بسياری از راي‌ دهندگان به شما، راي خود را پس گرفتند

جمعي از دانشجويان حامي موسوي خطاب به وي:

بسياری از راي‌ دهندگان به شما، راي خود را پس گرفتند

جمعي از دانشجويان دانشگاه هاي تهران که از ميرحسين موسوي در انتخابات حمايت کرده بودند، طي نامه اي از رفتار هاي وي و حاميان تندرواش پس از اعلام نتايج انتخابات انتقاد کردند.

متن اين نامه به اين شرح است:

ادب مرد به از دولت اوست

جناب آقاي موسوي؛

حس مسئوليت نسبت به رايي که براي شما به صندوق انداختيم و وقوع حوادث اخير، ما را بر آن داشت تا درد دلمان را با مردم شريف ايران در ميان بگذاريم.

ما مردم ايرانيم و حق ايراني بودن خود را در صدق و صفا و راستي، در پيشرفت و رشد و تعالي، در تمسک به هويت ملت و مذهبي و در احترام به قانون مي‌جوييم. انتخابات فرصتي بود که مردم چهار نامزد را با اين معيارها محک بزنند و يک نفر را به عنوان پيروز برگزينند؛ ما نيز آنگونه که حس وظيفه کرديم نام شما را با هزاران آمال و آرزو بر برگ راي ثبت کرديم.

آقاي موسوي؛ ببخشيد اگر مطالب اين نامه چندان مورد پسندتان نيست! ما هم از گفتن آن دل خوشي نداريم! بزرگترين شعارتان که قانون‌مداري بود را به يادتان مي‌آوريم. همانطور که مي‌دايند حضور 85 درصدي مردم در انتخابات پيروزي بزرگي بود و اينک با تاسف بايد گفت بزرگترين شکست و سرخوردگي نيز نصيب ما شد که به شما راي داده‌ايم. رفتارهاي شما پس از انتخابات هر چند در کوتاه مدت، شائبه‌ي تقلب را براي مردم پديد آورد، اما اظهار نظرهاي کلي و عدم حضورتان در شوراي نگهبان در کنار برگزاري کارناوال‌هاي انتخاباتي بدون مجوز قانوني که متاسفانه آشوب و بي‌نظمي را به بار آورد و از طرفي حمايت شما از اين جريان و يا حداقل عدم ابراز برائت در بيانيه‌هاي دوپهلويي که از طرفداران صادر مي‌شود، تنها اذهان را به قانو‌ن‌گريزي و قانون شکني رهنمون مي کند.

جناب آقاي موسوي؛

بسيار از راي‌ دهندگان به شما، حقا با نيتي پاک رايشان را به صندوق انداختند و اکنون با وقوع چنين برخوردهاي نسنجيده و بي قانوني‌هاي گسترده از جانب شما و بعضي حاميانتان، راي خود را پس گرفتند و از کرده‌ي خود نيز پشيمانند. ما نيز همانند ساير مردم و دانشجويان، در درجه‌ي اول از شما مي خواهيم قدري در رفتار خود تامل کنيد. آنچه از جانب شما سرميزند در حافظه‌ي تاريخي اين ملت باقي خواهد ماند. صدمه‌هايي که از قبيل اينگونه رفتارها به جان و مال و فرهنگ ملت وارد مي آيد، با هيچ بهايي جبران شدني نيست و شما که چه بخواهيد و چه نخواهيد امروز در ذهن عامه مردم به عنوان مسبب اين وقايع شناخته مي‌شويد، در پيشگاه ملت و در دادگاه عدل الهي مسئوليد.

ملت ايران اهل منطقند و از هوچي گري متنفر، از ملعبه قرار دادن نمادهاي مقدس سخت آشفته‌اند. حمايت از آشوبي که در آن مسجد به آتش کشيده شده و دست آلوده به خون منافقان در آن عيان است، شرم آور است، از سوي ديگر سلب امنيت و آسايش و مختل کردن زندگي مردم، آه و نفرينشان را برايتان به ارمغان آورده است. در اين حال دم از امام و انقلاب زدن چه باوري براي مردم خواهد ساخت. آيا حمايت از شما را بايد بر حمايت از انقلاب مقدم دانست؟ مگر نمي‌بينيد که جريان منتسب به شما اساس انقلاب را هدف گرفته است؟ متاسفانه حتي حفظ ظاهر هم نکرديد! نه تنها وقعي براي رهبري قائل نيستيد، بلکه حرف‌هاي امام را نيز تفسير به راي کرديد. آيا مردم بايد کماکان دوستتان بدارند؟! مگر همان امام(ره)، حضرت عالي را از رفتارهاي عجولانه‌اي که در هنگام عصبانيت از شما سرزده بود و مورد سوءاستفاده دشمن قرار گرفته بود، نهي نکرده بود؟ و مگر نمي‌دانيد که آن بزرگ همه‌ي ما را به پيروي اکيد از قانون فراخوانده بود؟ او بود که به قانون شکنان عتاب کرد که: "غلط مي‌کني قانون را قبول نداري! قانون تو را قبول ندارد" به ما بگوييد کدام را برگزينيم؟ حمايت از شما به هر قيمتي يا خط انقلاب را؟

جناب آقاي موسوي؛

هيچ يک از شما فکر نمي‌کرديم که نخست وزير محبوب جمهوري اسلامي کارهايي خواهد کرد که عرق شرم از حسن نيتمان بر پيشانيمان نقش بندد. اگر بپرسيد چرا به شما راي داديم خواهيم گفت چون فکر مي کرديم دولت روي کار قانون گريز است و موسوي قانون گرا؛ چون تخيلاتمان را در مشکلات اقتصادي کشور محدود کرده بودند و مي‌گفتند موسوي برنامه‌هاي خوبي دارد؛ چون دولت به دروغ‌گويي معروف شده بود و شما به صداقت؛ چون قرار بود خط امام را احيا کنيد نه اينکه با اساس نظام گلاويز شويد؛ اما اکنون تعلق خاطر به جريان شما، ننگ حمايت غرب و رسانه‌هاي سياهش را بر ما تحميل مي‌کند؛ از قانون گرايي هم که ر فرهنگتان چيزي نمانده؛ اکنون سراب چه چيزي را در سر بپرورانيم؟ اگر حق با شماست که قانون جوابگوست. آيا حقيقتا امروز آنقدر دستتان از منطق خالي است که نيازمند حمايت مردم در خيابان‌ها هستيد؟

جناب آقاي موسوي؛ خود نيک مي دانيد که امروز غالب اعضاي ستادهايتان از شما روي گردانده‌اند. دلسوزانه از ما بپذيريد که از پايگاه مردمي که به مدد راي بخشي از جامعه براي شما ايجاد شده بود هم چيزي باقي نمانده است و با کمال تاسف بايد آن را نتيجه بي‌احترامي به حقوق مردم دانست.

ما جمعي از دانشجويان دانشگاه‌هاي تهران نيز به توده‌هاي مردم پيوسته و ادامه اين بي‌قانوني‌ها و آشوب‌ها را به صلاح نمي‌دانيم و آن را نماد تضييع راي خود قلمداد مي‌نماييم. اکنون به حق رايي که برايتان به صندوق انداختيم عاجزانه خواستاريم که اعتراضات خود را در چارچوب قانون پيگيري کنيد و يا اگر واقعا دلايلتان محکم و محکمه پسند نيست، مردانه سرنوشتي را که مردم براي خود رقم زده‌اند بپذيريد که ما نيز اين رفتار شما را خواهيم ستود و قدر رايي که به شما داده‌ايم را خواهيم دانست. در غير اين صورت راهي جز برائت جويي از انتخاب شما برايمان باقي نخواهد ماند.

اميدواريم خداوند از سر تقصيرات همه‌ي ما درگذرد.

" 76 نفر از دانشجويان دانشگاه هاي تهران که ميرحسين موسوي را در انتخابات برگزيده بودند" (امضا از بيم برخورد هاي تند افراطيون محفوظ مي باشد.)

/ 0 نظر / 6 بازدید