

در پایان این گزارش شایان ذکر است، تاریخ پر از فراز و نشیب ایران به خوبی نشان می دهد افکار عمومی مردم ایران به هیچ وجه به کسانی که با پشت کردن به مردم به بیگانگان روی خوش نشان دهند اعتنا نخواهد کرد و آنها را به زباله دان تاریخ می فرستند

 

 

همه «چیز» تمام شد

و امروز بت قدرت و ثروت برای همیشه شکسته شد و این یک مقطع فراموش نشدنی در تاریخ بعد انقلاب است...

خواب همه شاهزادگان آشفتی                30 سال نگفته را به یک شب گفتی ...

نهال کاشته شده در  3 تیر 84 نهایتا 13 خرداد 88 میوه داد. هرچند معتقدم از این نوع درخت آن قدر باید به دست ملت کاشته شود تا روزی سایه گلستان بر سر همه گسترده شود اما فعلا همین شروع طوفانی غنیمت است ...

  به نظرم با جملاتی که دکتر در مناظره با موسوی گفت، همه چیز تمام شد. دیگر مهم نیست اصلا انتخاباتی به نام 22 خرداد در پیش است یا نه، دیگر مهم نیست نظر سنجی ها چه می گویند، مهم نیست در شهرهای بزرگ و کوچک مردم به چه کسی رای می دهند، مهم نیست سه مهره هاشمی در ادامه انتخابات چه بگویند و چه بکنند، مهم این است که احمدی نژاد الحق نشان داد فرزند حقیقی خمینی (ره) است و گفت آنچه را که باید می گفت ...

 

اینکه دکتر با آرامش یکی یکی از هاشمی و فرزندانش، از ناطق و فرزندش، از صفایی فراهانی و حتی بی- قانونی های همسر کسی که شعار اصلی اش قانون گرایی است! پرده برداشت به نظرم آن قدر ارزش داشت تا اگر کسی امروز از من بپرسد فقط یک کار مثبت احمدی نژاد را بگو با افتخار خواهم گفت: گذاشتن پا به روی دم شیر!

شجاعت احمدی نژاد آن قدر برایم اهمیت دارد که همین یک خصوصیت اش را با هیچ کس عوض نخواهم کرد. شاهکار دکتر در این مناظره نه فقط افشای صریح مفاسد مالی این دوستان که تاکید بر مسایلی از قبیل اشرافی زندگی کردن افرادی همچون ناطق بود که این بسیار شیرین تر از افشاگری های قبلی بود...

کسانی که با معیاری به نام "با امام بودن" خود را صاحب دنیا می دانند و بعد هم انتقاد از خود را به منزله رفتن آبروی نظام و اسلام می دانند! و صدالبته نمی دانند نظامی که آنها آبرویش را تشکیل دهند خیلی زود رفتنی خواهد بود اما این نظام از جنس احمدی نژاد و احمدی نژادی هاست و اسلام پابرهنه ها با اسلام نیاوران نشین ها زمین تا به آسمان تفاوت دارد ...

و البته مانده ام آقای چیز که از همان اول مناظره با صدای زمخت و لرزان خود به چیز چیز گفتن افتاده بود چطو امشب در گل گویی خود و رضایی از بی اخلاقی در مناظره با دکتر گله می کرد و می گفت نباید در غیاب کسی علیه او صحبت کرد! اما فراموش کرده که خودش وقتی می خواست با دروغ و افترا به محصولی دولت پاک احمدی نژاد را زیر سوال ببرد موجب شد تا دکتر هم بگوید آن چه را که یک ملت 30 سال در دل خود ریخته بود ...

حسبنالله و نعم الوکیل این روزها مزه دیگری دارد ...

2 هفته قبل که این پیامک طنز به دستم رسید، هیچ وقت فکر هم نمی کردم به این زودی معنای این طنز، این قدر جدی خود را نمایان کند:

اسامی کاندیداهای ریاست جمهوری اعلام شد:

1. میرحسین هاشمی نسب

2. مهدی هاشمی صفت

3. محسن هاشمی پناه

4 محمود هاشمی شکن

 و امروز بت قدرت و ثروت برای همیشه شکسته شد و این یک مقطع فراموش نشدنی در تاریخ بعد انقلاب است ...

ای آنکه فقط تکیه کلامت "چیز" است

برحذر باش زمحمود که حرفش "جیز" است

 

 

 

اگرچه احمدی کوتاه و ریز است

ولیکن صحبتش گیرا و تیز است

کنون شد بیشتر محبوب دلها

و وضع موسوی هم چیز تو چیز است

دیشب محمود جهاد اکبر کرده

مقصود، جهاد با "اکبر" کرده

این میر که چیز او عیان شد دیشب

انگار که جان فدای اکبر کرده

ای شیر شکوه غرشت را دیدند

آنها که به عزت تو می خندیدند

دیشب همگی به پای روشنگری ات

جز "چیز" جواب دیگری نشنیدند

به آقا زاده ها باجی ندادی

و در راه ولایت ایستادی

عجب تشخیص دادی مصلحت را

که پا روی دم شیران نهادی

 

"م" مثل موسوی

"ک" مثل کروبی

"ر" مثل رضایی

و ابن سه آخرین مکر هاشمی برای حذف احمدی نژادند

اما:

ومکرو مکرالله و الله خیر الماکرین ...

 

 

 

در فضای مسموم شب‌های پایتخت،بوی گند انگلیس به مشام می رسد

ما می دانیم امروز آتش همه آشوب ها از گور صهیونیست بلند می شود و در فضای مسموم شب‌های پایتخت،بوی گند انگلیس به مشام می رسد. همه می دانیم صهیونیست در فکر دست اندازی به منافع دنیا است و همراه با تمام ملت های آزاده و مسلمان و ظلم ستیز جهان ندا سر می دهیم، مرگ بر صهیونیست ...   

جمعی از دانشجویان تهرانی در اعتراض به تحریک رسانه ای انگلیس برای تحریک به آشوب و اغتشاش و حمایت کشورهای اروپایی از این اغتشاش ها در مقابل سفارت انگلیس و فرانسه تجمع کردند.

در این تجمع که با حضور نمایندگان رسانه های داخلی و خارجب برگزار شد،دانشجویان برای نشان دادن اعتراض خود از پلاکاردها و شعارهایی با این مضمون استفاده کردند:"انگلیس بی‌مقدار، دست از سر ایران بردار" "انگلیس دخالت می کند،منافق حمایت می کند""انگلیس حیا کن،آشوبگر را رها کن""لانه روباه پیر،تعطیل باید گردد""انگلیس،آمریکا،پشت صحنه آشوب‌هاو....

تجمع کنندگان در پایان با قرایت بیانیه ای به تجمع خود پایان دادند.

متن این بیانیه به شرح زیر است:

ما دانشجویان مسلمان ضمن اعلام انزجار از دولت فرانسه و انگلیس به خاطر دخالت در امور ایران اعلام می کنیم؛

افرادی که شما آنان را طرفدار جامعه مدنی نامیده اید، عقبه ا ستکباری شما در این کشورند.

آنها هم مثل شما از رای 40 میلیونی ملت شوکه شده اند، ما با صراحت اعلام می کنیم از این حماسه ملت عصبانی باشید و از عصبانیت هم بمیرید.

همه این قدم‌ها و حرکت‌ها برای رسیدن به دولت کریمه مهدی موعود(عج) است و ما می دانیم برای تحقق دولت کریمه او لازم است با مظاهر استکبار و صهیونیسم مبارزه کنیم تا همان گونه که امام راحل گفت آنها را از میان برداریم.

امروز ما می دانیم ریشه همه آشوب ها از گور صهیونیست بلند می شود و در فضای مسموم شب‌های پایتخت،بوی گند انگلیس به مشام می رسد .همه می دانیم صهیونیست در فکر دست اندازی به منافع دنیا است و همراه با تمام ملت های آزاده و مسلمان و ظلم ستیز جهان ندا سر می دهیم، مرگ بر صهیونیست ...

 

 

 

حمله به سطل‌های زباله پاسخ اردوگاه دشمن به حماسه 22 خرداد

یادتان هست بعضی ها برای رادیوهای بیگانه سفره دلشان را باز کرده و در تاریکی چه رجزی می خواندند که اگر نتیجه انتخابات آن گونه که ما می خواهیم نباشد، چنین و چنان می کنیم و هوداران را به خیابان ها می فرستیم   

حسین شریعتمداری در سر مقاله ای در روزنامه کیهان 25 خرداد می نویسد:

حماسه 22 خرداد(بخوانید موهبت بزرگ و الهی آن روز) به اندازه ای عظیم و شگفتی آفرین است و آرزوهای دشمنان بیرونی و دنباله های رانت خوار و قدرت طلب آنان در داخل کشور چنان بر باد رفته است که حمله شبانه مشتی فریب خورده به سطل های زباله کمترین واکنش مورد انتظار از مصیبت دیدگان خارجی و داخلی این رخداد حماسی است. آتش زدن چند سطل زباله و شکستن شیشه های چند خودرو و مغازه اگر چه به هر حال خسارت است و جبران این خسارت ضروری است اما در مقایسه با سیلی محکم و جانانه ای که دشمن از حماسه 22 خرداد دریافت کرد نه فقط نگران کننده نیست بلکه از واقعیت هایی حکایت می کد که شیرین و غرور آفرین نیز هست. اول آن که ضربه 22 خرداد به اردوگاه دشمن بسیار کارسازتر و شکننده تر از حد انتظار بوده است و دوم این که رجز خوانی دشمنان بیرونی و دنباله های داخلی آن ها تا چه اندازه بی مایه و بدون پشتوانه است.

حمله به سطل های زباله در مقایسه با ضربه هولناک 22 خرداد به اردوگاه دشمن یادآور داستان کوهی است که موش زاییده بود کاش "سوانتس سا-آودرا-" نویسنده رمان معروف دن کیشوت در قرن 16 میلادی زنده بود و می دید پهلوان پنبه افسانه ای او که به آسیاب بادی حمله می کرد امروزه دیگر یک موجود افسانه ای نیست بلکه در آغاز هزاره سوم روح دن کیشوت در کالبد برخی از افراد ساده لوح حلول کرده است با این تفاوت که دن کیشوت به آسیاب بادی حمله می کرد و فریب خوردگان کنونی به سطل های زباله در آن ماجرا کاروانسرادار فریبکار برای دن کیشوت ساده لوح آسیاب بادی را دشمن قلمداد می کرد و در این ماجرا برخی از فاشیست های مدعی اصلاحات سطل های زباله را دشمن معرفی کرده و فرمان حمله و آتش می دهند.

یادتان هست بعضی ها برای رادیوهای بیگانه سفره دلشان را باز کرده و در تاریکی چه رجزی می خواندند که اگر نتیجه انتخابات آن گونه که ما می خواهیم نباشد، چنین و چنان می کنیم و هواداران را به خیابان ها می فرستیم و ...

و اما اگر جای نگرانی باشد که هست دلشوره برای برخی از ساده اندیشان زودباور است که نمی دانند در چنبره فریب رانت خواران و مفسدان اقتصادی گرفتار شده اند آن ها در حال فرزندان این مرز و بوم و پاره های تن ملت هستند آنان به فاشیست های پستونشین و مرفهین بی درد پشت صحنه دسترسی ندارند ولی کاش در رفتار برخی اراذل و اوباش اجاره ای که در میدان حاضرند فقط اندکی دقت می کردند تا به وضوح دریابند احساسات خود را پای منافع چه جرثومه های فسادی می ریزند و بالاخره باید از قول سعدی خطاب به آنان گفت:

به قول دشمن، پیمان دوست بگسستی

ببین که از که بریدی و با که پیوستی

 

 

 

وقتی ناله باخت از BBC پخش می شود

اینجا BBC صدای ما را از حلقوم بازنده ها می شنوید   

"رفراندم بین صداقت و کارآمدی، و دروغ و بی کفایتی"  که به خیال خام حضرات مثلاً اصلاح طلب قرار بود با رأی حداکثری ملت به نفع این جریان رنگی تمام شود با حضور پر شکوه، حداکثری و بی سابقه مردم عزیزمان با پیروزی قاطع قهرمان مبارزه با فقر، فساد و تبعیض و پرچمدار پیشرفت و توسعه ایران عزیز ، دکتر محمود احمدی نژاد، همراه شد. رأی حداکثری مردم عزیز ایران به محمود احمدی نژاد که در طول 30 سال گذشته از انقلاب اسلامی بی سابقه بوده است ضربه شدیدی به روح و جسم مافیای قدرت طلب و تمامیت خواه وارد نمود.

 

قدرت طلبان دنیا طلبی که سالهاست خود را تافته جدا بافته می دانند و سهم بسیار زیادی از حقوق مردم را به خود اختصاص داده اند . ویژه خوارانی که در این انتخابات پرشکوه خود را در لوای رنگ پیچیده بودند غافل از اینکه ننگ با رنگ پاک نمی شود.

اما دیروز و در حالی که رسانه ها و کمپانیهای خبری خیر خواه VOA و BBCpersian و.... !!! به دنبال جنجال آفرینی و تشویق به ایجاد آشوب در کشور بودند و البته بهانه آن را بازندگان انتخابات ریاست جمهوری به این رسانه ها داده بودند، تعدادی از وابستگان و سران ستادهای حضرات بازنده با حالتی تحقیر آمیز دست به دامان تلویزیون دلسوز و با صداقت BBC فارسی !!! شدند و در راستای پروژه آشوب و تشنج بعد از باخت مسلّمشان، اقدام به درد دل با سنگ صبور استعمارگر پیر نمودند.

 

هرچند همصدایی جریان بازنده انتخابات با رسانه های بیگانه چیز جدیدی نیست و سالهاست این هماهنگی که دیگر نمی توان آنرا از روی غفلت دانست وجود دارد. فرار برخی از عناصر وابسته به این جریان و حضور آنها به عنوان کارشناس در رسانه های معاند بیگانه، خوراک خبری و برنامه ریزی شده دادن به این رسانه ها و یکسان بودن مواضع، سخنان، تیترها و مطالب، نشان دهنده همکاری آگاهانه این جریان با بد خواهان کشور و ملّت عزیزمان می باشد.

ظاهر سازی و شعارهای زیبا و البته تو خالی این گروه همچون خوردن بادام تلخی می ماند که بعد از آنکه در دهان گذاشته می شود و در لحضات اولیه لذت جویدن آن را حس می کنید اما بناگاه کامتان را چنان تلخ می نماید که گویی تمام تلخی های عالم در وجود شما رسوخ کرده است.

مطمئناً رأی عده ای از مردم عزیزمان به کاندیداهای این جریان نه بخاطر وابستگی آنها به آنسوی مرزها و یا قدرت و ثروت ایشان بوده است بلکه به دلیل شعارهای زیبایی می باشد که ذرّه ای اعتقاد به آن در این گروه دیده نمی شود.

به طور یقین اگر این عناصر از همان ابتدای تبلیغات زود هنگام ریاست جمهوری که سه ماه قبل از برگزاری شروع نمودند وابستگی و پشتگرمی خود به استکبار و نیز تخلفات، قانونگریزی و ثروت اندوزی خود را در پشت ارزشها و آرمانهای انقلاب اسلامی و امام خمینی عزیزمان پنهان نمی نمودند ، حتی به اندازه رأی های باطله هم رأی نمی آوردند.

به هر حال امروز گفتمان امام و رهبری که همان گفتمان انقلاب اسلامی است پیروز شده است و عطر دل انگیز بهار پیشرفت و توسعه در سایه مردم سالاری دینی فضا را پر نموده است، و این حقیقتی است که گلوی زراندوزان و قدرت طلبان دنیا طلب را خواهد فشرد و حقوق مردم را استیفا خواهد کرد.   ان شاءالله

 

 

 

چیزها شما را به فکر نمی‌اندازد؟!

همه لشکر هاشمی؛ پشت سر موسوی

انتخابات سال 84 را یادتان هست؟ انتخابات ریاست جمهوری نهم که از بخش‌های به یادماندنی تاریخ انقلاب اسلامی است، با حضور اکبر هاشمی رفسنجانی و محمود احمدی‌نژاد به مرحله دوم کشیده شد.

جریان اصلاحات که سید محمد خاتمی را در پیشانی خود داشت، در مرحله اول، تمام قد از مصطفی معین وزیر خاتمی حمایت کرده بود. خاتمی با معین عکس گرفت، بیانیه داد و برایش سخنرانی تبلیغی کرد، اما همه حمایت این مجموعه، به علاوه رأیی که به جمع خاموش و این جور تعارف‌های سیاسی نسبت می‌دهند، شد 4 میلیون برگه‌ای که با نام معین داخل صندوق‌ها رفت. می‌گفتند معین رأی نیاورده، چون رأی اصلاح طلبان بین هاشمی رفسنجانی، کروبی، معین و مهرعلیزاده تقسیم شده است. مجموعه رأی این 4 نفر حدود 17 میلیون می‌شد. ماشین حساب‌های اصلاحات در تیتر اول روزنامه‌هایشان از پیروزی قاطع خود در مرحله دوم سخن گفتند.

هاشمی رفسنجانی همه دوستان خود را جمع کرد تا در مرحله دوم پیروز شود. یک هفته فاصله مرحله اول تا مرحله دوم، همه اهل و عیال سیاست‌زده اطراف او را گرفتند. فکر می‌کنید چه کسانی از اکبر هاشمی رفسنجانی حمایت کردند؟ حزب مشارکت، سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی، حزب کارگزاران سازندگی، خانه کارگر، حزب مردم سالاری و ... یعنی تقریباً همین‌هایی که در این دوره به جد و جهد از میرحسین موسوی حمایت می‌کنند.

آدم‌ها چطور؟ مهدی کروبی، سید محمد خاتمی، میرحسین موسوی و عبدالله جاسبی از اصلی‌ترین کسانی بودند که تمام قد پشت سر اکبر هاشمی رفسنجانی ایستادند، اما نتیجه انتخابات،‌چیزی غیر از نظر آنها بود. 17 میلیون نفر به کاندیدای غیر از هاشمی رأی دادند؛ محمود احمدی‌نژاد. هاشمی با جمع همه حامیان حزبی و سیاسی، ‌چهره‌های حاضر و غایب و فهرستی از چهره‌های جریان روشنفکری و مطبوعاتی، فقط 10 میلیون رأی به دست آورد.

چهره‌های مطبوعاتی که روزنامه‌های جریان دوم خرداد را اداره می‌کردند و بیشتر آنها هم اکنون در روزنامه‌هایی کار می‌کنند که جریان وابسته به میرحسین موسوی را تقویت می‌کند، همین 20، 25 روزنامه‌ای که نامزد بی‌پول و بی‌تریبون! از آنها بهره می‌برد.

همین مختصر، سؤال مقدری را خلق می‌کند که چطور «همه حامیان هاشمی» به «همه حامیان موسوی»‌ تبدیل می‌شوند؟

می‌گویند لابد این آدم‌ها به دلیل منافع مشترکشان دور هم جمع شده‌اند و حالا اشتراک منفعت آنها برکس دیگری متمرکز شده است. عده دیگری هم از این سخن می‌گویند که نکند ما با جمع متراکم و به هم پیوسته‌ای طرفیم که بخش‌های مختلف آن، نام‌های متفاوتی برای خود انتخاب کرده‌اند. این هم حرفی است و البته قابل تأمل است.

به همه اینها حضور هاشمی رفسنجانی به جمع حامیان موسوی را هم بیفزایید تا حل معادله کمی ساده‌تر شود. هر کس که فقط چند سال در ایران زندگی کرده باشد، یا رویدادهای سیاسی آن را دنبال کند، متوجه می‌شود که یک حرکت سیاسی از سوی هاشمی رفسنجانی نمی‌تواند بدون نظر به ما به ازای آن صورت گیرد. حضور حسین مرعشی – برادر همسر هاشمی رفسنجانی – فائزه هاشمی، عبدالله جاسبی و عده دیگری از نزدیکان رئیس جمهور دولتی که ادعای توسعه داشت، آیا بدون هیچ چشمداشتی صورت می‌گیرد؟ شما چنین تصوری را باور می‌کنید؟

لشکرکشی دوباره جریانی که در انتخابات سال 1384 از نماد جریان قدرت - ثروت و مبلغان لیبرال – سرمایه‌داری حمایت می‌کرد، برای دفاع همه جانبه از موسوی و حمله به رقیب اصلی، یعنی رئیس جمهوری که مستظهر به آرای مردم است، شما را به فکر نمی‌اندازد؟

 

 

 

 

نوباوه:

نادیده گرفتن 25 میلیون رای اهانت به مردم است

نماینده مردم تهران در خانه ملت گفت: زیر سوال بردن انتخابات آن هم به دلیل شکست در شان نظام ما نیست و طرح چنین مسائلی به معنای نادیده گرفتن 25 میلیون رای و اهانت به مردم است.   

بیژن نوباوه وطن درباره احتمال تقلب در انتخابات با وجود این همه اختلاف فاحش آراء و همخوانی نداشتن طرح چنین مسائلی اظهارداشت: هیچ کسی حق ندارد که بگوید در انتخابات تقلب شده است اگر دلیل و یا سندی مبنی بر این گفته خود دارند چرا ارائه نمی دهند؟

وی ادامه داد: اصل بر مبرا بودن انتخابات از این مسائل است الا آنکه خلاف آن صادر شود برخی ابتدا بدون هیچ شکایت و یا ارائه سندی شروع به تشویش اذهان عمومی کردند.

نماینده مردم تهران در مجلس شورای اسلامی تصریح کرد: نتیجه انتخابات درست است و ادعاهای اواخر برخی از نامزدها به این معنا است که آنها حتی به نمایندگان خود در پای صندوق های رای هم اعتماد ندارند به هر حال مغلوب در انتخابات معمولا از این حرف ها زیاد می زند.

وی درادامه با بیان اینکه طرح اینگونه حرکات و مسائل که به دلیل شکست همه چیز را زیر سوال می برند در شان نظام ما نیست، خاطرنشان کرد: نادیده گرفتن 25 میلیون رای اهانت به مردم است .

نوباوه افزود: باید به مردم یاد دهیم که اگر اعتراضی دارند قانونی عمل کنند چرا باید شیشه بشکنند یا بانک آتش بزنند، کسی که مدعی است باید بدون هوچی گری دلیل خود را بیان کند.

 

 

روانبخش:

آقای هاشمی به اراذل و اوباش دل بسته اند

عضو هیات علمی موسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی(ره) اظهار داشت: فکر می کنند جمعیتی که شال سبز به گردن انداختند و پارچه سبز به دست گرفتند، همگی حاضر به همراهی آن ها در مقابله با نظام و انقلاب هستند، در حالی که این یک اشتباه بزرگ است، رای مردم رای به شعارهای آقای موسوی بود، که گفته بودند اصلاح طلبی هستم که همواره به اصول مراجعه می کنم، رای به نخست وزیر امام ، نخست وزیر دفاع مقدس و کسی که در فیلم انتخاباتی از مراجع تقلید امام و رهبری هزینه کرد، بوده است.   

قاسم روانبخش، دبیر سیاسی هفته نامه پرتو تصریح کرد: به نظر می رسد بعضی از آقایان از کاندیداتوری در انتخابات دنبال مطالب دیگری بودند و برای چیز دیگری خود را آماد کرده بودند و اینطور القا می کردند که پیروز قطعی انتخابات هستند و با حرکاتی که در تبلیغات انتخابات انجام دادند و تخریب سنگین دکتر احمدی نژاد و دولت نهم و اینکه رسانه های خارجی هم آنان را رهبری می کردند، توقع پیروزی قطعی داشتند.

وی اظهار داشت: از طرف دیگر با موج سبزی که به اصطلاح خودشان درست کرده بودند، دنبال انقلاب های مخملی بودند، که در برخی کشورهای دنیا به وقوع پیوسته بود، تا به وسیله تحریک احساسات و عواطف مردم در شرایط سیاسی چه پیروز شوند و چه شکست بخورند، انقلاب مخملی را محقق کنند.

روانبخش افزود: حالا که در انتخابات شکست خوردند و گام اول برداشته نشد، در صدد برداشتن گام دوم هستند.

وی تصریح کرد: فکر می کنند جمعیتی که شال سبز به گردن انداختند و پارچه سبز به دست گرفتند، همگی حاضر به همراهی آن ها در مقابله با نظام و انقلاب هستند، در حالی که این یک اشتباه بزرگ است.

وی تاکید کرد: آقای موسوی به جای تبریک به آقای احمدی نژاد با سخنرانی و بیانیه در حال تحریک عواطف مردم است تا آن ها را در برابر نظام و دولت قرار دهد؛ از همین جا نتیجه می گیریم که از اول دنبال این مطالب بودند و دنبال پیروزی و انتخاب برای رییس جمهور شدن نبودند.

روانبخش اظهار داشت: اگر از طریق آراء می توانستند غلبه پیدا کنند، همانطور که در برخی اظهاراتشان گفته اند، در پی حمله به جایگاه ولایت فقیه بودند و حالا که موفق به کسب آراء نشدند، می خواهند با تحریک عواطف مردم، وارد عمل شوند.

وی افزود: آقای موسوی که کاندیدای مردم بوده اند و آقای هاشمی که پشت صحنه را دارند، نباید اشتباه کنند، آرای 14 میلیون به آقای موسوی رای مخالفین نظام و انقلاب نبوده است ،بلکه رای به شعارهای آقای موسوی بود که گفته بودند اصلاح طلبی هستم که همواره به اصول مراجعه می کنم، رای به نخست وزیر امام ، نخست وزیر دفاع مقدس و کسی که در فیلم انتخاباتی مراجع تقلید امام و رهبری را هزینه کرد، مردم فکر می کنند که آقای موسوی همان انقلابی سابق است و این آراء براین اساس است.

وی تاکید کرد: البته بخش بسیار کمی از آرای ایشان آرایی است که دنبال مطالب دیگری هستند که در حد آرای آقای کروبی است آرای آقای کروبی، آرای واقعی اصلاح طلبان است که از آرای باطله هم کمتر بود.

روانبخش تصریح کرد: آقای میر حسین موسوی با توجه به اینکه تمام گروه های اصلاح طلب از او حمایت می کردند، آرای خودشان آرای کمی است در انتخابات شورای سوم و انتخابات مجلس هشتم به وضوح شاهد عدم استقبال مردم از اصلاح طلبان بودیم.

وی تاکید کرد: آقای موسوی نباید دلخوش کند که با آرای 14 میلیونی می تواند مقابل نظام بایستد، اکثریت کسانی که به ایشان رای داده اند، طرفدار نظام هستند.

وی گفت: دیشب در یزد شاهد بودم که حامیان موسوی با گرفتن پرچم در دست به حامیان احمدی نژاد پیوستند و شعار برادری دادند.

وی تصریح کرد: تعدادی اراذل و اوباشی که آقای موسوی و هاشمی به آن ها دل بسته اند و منتظر هستند که در خیابان ها با آشوب تکلیف کار را روشن کنند، شبیه جریان 18 تیر است، حضور مردم در صحنه روز 23 تیر ماه تمام توطئه ها را خنثی کرد.

وی افزود: اگر مقام معظم رهبری اشاره بکنند، مجموع آرای 5/24 میلیون نفری و اکثریت آرای 14 میلیونی آقای موسوی و دیگر کاندیداها، پای کار هستند و مهلت به اوباش و اراذل نمی دهند بلکه خود مردم کار را یکسره می کنند.

روانبخش با اشاره به این موضوع که آقایان موسوی و هاشمی نباید دل به اغتشاشات اراذل و اوباش خوش کنند، خاطرنشان کرد: آقای هاشمی دوره قبل هم وقتی احمدی نژاد رای آورد بعد از 2 هفته یک پیام داد که شکایت به خدا می برم، جبهه گیری ایشان از آن زمان تا به حال مشخص است در حال حاضر هم ایشان است که نمی گذارد موسوی درست فکر کند، اگر به خود آقای موسوی بود در انتخابات شرکت نمی کرد، همانطور که در انتخابات دوم خرداد 76 و انتخابات نهم شرکت نکرد در این انتخابات هم برخی ایشان را به صحنه آوردند، حالا هم می خواهند از پشت صحنه، صحنه گردانی کنند.

 

 

 

حمله اغتشاشگران در فضای سایبر به ایرنا و فارس

افراد اغتشاش گر به بهانه جلوگیری از اطلاع رسانی صحیح، صریح و شفاف خبرگزاری جمهوری اسلامی (ایرنا) و فارس را مورد هجوم گسترده هکر ها و خرابکاران اینترنتی قرار دادند.   

به دنبال اعلام نتایج رسمی انتخابات ریاست جمهوری و اقدامات برخی آشوب گران در سطح کشور در مخالفت با نتیجه انتخابات، این بار این افراد به بهانه جلوگیری از اطلاع رسانی صحیح، صریح و شفاف صبح امروز خبرگزاری جمهوری اسلامی (ایرنا) و فارس را مورد هجوم گسترده هکر ها و خرابکاران اینترنتی قرار داده و برای ساعاتی فعالیت های رسانه ای این دو خبرگزاری مهم را متوقف کردند.

این اقدامات آشوب گرانه در ادامه حملات اغتشاشگران به فضای اینترنت است.لازم به ذکر است هم اکنون این مشکل رفع شده است.

 

 

نگاهی تحلیلی به اغتشاشات اخیر و پشت پرده آن

صف آرائی در برابر «انقلاب سوم»

«جریان تجدیدنظرطلب» که زیست آلوده خود را در گرو وجود بستری عالی منصب که مستعد سوءاستفاده می باشد، می داند، نهایت سعی خود را می کند که قواعد بازی را بهم بزند تا از ولادت مولود مبارک «انقلاب سوم» جلوگیری کند؛ انقلابی که سمت و سوی مبارزات انقلابیون را به فاز «مواجهه صریح با اشرافی گری و ثروت اندوزی مقامات» می کشاند...

مقدمه:

از بررسی مجموعه تحولات صحنه سیاسی کشور، بخوبی درمی یابیم که جریان شکست خورده در انتخابات 22 خرداد، علیرغم تحرکات بی سابقه اش در این انتخابات، نتیجه بسیار دور از انتظاری را اخذ نموده که پذیرش وضعیت جدید و تمکین به رای بی سابقه ملت به دکتر احمدی نژاد را با «سکته چندین ساله سیاسی» خود در آینده برابر می داند؛ لذا طبیعتا به هر اقدامی برای تغییر صحنه دست می زند تا شکست خود در انتخابات را از طریق «لابی و فشار» جبران نماید، امری که در کشورهای غربی- به عنوان قبله فکری جریانات داخلی- برای جبران شکست دمکراتیک، کاملا مرسوم بوده و استفاده از گروه های فشار برای همین شرایط، عینا تجربه شده می باشد.

متغیر اصلی تحقیق: انقلابات مخملین

متغیر فرعی تحقیق: ساختارشکنی و قانون گریزی

بیان مساله :

مطالعه موردی پدیده انقلابات رنگین در کشورهای مختلف بلوک شرق سابق، تحلیلگران را به این نکته رهنمون می سازد که اگر در اثر غفلت عوامل محافظت کننده سیستم، بحران های اجتماعی، بدون سپری نمودن «مرحله انتظامی»، مستقیما وارد «فاز امنیتی» شوند، منجر به وقوع تحولی ساختارشکن به نام «انقلابات مخملین» می گردند.

در انتخابات اخیر ریاست جمهوری برای اولین بار، «جریان دگراندیش» با استفاده از فرصت «الزامات ایام تبلیغاتی» به تحرکاتی دست زد که در سایر ایام قادر به انجام آن نبود.

 

با عنایت به اخبار متعدد رسانه ها درخصوص تحرکات کمیته کذایی موسوم به «کمیته ایکس» و همچنین نامه «بی سابقه» هاشمی رفسنجانی به رهبری که بار تهدیدی آن کاملا محسوس بود، تحلیل رخدادهای اخیر تهران «وضعیت غیر عادی» بخود گرفته، بنحوی که تمرکز رسانه ای دشمنان انقلاب برای دامن زدن به فتنه و تداوم «درگیری های خیابانی» فراتر از اعتراض جمعی از طرفداران یک کاندیدای شکست خورده به شمار می رود.

لیکن با عنایت به خیابانی بودن این تحرکات این جریان و تجربه «ناتوانی آنها برای کنترل و هدایت بحران های خودساخته»، تداوم اینگونه اغتشاشات خیابانی، بستر مساعدی برای زیست اغتشاشگران، غوغاسالاران معاند و ضدانقلاب فراهم گردیده است.

درچنین شرایطی پاسخ به دو سئوال ذیل، ذهن تحلیلگران را به خود معطوف داشته است:

1- علت بروز نامدنی ترین رفتار سیاسی از سوی جریان دوم خرداد بعنوان مدعیان جامعه مدنی چیست؟

2-  چرا جریان تجدید نظر طلب به طرز بی سابقه ای به «انتحار سیاسی» می پردازد؟

این نوشته بدنبال واکاوی علت ظهور رفتارهای کاملا «غیر مدنی» و مخالف با عرف و باورهای مردم- که درعین حال مخالف دستاوردهای توسعه سیاسی است-  از سوی جریان دوم خرداد به عنوان مدعیان و مباشران داخلی «توسعه سیاسی» می باشد.

 

توطئه سقط ناکام «انقلاب سوم» !

«جریان تجدیدنظرطلب» که زیست آلوده خود را در گرو وجود بستری عالی منصب که مستعد سوءاستفاده می باشد، می داند، نهایت سعی خود را می کند که قواعد بازی را بهم بزند تا از ولادت این مولود مبارک جلوگیری کند، اما در واقع، خلق حماسه 40میلیونی 22خرداد نشان داد که تمامی تلاش ها برای سقط «انقلاب سوم» شکست خورده است و جریان تجدید نظر طلب بایستی مناسبات خود را با این پدیده نوظهور تنظیم نماید.

از این رو صرف نظر از دلایل ورود جریان تجدید نظر طلب به فاز مبارزات غیرمدنی، پیدایش اینگونه رخدادها، موید وقوع «انقلاب سوم» از سوی مردم قهرمان ایران می باشد که باید آن را به فال نیک گرفت.

اگر در انقلاب نخست، رهبران نهضت بدنبال مبارزه با استبداد متکی به اجانب بودند و در انقلاب دوم، دانشجویان پیرو خط امام(ره)، انقلاب را وارد فاز مقابله صریح با استکبار جهانی به سرکردگی امریکا نمودند؛ این خیزش سوم انقلاب، سمت و سوی مبارزات انقلابیون را به فاز «مواجهه صریح با اشرافی گری و ثروت اندوزی مقامات» می کشاند. امری که نهایتا باعث واکسیناسیون انقلاب و زدودن آفات انقلابیون قبلی خواهد شد.

 

دلایل ورود جریان تجدید نظر طلب به فاز مبارزات غیرمدنی

1- تغییر ذائقه گفتمانی مردم

شاید بتوان عمده ترین دلیل رفتارهای نابهنجار سیاسی جریان شکست خورده در انتخابات دهم ریاست جمهوری را در عبارت ذیل جستجو کرد؛ از آنجائی که تغییر فاحش ذائقه گفتمانی جامعه از «توسعه سیاسی» مطروحه توسط سران جبهه مزبور و کلیدواژه پرکاربرد آنها یعنی «آزادی لیبرالی» برای خود طراحان کاملا ملموس بوده و دل زدگی مردم از شعارهای بی پایه و بورژوایی آنان را به عینه احساس می کنند، لذا به مقابله با گفتمان جایگزین می پردازند، گفتمانی که تحت عنوان «عدالت» ریشه در فرهنگ دینی مردم داشته و با بهره گیری از کلیدواژگانی نظیر «مقابله با فساد و تبعیض» و  بویژه گزاره حساسیت برانگیز آن یعنی «مبارزه با مفاسد اقتصادی»، توانسته است اقبال خوب توده های مردم را جذب نماید، بنابراین نخستین دلیل اقدامات هیجانی و غیر عقلایی جریان شکست خورده را می توان بطور خلاصه چنین بیان نمود:

«ترس از تغییر ذائقه گفتمانی مردم از توسعه سیاسی و ابرکلیدواژه آن یعنی آزادی لیبرالی به سمت گفتمان عدالت با کلیدواژه حیاتی آن یعنی مبارزه با مفاسد اقتصادی»

2- نامتناسب بودن راس و بدنه هرم قدرت تجدیدنظرطلبان:

به نظر می رسد درک این واقعیت نیازمند اثبات های پیشرفته تئوریک نباشد که «توان بالای مالی هرم ساختاری تجدیدنظرطلبان ازسویی و نامتناسب بودن این توان مالی بادآورده با بدنه اجتماعی و عقبه مردمی آن از سوی دیگر، باعث شد تا «راس این هرم قدرت» به همراه «ساختار شکل گرفته آن» بر بدنه نحیفش سنگینی بکند و نهایتا موجبات سقوط این کاخ برافراشته بر گرده مردم را فراهم نماید.»

حال طبیعی است که جریان مزبور برای کسب رای اعتماد مجدد مردم باید این «ناتناسبی» را به نحوی جبران نماید، بدین منظور دو راه بیشتر فراروی این جریان نیست؛ یا باید از وزن سنگین مالی راس هرم خویش بکاهند که در حکم «مرگ اقتصادی» آنان خواهد بود و یا اینکه دربرابر برنامه های دولت برای اصلاح ضریب جینی و کاهش فاصله طبقاتی راس و بدنه سر تسلیم فرود آورد و دست از کارشکنی بردارد، که در این صورت با ایجاد چهره ای کارآمد از دولت فعلی بر فهرست حامیان این دولت افزوده شده و در نتیجه از اطرافیان آن جریان مقابل کاسته خواهد شد و این هم «مرگ سیاسی» این جریان را بدنبال خواهد داشت.

پس کاملا طبیعی است که با چوبی که هر دو سر آن برای آنها شکست بدنبال دارد بازی نکنند و در این فضا به تغییر صحنه بازی روی آورند تا بلکه از شکست بگریزند. رفتارهای قانون گریزانه این جریان در سطح خیابان های تهران از این دغدغه نشات می گیرد!

 

این جریان با تمام جوسازی های رسانه ای و شانتاژهای بی پروایی که صورت داد نتوانست توده مردم را از مشاهده عینی دستاوردهای متعدد دولت خدمتگذار بازدارد و نهایتا این بدنه سنگین مردم بودند که بر راس مالی سنگین جریان تجدید نظر طلب فائق آمدند.

از این رو دومین دلیل رویگردانی این جریان از رفتارهای قانونی و چرخش  به سمت نافرمانی مدنی ریشه در این واقعیت دارد که:

«راس هرم تجدید نظر طلبان به لحاظ مالی ،بطور ملموسی بر بدنه اجتماعی سابق آنان سنگینی می کرد و این ناتناسبی آن هرم را ناچار به فروپاشی کشانید.»

 

3-سوخت شدن «بازیگر ذخیره»

سومین دلیل برای رفتارهای قانون گربزانه امروزین جریان استحاله طلب به این واقعیت برمی گردد که بواسطه افشاگری های کاندیدای پیروز –دکتر احمدی نژاد-پرده از ارتباطات پشت پرده «بازیگردان پنهان» با یکی از کاندیداها که درواقع «بازیگر ذخیره» جریان مقابل در طی سالیان متمادی بوده است، برداشته شد و با این کار جبهه ای متحد از طیف وسیعی از چهره های سیاسی تشکیل شد که یک سر آن به شخص آقای «هاشمی رفسنجانی» با عقبه ای از اطرافیان ایشان اعم از کارگزاران سازندگی و جاسبی و ... ختم می شد و یک سر دیگر آن سر از چهره های برانداز کنفرانس برلین و مطرودین نظام اعم از گروهک نهضت آزادی و ... در می آورد.

طبیعی بود که طیف به این گستردگی با وجود بهره مندی از توان بالای لجستیکی افرادش از یک «مساله» بنام «دافعه مردمی برخی از چهره های شناخته شده آن» رنج می برد. واقعیتی که در آن زمان مورد توجه جریان دوم خردادی در این انتخابات بود و بر اساس آن واقعیت سعی می نمودند برخلاف روزهای اولیه تبلیغات انتخاباتی از «آفتابی شدن» این چهره های «رای سوز» در اطراف کاندیدای خود جلوگیری کنند.

در چنین شرایطی کاملا طبیعی است که قبول شکست در این انتخابات به منزله اعلام پایان حیات سیاسی این چهره ها و یا در بهترین شرایط «اعلام سکته سیاسی» چندین ساله آنان تلقی می شد که چون هر دو نتیجه، مطلوب این «چهره ها» نیست فلذا با بهره گیری از عناصر میدانی خود دست به «آتش فشان خیابانی» می زنند.

از همین منظر است که می توان گفت دلیل عدم ورود خاتمی به میدان مبارزات انتخاباتی با هدف تعویض جای خود با «بازیگر ذخیره» و جبران ایثار قبل از دوم خرداد وی نبوده بلکه با هدف حفظ «چهره خود»  از تخریب همراهی با چهره های فوق الاشاره صورت گرفته تا در آینده، بستر مناسبی برای «رهبری اصلاحات» و ساماندهی فعالیت های سیاسی جریان همفکر خود در انتخابات آتی مجلس را توسط محمد خاتمی فراهم آورد، امری که با شکست سنگین دیگر شیخ مدعی رهبری اصلاحات در این انتخابات، برای وی کاملا میسر گردیده است.

 

4- حفظ ارتباط میدانی با سمپات ها:

به هرحال حضور برخی فرصت طلبان در قدرت در طی برخی سال ها، بستری را برای سازماندهی بخش قابل توجهی از سمپات های هیجانی و هواداران احساسی توسط آنان فراهم کرده است. این هواداران بدلیل برخورداری از سطح پایین تحلیلی و  تعلق به لایه احساساتی جامعه، از ثبات رای برخوردار نبوده و تعلق خاطری عمیق به جریان تجدیدنظرطلب ندارند. از اینرو همواره در معرض «وارونگی فکری» و برگشتن از آشفته بافی های رهبران خود به متن حرکت اصیل جامعه می باشند.

بنابراین لیدرهای این جریان به اتفاقاتی نیاز دارند تا این قبیل افراد طرفدار خود را در صحنه نگه داشته و ارتباط میدانی خود را با آنان حفظ نموده باشند. بدیهی است که  صحنه شکست سنگین و با فاصله چندین میلیونی در انتخابات، تاثیر بسیار نامطلوبی بر روی این سمپات ها می گذارد. لذا کاملا طبیعی است که اندیشمندان جریان رقیب به شورش های خیابانی و اغتشاشات دامن بزنند تا اولا برای عناصر لمپن و سمپات های احساسی خود «خوراک هیجانی» فراهم کنند و ثانیا با بهره برداری از خونی که احتمالا از این افراد قانون شکن ریخته بشود اسطوره ای بسازند و «خونی که برای اصلاحات لازم بود» را تدارک بینند!

فراموش نکنید که ازنظر طراحان و متفکران جریان برانداز در ایام قبل از انتخابات، این «خون» حتی می توانست خون یکی از مدعیان جدی رهبری این جریان در قضیه بمب گذاری هواپیمایی مسافربری باشد! چه برسد به مشتی فریب خورده احساساتی.

توجیه شکست بی سابقه در انتخابات شگفتی ساز ریاست جمهوری دهم برای «هواداران خیابانی» و حفظ ارتباط با آنان بمنظور استفاده در شرایط آتی با هر ابزاری که امکان دارد صورت می گیرد. در روزگاری نه چندان دور، این عده را با افسانه «خواب یک ساعته» به خواب می برند و در شرایطی دیگر با کلیدواژه «تقلب دولت در انتخابات»! اما دریغ از ارائه یک سند برای ادعاهای این جماعت.

 

5- شکستن تابوی حاکمیت دوگانه!

رای 85درصدی مردم به نظام و انتخاب فردی که بر شعارهای برگرفته از مفاهیم دینی خود اصرار می ورزد و  دعای معروف «عجل لولیک الفرج» را حتی در فرصت محدود چند دقیقه ای تبلیغات تلویزیونی خود همواره تکرار می کند، بیانگر مجلس ختم تئوری «حاکمیت دوگانه» می باشد.

جریان برانداز که تلاش چندین ساله ای را یرای القای بافته های ذهنی خود در رابطه با دوگانگی حاکمیت نموده بود با مشاهده آرای 39میلیونی مردم به نظام و انتخاب نزدیکترین شعار به شعارهای اصیل انقلاب از میان شعارهای داده شده، تمامی رشته های خود را درباره وجود حاکمیت دوگانه در ایران «رشته شده» می بیند. این پدیده به حدی برای این افراد سنگین است که با خاتمه یافته تلقی نمودن حیات سیاسی تفکرات خود، دست به «انتحار سیاسی» بزنند.

 

6- ارتقای کارآمدی دولت دهم شکست بزرگتری را برای رقیب رقم می زند

یقینا «ارتقای کارآمدی دولت» و «افزایش اقبال مردم به تفکر اصولگرایانه دولت» دو عاملی است که اثر تشدیدی «رزنانسی» برهم داشته و افزایش یکی، فزونی دیگری را بدنبال خواهد داشت.

برای اولین بار در تاریخ ایران اسلامی، احمدی نژاد موفق شد آرایی بسیار بالاتر از آرای دور اول خود را در دور دوم کسب کند. این واقعه علاوه بر اینکه از رای اعتماد بی نظیر بدنه ملت به وی حکایت دارد تمامی تخریب های صورت گرفته از سوی مخالفان وی را پاسخی کوبنده داد.

بی شک این پشتوانه عظیم مردمی شرایط مناسبی را برای نامزد برگزیده فراهم می کند تا در تعامل با دوست و دشمن از موضع « قدرت و اقتدار ملت» ظاهر شود. تنها در این صورت است که این دولت با بهره گیری از این عقبه مردمی بی نظیر خود، دست به «کارهای بزرگی» بزند که در عین ارتقای کارآمدی دولت مکتبی، فضا را برای زیست رانت خواران، غوغاسالاران و فریبندگان مردم تنگ نماید.

در چنین شرایطی دولت موفق خواهد شد تا شعارهای خود را با بهره برداری از ظرفیت ایجاد شده عملی نماید. این امر درصورت تحقق آن فضای غیر قابل تحملی را برای جریان تجدیدنظرطلب فراهم می کند و از اینروست که در آغاز پیروزی مردم فهیم ایران، آن عده بجای تمکین به رای تاریخی ملت، با مانع تراشی های پیش پا افتاده و سنگ اندازی پیش پای دولت، درصدد انتقام از ملت برآمده اند. تخریب وحشیانه اموال عمومی -که متعلق به عموم مردم است- توسط بدنه اجتماعی جریان تجدیدنظرطلب با هدف انتقام از ملت صورت گرفته است.

 

7- احساس از دست رفتن اهرم های قدرت و ثروت جریان تجدیدنظرطلب

تحقق شعارهای دولت که با استقبال گسترده مردمی مواجه شده حیات برخی مفسدین را به خطر انداخته است.

مبارزه با ویژه خواهی باندهای فساد سرشناس، پدیده ای نیست که به مذاق رخی ها خوش آید. فرضیه ای که در این باره قابل طرح است این است که این عده که از هزینه های سنگین تبلیغات کلان مساله دار خود طرفی نبسته اند، خواستار برپایی فضایی اغتشاشی اند تا بلکه بتوانند بخشی از اندوخته ناحقشان را که ثروت ملی مردم مستضعف می باشد به «آن سوی آب» منتقل نمایند. و الا این قوم را چه به «آتش فشان بازی»!

در فراز پایانی این مقاله به برخی نکاتی که در عرصه ریشه های خارجی تحرکات تجدیدنظرطلبان به چشم می خورد اشاره می نماییم:

 

نکاتی از ریشه های خارجی تحولات اخیر:

 

1- مطالعه الگوی غربی انقلابات رنگین یا مخملین نشان می دهد تکیه گاه محوری این نوع پدیده های اجتماعی بر روی دوش طبقه نیمه مرفه باصطلاح «نئوبورژوا» می باشد.

این طبقه با برخورداری از خاستگاهی شهری و بهره مند از سطح رفاهی مطلوب در نمونه های رخ داده از انقلابات مخملین مورد استفاده طراحان این قبیل تحولات اجتماعی واقع شده اند.

در اتفاقات اخیر کشورمان نیز مطالعه تفکیکی آرای واریز شده محلات گوناگون و شهرهای با ثروت متفاوت، نشان می دهد جریان تجدیدنظرطلب رویای استفاده از این لایه برای مقابله با آرای میلیونی احمدی نژاد را در سر می پروراند.

 

2- تاریخ ایران مملو از مداخلات و خیانات دول غربی و بویژه انگلستان است. از این رو این دولت «رکورددار نفرت ایرانیان» از یک دولت مداخله گر اجنبی بوده و بالاترین میزان نفرت ایرانیان را بخود اختصاص داده است.

سابقه سیاه این استعمارگر پیر در تحریف گفتمان عدالت خواهانه ایرانیان درجریان انقلاب مشروطیت توسط «شارژدافر» همسر سفیر وقت بریتانیا در ایران در یکصد و دو سال قبل و کودتای آمریکایی- انگلیسی 28مرداد 1332 برعلیه مردم ایران از اذهان مردم ایران پاک نمی شود.

با این همه برای اولین بار در تاریخ انقلاب اسلامی ، این دولت منفور بطور کاملا علنی برای کمک به یک جریان سیاسی در وسط معرکه رقابت های انتخاباتی وارد شد و سعی نمود با فریب افکار عمومی در زمینه افتضاح ملوانان متجاوزش به آب های ایران - که با پاسخ کوبنده فرزندان غیور ملت مجبور به عذرخواهی شدند – عملا به نفع یک جریان سیاسی وارد شود. متاسفانه آن جریان سیاسی، حریم منافع ملی را نگه نداشت و در موارد متعددی –که این فقط یک نمونه آن بود- با اجانب همراه شد.

 

3- غول های رسانه ای مدعیان دمکراسی و رای مردم در غرب درحالی که داعیه قانون گرایی، جامعه مدنی و  رجوع به رای مردمشان گوش فلک را کر کرده است، «نامدنی ترین رفتار» مشتی قانون شکن که در مقابل رای مردم صف آرایی کرده اند را تحت واژه « تقلب» - که امتحان خود را برای خدمت به منافع نامشروع غرب در انقلابات رنگین،پس داده است – با آب و تاب انعکاس می دهند.

 

 نتیجه گیری:

 

این انقلاب را غربی ها نشناخته اند، همانگونه که مردم انقلابی ایران را، جیره خواران مکاتب غربی نخواهند شناخت؛ هم از اینروست که با تمام سرمایه گذاری های میلیاردی آنها رای مردم برخلاف خواست غربی ها به تداوم «حیات عزتمندانه تحت رهبری ولی فقیه» بسیار رساتر از ادوار پیشین به فریاد برخاسته است. آنان که گوش خود را بسته اند فقط این فریاد را نخواهند شنید نه اینکه این فریاد ابدی را خاموش توان کردن!


 
comment نظرشريف شما ()
 
 







اللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِهِ في هذِهِ السّاعَةِ وَفي كُلِّ ساعَةٍ وَلِيّاً وَحافِظاً وَقائِدا ‏وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَك َطَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فيها طَويلاً