آخرین اخبار و اطلاعات تا این ساعت (27)

موج قانون در فضاي مجازي فعال شد;

راه‌اندازي پايگاه اینترنتی براي شكايت از ميرحسين موسوی

در پي برگزاري دادگاه برخي سران آشوب‌طلب اصلاح طلب در جريانات اخير، پايگاه مجازي "جنبش مردمي ايران عليه قانون گريزي ـ موج قانون " به طور خودجوش و با هدف شكايت از ميرحسين موسوي بر روي خط اينترنت قرار گرفت.

پايگاه مجازي "جنبش مردمي ايران عليه قانون گريزي ـ موج قانون براي شكايت از ميرحسين موسوي نامزد شكست خورده انتخابات دهم رياست جمهوري راه‌اندازي شد.

صفحه اصلي، متن شكوائيه، يادداشت روز، اخبار بخش‌هاي اصلي پايگاه مجازي "جنبش مردمي ايران عليه قانون گريزي ـ موج قانون " را تشكيل داده‌اند برپايه اين خبر در بخش شكوائيه اين سايت آمده است:

 

"بسمه تعالي

حضرت امام خميني (رحمه الله عليه) حفظ نظام اوجب واجبات است.

متن شكوائيه آحاد مردم از مشوقين به قانون گريزي

 

دادستان محترم کل کشور

سلام عليكم

با احترام ، اينجانب، از نامزد خاص دهمين دوره‌ي انتخابات رياست جمهوري

آقاي ميرحسين موسوي خامنه كه به طرق مختلف:

اعم از حضور فعال ، صدور بيانه ، سخنراني و ... ، باعث تشويق افراد به اردو كشي خياباني و نتيجتاً آشوب شورش، تخريب اموال عمومي و خصوصي، مجروح كردن و كشتن هموطنان بي‌گناه، ‌برهم زدن امنيت عمومي خصوصاً مزاحمت‌هاي ديرهنگام شبانه، افترا و توهين و هتك حرمت اشخاص حقيقي و حقوقي و مسئولين، ‌اخلال در نظم، آسايش و عمومي، ايراد خدشه بر حيثيت نظام در سطح بين‌الملل، ممانعت از كسب و كار مغازه‌داران خيابان‌ها به جهت ايجاد رعب، خوف وحشت و اصرار بر استمرار آن، آتش افروزي، اتلاف اموال عمومي و خصوصي شده‌اند، همچنين از طراحان و فرماندهان پشت صحنه راهپيمايي‌ها و تجمعات و اقدامات غير قانوني و خشونت آميز و ضد مردمي كه به بهانه‌ي تقلب در انتخابات و تمكين نكردن به قانون ، پس از انتخابات حماسه بزرگ 22 خرداد ، از تاريخ 23/3/1388 لغايت تاريخ امضاي اين شكايت نامه در سطح وسيع ، گسترده و حجيم به راه انداختند مستندا به مواد 498، 610،609،698،618، 186،187،687،689،203،208،615،675 قانون مجازات اسلامي و ساير قوانين و مقررات مربوط به موضوع ،‌شكايات دارم . خواهشمند است نسبت به تعقيب كيفري متخلفين و قانون شكنان آشوبگر و معرفي آنها و احقاق حقوق از دست رفته‌ي اينجانب ، دستور عاجل صادر فرماييد. "

 

فرم ثبت شكايت از ميرحسين موسوي در موج قانون

 

همچنین در این سایت آمده است:

دریا مظهر عظمت، پاکی، صداقت و اقتدار است و موج نمادی از خشم آن.انسان ها به مثابه قطره هایی زلال می مانند که هر چند مجموعه ای از آن ها همانند رود خروشانی به سوی مجموعه ای متحد و بزرگ همچون دریای عظیم ملتی واحد سرازیر می گردند و هیچ کس نمی تواند در دریای همدلی و یگانگی انسان ها خللی ایجاد کند مگر اینکه دریا با موج خشم ونفرت خود کشتی طغیان گرش را منهدم و نابود سازد. اگر چه صبر دریا زیاد است و عمر طوفان کم ... سیل رای های پاک ملت ایران خانه های پوشالی دشمنان را با خود شست و بار دیگر جلوه ای از دریای همدلی و یکپارچگی مردم ایران به وسعت چهل میلیون رای و بیش از 85% واجدین شرایط را در حضور جهانیان به منثه ظهور گذاشت. این قدرت نمایی وابسته به رنگ و شخص و حزب و گروه نبود. سبز و سفید و قرمز پرچم مقدس جمهوری اسلامی ایران موسوی احمدی نژاد رضایی یا کروبی را نمی شناخت. دریای عظیمی که روز 22 خرداد از حضور چهل میلیون من در قالب یک «ما»ی بزرگ ایجاد شد غرور آفرین و دلپذیر بود اما حیف و دو صد حیف که عده ای از قبل از انتخابات جشن همدلی مردم ایران را دستخوش تمایلات خود نمودند و بعد از انتخابات هم سعی کردند با طرح همان شبه هایی که از قبل بر طبلش می کوبیدند دریای غرور ایرانیان را خدشه دار کنند. و ما امروز با گذشت حدود یک ماه از خلق این حماسه بزرگ از خود می پرسیم که مگر اینان با دستگاه وحی در ارتباط بودند که از قبل از انتخابات تشکیل کمیته صیانت از آراء را در دستور کار خود قرار دادند و از احتمال وقوع آشوب و فوران آتشفشان های درون سینه خبر دادند؟نمی دانیم چه شد که عده ای از درون همین نظام بر کشتی تمایلات بی منطق خود سوار شدند و مرزهای قانونی را شکستند و زیر بار نصیحت هیچ مشفقی نرفتند و صد البته که می خواهیم بدانم ناخدایان این کشتی ازآقای موسوی گرفته تا... با چه دلیل و منطق و نیتی حدود و صغور دریای عظیم ملت ایران را شکستند و این چنین برای دشمن داخلی و خارجی بستر آشوب و جنایت را فراهم ساختند. َما گرچه آقای موسوی را فرزند نظام و انقلاب می دانیم اما با اعلام شکایت از ایشان موج قانون تشکیل می دهیم تا کشتی سواران گسیخته از مرزها را به ساحل قانون بازگردانیم. باشد که خیر خواهی و حق طلبی مردم به پاخاسته و شاکی نمادی از قانون مدارَی مردم و مسئولین در داخل و خارج از کشور باشد.

«با شکایت از آقای میرحسین موسوی و حامیانش به موج قانون بپیوندید.»

 

 

 

 

هيلاري كلينتون اصلاح‌طلبان را تحسين كرد

وزير امور خارجه آمريكا لحظاتي پس از مراسم تحليف رئيس جمهوري ايران اصلاح طلبان را تحسين كرد.

به نقل از خبرگزاري فرانسه، "هيلاري كلينتون " كه براي سفر دوره‌اي به قاره آفريقا رفته است در نايروبي پايتخت كنيا تحسين خود از مخالفان اصلاح طلب محمود احمدي نژاد رئيس جمهوري ايران را ابراز كرد اما در عين حال گفت كه واشنگتن بر سياست تعامل خود استوار خواهد ماند.

وزير امور خارجه آمريكا با حمايت آشكار و علني از آشوب‌ها در ايران تاكيد كرد: ما تشكر مي‌كنيم و اين مقاومت و تلاش‌هاي مداوم اصلاح طلبان را تحسين مي‌كنيم.

با اين همه كلينتون گفت كه انتخاب مجدد احمدي نژاد آمادگي واشنگتن براي تعامل با ايران را تغيير نخواهد داد.

 

 

رئیس جمهور شدن احمدی نژاد «واقعیت» است

کلینتون در اظهارات خود مخالفان احمدی نژاد و معترضان به نتایج انتخابات را تحسین کرد و گفت :ما به این «واقعیت» توجه داریم فردی که سوگند یاد کرده است رئیس جمهور ایران محسوب می شود..

هیلاری کلینتون وزیر خارجه آمریکا با تاکید بر تغییر نکردن سیاست امریکا در قبال تحولات ایران گفت :ما به این «واقعیت» توجه داریم فردی که سوگند یاد کرده است رئیس جمهور ایران محسوب می شود.

خبرگزاری فرانسه در این زمینه نوشت : کلینتون در اظهارات خود مخالفان احمدی نژاد و معترضان به نتایج انتخابات را تحسین کرد .

وزیر خارجه آمریکا که در یک تور هفت روزه به قاره آفریقا سفر کرده اندکی پس از مراسم تحلیف احمدی نژاد در جمع خبرنگران در نایروبی اظهار داشت: "ما ادامه مقاومت و تلاش های جاری برای ایجاد تغییراتی که مردم ایران شایسته آن هستند را تحسین می کنیم."

 

کلینتون در عین حال گفت: انتخاب مجدد احمدی نژاد به ریاست جمهوری ، سیاست واشنگتن برای گفت و گو با ایران را تغییر نخواهد داد."

 

وزیر خارجه آمریکا در این خصوص گفت: "سیاست ما تغییر نکرده است. ما به این «واقعیت» توجه داریم فردی که سوگند یاد کرده رئیس جمهور ایران محسوب می شود."

 

کلینتون افزود: "ما همچنان در سیاست خود مبنی بر اینکه مذاکره با ایرانی ها روی میز قرار دارد، شفاف هستیم."

 

احمدی نژاد طی سخنانی در مراسم تحلیف ریاست جمهوری با تشریح طرح های آینده خود در مورد سیاست خارجی گفت: "همچنان به مقاومت و پایداری در برابر قدرت های زورگو ادامه خواهد داد.

 

 

 

ستاد موسوی در دبیرخانه شورای انقلاب فرهنگی

پیش از این گزارشهایی مبنی بر بی توجهی کارشناسان و مدیران این شورا در رابطه با تاکیدات مقام معظم رهبری در رابطه با مسائل مختلف فرهنگی منتشر شده بود.عدم پی گیری منویات مقام معظم رهبری در مسائل مختلف فرهنگی به حضور مدیران ناهماهنگ و اصلاح طلب این شورا مربوط است.

برخی از مدیران ارشد و معاونین دبیرخانه شورای عالی انقلاب فرهنگی با استفاده ابزاری از عنوان شورا برای یکی از نامزدهای انتخاباتی تبلیغ می کردند.

برخی مدیران دبیرخانه شورای عالی انقلاب فرهنگی با سمت و عناوین اجرایی و مدیریتی خود برای ستاد موسوی فعالیت تبلیغاتی داشتند. بر همین اساس گفته می شود این افراد که در سمت های مهم دبیرخانه شورا حضور دارند ،دارای گرایش تند سیاسی هستند.

 

برخی کارشناسان معتقدند که عدم پی گیری منویات مقام معظم رهبری در مسائل مختلف فرهنگی به حضور مدیران ناهماهنگ و اصلاح طلب این شورا مربوط است. پیش از این گزارشهایی مبنی بر بی توجهی کارشناسان و مدیران این شورا در رابطه با تاکیدات مقام معظم رهبری در رابطه با مسائل مختلف فرهنگی منتشر شده بود.

 

به نظر می رسد در دولت دهم لازم است برخی مدیران این نهاد جهت اهداف فرهنگی این دولت تغییر کنند. عدم تغییر چندین ساله در عقبه شورای اصلی انقلاب فرهنگی و حضور ماندگار و چندین ساله مدیران و کارشناسان فرهنگی دولت اصلاحات در دبیرخانه این شورا باعث شده است،بسیاری از وظایف اصلی این شورا در توجه به تاکیدات فرهنگی مقام معظم رهبری روی زمین بماند واقدام موثری در جهت اصلاح فرهنگی کشور و برنامه ریزی در جهت اهداف فرهنگی دولت اصول گرا صورت نگیرد.

 

در همین رابطه بسیاری از کارشناسان معتقدند بخش زیادی از ضعف فرهنگی دولت نهم به کم کاری شورای انقلاب فرهنگی و عقبه کارشناسی آن در دبیرخانه مرتبط است.

 

 

 

مسجد ضرار، كانون شيطان

نویسنده وبلاگ "خبرنگار اصولگرا" به بررسی تارخی مسجد ضرار پرداخته است:

 

ضِرار به معنی زیان رسانیدن تعمّدی است. و آیات 107 تا 110 سورة توبه اشاره به ماجرای مسجد ضرار می کند، که خلاصة آن به شرح زیر است : در سال نهم هجری گروهی از منافقان که به ظاهر مسلمان بودند، نزد پیامبر(ص) آمدند.

 

و عرض کردند که به ما اجازه دهید که مسجدی در میان قبیله بنی سالم (نزدیک مسجدقبا) بسازیم. تا افراد ناتوان و بیمار و پیران از کار افتاده در آن عبادات خود را انجام دهند، و نیز در شبهای بارانی که گروهی از مردم توانایی آمدن به مسجد شما را ندارند، فریضه نماز را آنجا انجام دهند.

 

این زمانی بود که پیامبر(ص) با گروهی از مسلمانان عازم جنگ تبوک بودند. پیامبر(ص) به آنها اجازه دادند. آنها از پیامبر(ص)تقاضا کردند که شخصاً بیایند و در آن مسجد نماز اقامه کنند. پیامبر(ص) فرمودند : "من عازم سفرم، هنگامی که بازگشتم، به خواست خدا چنین خواهم کرد.

 

پس از بازگشت پیامبر از تبوک، آنها مجدداً نزد پیامبر (ص) آمده و تقاضای خود را مبنی بر اقامه نماز در مسجد آنها توسط پیامبر(ص) تکرار کردند. و این هنگامی بود که هنوز پیامبر(ص) وارد دروازه های مدینه نشده بود. دراین هنگام فرشته وحی نازل گشت، و آیات 107 تا 110 سورة توبه را بر پیامبر (ص) وحی کرد، و پرده از اسرار کار آنها برداشته شد.

 

بدنبال این وحی آسمانی، پیامبر(ص) دستور دادند که مسلمانان مسجد مزبور را آتش بزنند، و بقایای آن را نیز ویران کنند. (1) قرآن کریم در این باره می فرماید : "والذین التخذوا مسجداً ضِراراً و کفراً و تفریقاً بینَ المؤمنین و اِرصاداً لِمَن حارَبَ اللهَ و رسولَهُ مِن قبل و لَتَحْلفُنَّ إن ارَدْنا إلا الحسنی و الله یشهدُ إنَّهم لَکاذبون" (2) یعنی "کسانی هستند که مسجدی ساختند برای زیان(به مسلمانان) و تقویت کفر و تفرقه میان مؤمنان، و کمین گاه برای کسی که با خدا و پیامبرش از پیش مبارزه کرده بود، آنها سوگند یاد می کنند که نظری جز نیکی و خدمت نداشته ایم، اما خداوند گواهی می‌دهد که آنها دروغگو هستند." "لا تَقُمْ فیه ابدا..." یعنی "هرگز در آن قیام (و عبادت) مکن... ." (3) "لا یَزالُ بنیانُهُمُ الذی بَنَوْا ریبةً فی قلوبهم إلا أن تقطَّع قُلُوبُهُم واللهُ علیم حکیم" (4) یعنی " این بنایی را که آنها کردند، همواره به صورت یک وسیله شک و تردید در دلهای آنها باقی می ماند؛ مگر اینکه دلهایشان پاره پاره شود، (و بمیرند، و گرنه از دل آنها بیرون نمی رود). و خداوند دانا و حکیم است."

 

اما این منافقان چه کسانی بودند؟ قبل از هجرت پیامبر( از مکه به مدینه، فردی بود به نام ابوعامر که از راهبان مسیحی و از عبّاد و زهّاد به شمار می رفت. و در میان قبیلة خزرج از نفوذ وسیعی برخوردار بود.

 

هنگامی که پیامبر( به مدینه هجرت کرد، و مسلمانان گرد او را گرفتند، و در جنگ بدر بر مشرکان پیروز شد، ابوعامر که خود روزی از بشارت دهندگان ظهور پیامبراسلام( بود، اطراف خود را خالی دید؛ از اینرو به مبارزه با اسلام برخاست.

 

از مدینه به سوی مشرکان مکه رفت، و برای جنگ با پیامبر از آنهاکمک خواست؛ و حتی در غزوة احد علیه مسلمانان وارد عمل شد. پس از جنگ احد به سوی فرمانروای روم، هرقل رفت و از او برای مبارزه با پیامبر اسلام کمک خواست.

 

و از طرفی به هواداران خود در مدینه نیز نامه نوشت، که بزودی با لشکری از سوی هرقل به سمت مدینه خواهد آمد، و لازم است که منافقان مدینه کانونی را جهت فعالیتهای آتی او در مدینه برای او آماده کنند.

 

هواداران او نیز چون نمی توانستند علناً خواسته خود را تحقق بخشند، به بهانه ساختن مسجدی برای بیماران و پیران، نیّات شوم خود را عملی ساختند. اما وحی الهی نازل گشت، و خیانت آنها آشکار گردید.

 

شاید اینکه پیامبر( قبل از رفتن به تبوک با آنها مخالفت نکرد،‌ بدان جهت بود که وضع کار آنها روشن تر شود. و از طرفی شاید نمی‌‌خواست فضای آرام مدینه در آن اوضاع و احوال دچار تشنج شود.

 

با توجه به آیاتی که در این باره نازل گشته، معلوم می گردد که منافقان با این عملشان، در واقع می خواستند مقدمات نابودی پیامبر اسلام و دین او را فراهم کنند، در میان صفوف مسلمانان ایجاد تفرقه کنند، و کانونی جهت فعالیتهای ضداسلامی خود فراهم کنند.

 

داستان مسجد ضِرار درسی است برای عموم مسلمانان در هر عصر و دورانی، که هرگز نباید ظاهربین و سطحی نگر باشند، و فریب افراد به ظاهر حق به جانب را بخورند.

 

و چهرة نفاق و منافق در هر رنگ و لباسی ممکن است ظاهر شود، حتی در لباس طرفداری از قرآن و مسجد؛‌ و مخالفین اسلام ممکن است در لباس دین بر ضد دین فعالیت کنند.

 

موضوع اتحاد میان مسلمانان بقدری اهمیت دارد، که حتی اگر ساختن مسجدی در کنار مسجدی دیگر موجب تفرقه و پراکندگی مسلمانان گردد، مسجد تفرقه ‌اندار نامقدس است؛‌خانه خدا نیست، بلکه کانون شیطان است.

 

منابع و مآخذ:1. تفسیر نمونه، جلد 8، ص 1342. سوره مبارکة توبه/‌آیه 1073. سوره مبارکة توبه/‌آیه 108 سوره مبارکة توبه/‌آیه 110

 

 

 

درخواست نمايندگان براى دستگيرى موسوى

عضو كميسيون امنيت ملي مجلس با اشاره به اينكه تاكنون افراد رده‌هاي چندم توطئه اخير بعداز انتخابات، ‌ دستگير و دادگاه برايشان تشكيل شده است، ‌ گفت: ‌ درخواست برخي نمايندگان براي دستگيري و رسيدگي به اتهامات موسوي جدي است و از جمله مواردي بود كه به دادستاني انتقال داده شد. محمد كرمي‌راد نماينده مردم كرمانشاه با اشاره به جلسه روزگذشته كميسيون امنيت ملي و كميته رسيدگي به وضعيت بازداشت‌شدگان با مرتضوي رئيس دادستاني تهران و گزارش وي به اين كميته اشاره كرد و افزود: ‌ در اين گزارش افراد بازداشت شده به سه دسته تقسيم مي‌شوند؛ گروه اول افرادي هستند كه در كف خيابان‌ها آمدند و ناآگاه بودند. گروه دوم منافقان سازمان يافته‌اي بودند كه اسناد و مدارك سازمان‌يافتگي آنها به دست آمده است. دسته سوم طراحان و عوامل فتنه داخلي بودند كه بعضي از افراد آنها بازداشت شده‌اند و تاكنون اعترافاتي را هم داشته‌اند.

 

 

 

سردبیر فرهیختگان بازداشت شد

رضا نوربخش سردبیر روزنامه فرهیختگان دیروز بازداشت شد.

ماموران، پس از بازرسی منزل وی به همراه «نوربخش» به محل کار وی رفته و پس از بازدید و گفت وگوی کوتاه وی را بردند.

 

 

 

بازداشت مدیر عامل سابق ایسنا

مديرعامل سابق خبرگزاري ايسنا با حکم دادگاه انقلاب بازداشت شد. ميرحميد حسن زاده که در حال حاضر مشاور مديرعامل ايسنا است در جريان انتخابات مدير سايت قلم نيوز بوده است. گفته مي شود علت دستگيري او نيز همکاري با اين سايت است. اين دستگيري در محل خبرگزاري ايسنا انجام شده و کامپيوتر دفتر وي نيز توسط ماموران برده شده است. حسن زاده که مديريت سايت قلم نيوز را پيش از اين تحويل داده بود، از دوستان نزديک ابوالفضل فاتح بنيانگذار ايسنا و رئيس کميته تبليغات و اطلاع رساني ستاد ميرحسين موسوي است.

 

 

 

همه مردان محمد خاتمی

متهمان پروژه‏ي براندازي و کودتاي مخملي در دادگاه؛ آيا در خواب هم مي‏ديديد که اين چهره‏ها را روزي در لباس زندان و در دادگاه ببينيد؟ چه بر سر اين‏ها آمده است؟ آيا همين‏ها تا چند سال پيش حلقه‏ي نخست اطرافيان دومين مقام رسمي کشور را تشکيل نمي‏دادند؟ آيا پيش از اين، اين چهره‏ها را در قامت مسؤوليت‏هايي چون معاون رئيس‏جمهور، معاون وزير، مشاور رئيس‏جمهور، سخنگوي دولت و... نمي‏شناختيم؟ آيا اين‏ها همگي مردان رئيس‏جمهور نبودند؟

با يک جستجوي ساده در اينترنت مي‏توانيد عکس‏هاي فراواني از همين چهره‏ها در کنار رئيس‏جمهور سابق پيدا کنيد؛ البته با اين تفاوت که در آن عکس‏ها اين چهره‏ها بر خلاف اخم امروز، لبخندي مليح بر لب دارند و برعکس لباس زندان، لباس‏هاي فاخر پوشيده‏اند. اين چهره‏ها همگي به مثابه‏ي فلش‏هايي هستند که متهم اصلي را نشان مي‏دهند. بايد پيش از آنکه دير شود متهم اصلي را بازداشت کرد و در دادگاه صالح محاکمه نمود و به سزاي خيانت‏هايش رساند. اين انتظار به حقّ امت حزب‏الله از قوه‏ي قضائيه‏ي جمهوري اسلامي ايران است.

 

 

 

بهزاد نبوی:

به موسوی خیانت نمی کنم!!!

روز دهم مرداد، نخستين جلسه دادگاه علنى برخى سران اصلاحات كه در آشوب سازى ها و اغتشاش آفرينى هاى اخير نقش داشتند، در حالى برگزار شد كه ابعاد مختلف آن از تناقض هاى جالبى پرده برمى دارد.

آنچه كه در اين ميان باعث شگفتى شد، اظهارات محمد عطريانفر عضو شوراى مركزى حزب كارگزاران بود كه تصريح كرد بهزاد نبوى عضو ارشد سازمان مجاهدين انقلاب هر چند به طور كامل اذعان و قبول دارد كه در اين انتخابات هيچگونه تقلبى صورت نگرفته و انتخابات با سلامت انجام و اعلام نتيجه شده، ولى با اين حال هنگامى كه به ايشان مى گوييم كه شما نيز بياييد و اين مطلب را جلوى جايگاه و تريبون بگوييد، قبول نمى كند و مى گويند: «من نمى خواهم با اين حرف به ميرحسين خيانت كنم.»!! ضمن تعجب فراوان از منطق نبوى در اين باره ، چند نكته را در رد اين شيوه و منش و طرز منطق وى بيان مى كنيم:

1- در تعاليم ناب شرع مقدس اسلام و تصريحات «قرآن كريم»، بدترين توبيخ و نكوهش از كسانى شده كه با وجود اينكه حق را مى بينند، آن را كتمان كرده و مخفى مى دارند (و من اظلم ممن يكتم شهادهً الله؟! و تكتمون الحق و انتم تعلمون؟! و .....) . جا دارد ايشان در فراغ بال و به عنوان توفيق اجبارى كه در بازداشتگاه حاصل آمده، لااقل به رسم مسلمانى، برخى مضامين قرآنى را يك بار ديگر مرور بفرمايند .

۲- همچنين در دين مبين و شرع مقدس ، احاديثى از معصومين ( عليهم السلام ) وارد شده كه « وفاى به بى وفا» را نابجا و نكوهيده معرفى كرده است. شايد گفته شود كه ربطش به موضوع چيست ؟! مى خواهيم عرض كنيم كه آقاى ميرحسين موسوى، بنا بر مشاهدات از واكنش ها و اقدامات ايشان و تطبيق آنها با عقل و تدبر، نمى توانند - لااقل طبق آنچه در اين ماه هاى اخير و مسائل و حوادث آن از ايشان ديديم - انسان موصوف به صفت وفايى باشند ! چرا؟ زيرا به زعم ماشخصى كه مصالح كشور را در نظر نگيرد و قاصرانه يا مقصرانه، تشويق به اغتشاش كند و هموطنانش را «دشمن شاد» سازد و با وجود صحبت از فوايد و محاسن قانون و رهبرى و تشويق به اطاعت از آنها، خود سعى در دور زدن آنها و تخلف از الزاماتشان داشته باشد و شخصى كه آرامش ملتش را، در تلاش براى رسيدن به پست و مقام چند روزه خودش ، به خطر اندازد و كسى كه در مواقع حساس، منافع كشور و هم كيشان و هموطنان را فداى «خواست و هواى شخصى» خود كند، چگونه مى تواند ذائقه روح و باطنش از شهد «وفا» شيرين شده باشد تا بى وفايى به او را خيانت تلقى كرد؟!!

۳- و در نهايت، شايد بد نباشد اگر به طنز و كنايه به اين اشخاص بگوييم كه اين آقايان، اگر نمى خواهند صفت زيباى وطن پرستى را از بزرگمردانى - كه خود كشور ما از ايشان كم ندارد… الگوبردارند، حداقل، آن را از اين وزير اعظم امپراتور «بويو» در سريال «جومونگ» ياد بگيرند كه به رغم ايرادات وسيع شخصيتى و حكومتى كه دارند، باز هر جا كه تعارضى ميان نفع كشور بويو و نفع و رضايت اربابشان (امپراتور «گومو آ» يا وليعهد «تسو» كه وزير اعظم ياد شده جيره خوار ايشانند ) پيش مى آيد به جد بر موضوع اهم يعنى «نفع كشور» مى ايستد و وفاى به «شخص» را در اينجا قلم مى گيرند!

به آقاى نبوى مى گوييم كه شما اگر مى خواهيد همچنان بر - به زعم باطل خودتان - « وفا ! » به آقاى موسوى ماندگار بمانيد و تنها تا اين قدر و حد اندك از خرد و انصاف بهره جسته ايد كه وفاى به يك نفر - تاكيد مى شود تنها يك نفر- هم حزبى ( هر چند او را برحق نيز ندانيد !) را بر وفاى به عموم ملت و خوشايند او را بر نماياندن حق بر ۷۰ ميليون حق طلب و تشنه حقيقت ترجيح مى دهيد، خود دانيد و كاملاً مختاريد! ولى آيا بهتر نيست اين وفاى توهمى را در شكل تلبس به لباس محافظى (باديگاردى) ايشان نشان دهيد و به عبارتى، صرفاً از جسمتان مايه بگذاريد و نه از زبان و انديشه اثرگذار ولى در گرو وفايتان ؟!! و لااقل به خاطر حفظ حرمت هم ميهنانتان و جلوگيرى از به انحراف كشاندن مجدد اذهان پاك عموم اصلاح طلبان واقعى جامعه - كه هم هموطن ما و شمايند و هم جهت دهى فكر و ذهنشان امانتى سنگين در دست موضعگيرى ها و سخنان شماست - ( و با وجود اين تقيد بيهوده به وفاى باطلى كه از شما به يك شخص با رويكرد باطلش ديده مى شود ) از فكر در راس بودن و در ديد قرار داشتن مجدد در كارهاى حزبى و سياسى كارى گسترده دست برداريد كه اين ( با توجه به خصلت ياد شده شما ) ، مسلماً به نفع شما و عموم اذهان پاك مخاطبان شما و كشور است!

 

 

 

دستپاچگی مجمع روحانیون مبارز

 

 

مجمع روحانيون مبارز در واكنشي انفعالي نسبت به اولين جلسه دادگاه حوادث اخير به تكرار حرف هاي رسانه هاي بيگانه و دشمنان آشكار نظام پرداخت.

در بيانيه مجمع كه روز گذشته منتشر و مورد استقبال رسانه هاي ضد انقلاب نيز واقع شد، براي فرار به جلو و تحت الشعاع قرار دادن اظهارات متهمان در اولين جلسه دادگاه، ادعا شده است اين اظهارات زير فشار شكنجه بوده و وجاهت قانوني ندارد.

مجمع كيفرخواست مطرح شده در دادگاه را به زعم خود شبيه مقالات كيهان و كيهان را روزنامه اي فاسد خواند و در ادامه مدعي شد اين كيفرخواست مباني حقوقي نداشته و محكمه پسند نيست.

فارغ از توهين بي ادبانه مجمع به يك رسانه، ظاهرا آقايان توجه نكرده اند كه آنچه در اولين جلسه دادگاه خوانده شد كيفرخواست عمومي بوده و هريك از متهمان كيفرخواستي جداگانه دارند كه در وقت مقرر براساس آن محاكمه خواهند شد.

مجمع در بيانيه خود، ضمن مظلوم نمايي از عناصر برانداز و معارض نظام به عنوان چهره هاي خدوم و سرشناس ياد مي كند كه سه دهه در خدمت آرمان هاي انقلاب و نظام بوده اند.

در حالي كه رهبر معظم انقلاب، مسئولين دلسوز و مردم كشور همصدا و همدل خواستار آرامش و امنيت در كشور هستند، مجمع در اين بيانيه با تكرار ادعاي دروغ «تقلب در انتخابات» خواستار شروع دور جديدي از التهابات در كشور شده است. شنيده شده است كه يكي از نگراني هاي اصلي اعضاي مجمع اين روزها نگراني از افشاگري متهمان عليه برنامه هاي مخفي آنها و خصوصا برخي اعضاي مجمع است كه تا به حال همواره حاشيه امنيت داشته اند.

 

 

 

 

بزارید به هل دادناشون خوش باشند

مطلع شدیم همسر آق مهدی هاشمی بهرمانی آقازاده گرانقدر حضرت آیت الله علی اکبر هاشمی بهرمانی رفسنجانی! رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام ، رئیس مجلس خبرگان رهبری و امام جمعه موقت تهران و... در میدان ونک در جمع اغتشاشگران دستگیر شده و بعد از آنکه کسی برای ضمانت این بانوی محترم برای آزادی از بازداشتگاه پیدا نشده کمیته امداد! محل ضمانت بانوی محترمه را تقبل کرده ووی از بازداشتگاه به فاصله یک صوت ! آزاد شده است.

من نمی دانم این مسئولین امنیتی کشور چرا دست از سر این خانواده قانونمدار بر نمی دارند تا آنها به زندگی آرام و بی سرو صدای خود ادامه بدهند.

آخر این چه نوع پاسداری از امنیت کشور است؟! بنده خدا این خانم چه کرده بود که باید بازداشت می شد؟! جز اینکه قصد داشت از خیاطی نزدیک ونک پارچه های دوخته شده اش را تحویل بگیرد ! خوب تقصیر او چه بوده که درست در همان نقطه ای که خیاطی وجود داشت تصادفا اراذل و اوباش هم ریخته بودند بیرون! خوب این کارها بده باور کنید آخر نداره حتی عاقبت هم همینطور!

چند روز پیش هم فائزه خانم خواسته بودند یک فلافلی بخرند و تو رگ بزنند که باز سرو کله نیروهای امنیتی پیدا شده و بازداشتش کرده بودند! خوب این کارها چه معنی می تونه بده ؟! من که سر در نمی اورم اصلا نمی دونم خود این مامورهای کلانتری وقتی گرسنه می شوند ساندویچ نمی خورند؟! یا اگر می خورند کسی می آد بهشون بگه چون ساندویچ می خورید پس بازداشتید؟!

خوب هر روز از این خبرها می شنویم دیگه ؟

زشته عزیز من زشته زشته زشته!

درست همان روز این حاج مهدی کروبی خودمان وقتی از خیابان شهید بهشتی رد می شدند یک عده می ریزند دور ماشینش وسوت و کف می زنند و می گند حاج مهدی باید ... خوب شما اگه جای او بودید چه کار می کردید؟! حاجی کروبی هم یک آدمیه که به دیارفانی اعتقاد داره و میدونه باید یه روزی این دیار باقی! را ترک کنه ، مجبور می شه پیاده بشه و نصیحتشون کنه دیگه ! اصلا چرا نمی گین به خاطر همین نصیحتهای کروبی بود که چندتا سطل آشغال از عنایت مخملی ها جان سالم به دربردند.

حالا یه خبر گزاری پا می شه تیتر می زنه که حاج کروبی می خواست آنها را تحریک کنه؟!

این چه نوع خبررسانیه ؟ مگه کروبی چی به آنها گفته بود جز اینکه تا اخر باهاتون هستم ادامه بدهید!

معنی جمله کروبی را نمی دونید چرا الکی برای بنده خدا حرف در می آورید من نمی دونم شما در دیار فانی چه جوابی برای کروبی خواهید داشت !؟ در صورتی که کروبی منظورش چیز دیگری بود وقتی می بینه یه عده جوون دارند یک ماشین شهروندی که وسط خیابان خراب شده را کنار خیابون هل می دهند می خواهد به آنها روحیه بده می گه : ادامه بدهید من تا آخر باهاتون هستم ! دیدید حالا؟! کجای این تحریک بود؟!

بس کنید دست از سر این جماعت بردارید بزارید به این هل دادناشون خوش باشند!.

 

 

 

 

آقاي علي مطهري بخواند

آقاي علي مطهري طي مقاله اي در روزنامه اعتماد ملي كوشيده بود سخنان آيت الله جنتي در نماز جمعه تهران را نقد كند. آيت الله جنتي در نماز جمعه هفته گذشته تهران، دعوت كنندگان مردم به تجمعات غيرقانوني و برگزاركنندگان اين تجمعات را مقصر خون هاي ريخته شده طي هفته هاي گذشته دانسته و خواستار برخورد با آنها شده بود. آقاي علي مطهري در مقاله خود اين بيان آيت الله جنتي را- با عرض پوزش از آقاي جنتي-با سخن معاويه در جنگ صفين مقايسه كرده است كه چون از او پرسيدند چگونه گناه بزرگ كشتن عمار صحابه عزيز پيامبر را پاسخ خواهد داد گفت عمار را من نكشتم، قاتل او علي است كه او را با خود به جنگ آورد!! آقاي مطهري استدلال آقاي جنتي را به سخن معاويه شبيه دانسته و از همين طريق به زعم خود بطلان آن را نتيجه گرفته است!

هرچند آقاي علي مطهري داراي سوابق ارزشمند اصولگرايانه است اما متأسفانه بايد گفت: ايشان طي ماه هاي گذشته بنابه دلايلي كه ضعف بينش سياسي خوشبينانه ترين تلقي در اين باره است به وادي اظهارنظرهاي دشمن شادكن و استدلال هاي سخيفي ازاين قبيل افتاده اند، پس لاجرم بايد اندكي از حقيقت را بازگفت.

حقيقت ساده اي هست كه ظاهراً عجله در ناسزاگفتن به اركان نظام مجال توجه به آن را از آقاي مطهري ستانده است. آن حقيقت هم اين است كه ميان علي(ع) و معاويه فرقي هست كه نه ايشان و نه هيچ كس ديگر را ياراي انكار آن نيست و آن هم اين است كه علي(ع) در آن قتال به طلب حق برخاسته و در موضع حق ايستاده بود و حال آنكه معاويه كفر و نفاق را نگهباني مي كرد. عمار ياور علي(ع) در جبهه حق بوده و لذا آنها كه دست خويش به خون او آلودند جز گمراهان و كفار نبودند. اگر علي(ع)- العياذ بالله- بر باطل بود و به قصد صدمه به حق و عدل گام در ميدان نهاده و امثال عمار را هم با خود همراه كرده بود، بلي استدلال دشمن او صحيح بود كه عمار را علي(ع) كشته چون- نستجير بالله- او را گمراه كرده و با خود به مهلكه كشانده است! كشف مغلطه نهفته در سخن معاويه هنگامي ميسر است كه داوري خود درباره تشخيص حق از باطل در ميداني كه علي و معاويه دو سوي آن ايستاده بودند را در ارزيابي ادعاي معاويه لحاظ كنيم والا نگاه مكانيكي به اين صحنه طبعاً نتيجه اي جز آنچه دلخواه معاويه به عنوان دشمن بزرگ اسلام بود نخواهد داشت. اكنون هم وضع بر همان منوال است. بلي، اگر آقاي موسوي و دوستانش به طلب حقي برخاسته بودند و در اثبات ادعاي بزرگ خود دليلي در دست داشتند و ظلمي بر آنها رفته بود، گناه همه برخوردها با كساني بود كه «طالبان حق» را مورد هجوم قرار مي دهند. اما آقاي مطهري خود خوب مي داند و علناً هم گفته است كه موسوي در اين ميدان حقي ندارد و آنچه ادعا مي كند باطلي پوچ و بي اساس بيش نيست. كسي حقي از موسوي ضايع نكرده و ظلمي در حق وي روا نداشته است. در اين وضع وقتي او لجاجت مي ورزد، مردم را تحريك مي كند و با جوسازي و فريب به خيايان ها مي كشاند، اگر در اين ميانه صدمه اي به كسي وارد شد مسئول كيست؟ آنكه به دفاع از جان و مال مردم در مقابل اوباش و اشرار اجير شده به خيابان آمده و سينه سپر كرده يا آن كه مردم را به كلمه باطل خوانده و از پي خود به صحنه اي كشانده كه ضرر دنيا و آخرت آنها در آن است؟ به راستي چه كسي مستحق سرزنش است و خيانت در كدام سو آغاز شده است؟ آقاي مطهري اگر توجه مي كرد كه چه كسي در موضع حق ايستاده و چه كسي در موضع باطل در دام چنين استدلالي نمي

/ 0 نظر / 107 بازدید